پرزیدنت ترامپ گفته است که برای جلوگیری از دستیابی ایران به بمب هسته ای وارد جنگ شده است. متأسفانه، جنگی که او به راه انداخت باعث شد ایران متوجه شود که قبلاً یک سلاح بسیار مؤثر در روز قیامت دارد – سلاحی که معادل اقتصادی نابودی مطمئن متقابل را نوید می داد. تنگه هرمز همیشه آسیب پذیر بوده است. ایالات متحده همیشه میدانست که ایران در صورت حمله ممکن است تلاش کند آن را ببندد. اما نه واشنگتن و نه تهران تصور نمی کردند که انجام این کار برای ایران چقدر آسان است، بازگشایی آن برای ایالات متحده چقدر سخت است، یا اثرات اقتصادی یک تنگه بسته به طور گسترده و سریع از بین خواهد رفت.
سوخت های فسیلی برای تمدن صنعتی مدرن همان چیزی است که هوا برای ریه هاست: حدود 80 درصد اقتصاد جهانی از نفت، زغال سنگ و گاز طبیعی تامین می شود. بیشتر اینها از کشورهای حاشیه خلیج فارس می آید: عربستان سعودی، عراق، ایران، امارات متحده عربی، کویت، قطر، عمان و بحرین. حدود 25 درصد تجارت جهانی نفت از طریق دریا و 20 درصد گاز طبیعی مایع جهانی از تنگه هرمز، بین خلیج فارس و خلیج عمان عبور می کند.
ایران دو ناوگان دریایی دارد – یکی که بخشی از خدمات ملی آن است و دیگری متعلق به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – اما یک قدرت دریایی نیست. با شروع عملیات نظامی آمریکا، نیروهای دریایی آن به سرعت نابود شدند. ژنرال دن کین، رئیس ستاد مشترک ارتش، در جلسه توجیهی 8 آوریل گفت که ایالات متحده بیش از 90 درصد ناوگان عادی ایران را غرق کرده و 150 کشتی به همراه نیمی از قایقهای تهاجمی کوچک نیروی دریایی سپاه را در قعر اقیانوس باقی گذاشته است.
با این وجود، ایران در آغاز کارزار نظامی آمریکا این تنگه را بست و انجام آن چندان سخت نبود. حتی بدون داشتن ظرفیت دریایی زیاد، ایران می تواند کشتی های عبوری را با مین، موشک و پهپادهای ارزان قیمت شاهد-136 تهدید کند. با حمله به چند کشتی تجاری و گذاشتن چند مین، فضایی از چنان ناامنی فراگیری ایجاد کرد که بازارهای جهانی بیمه دریایی، که طبیعتاً ریسک گریز بودند، یا پوشش کشتی های عبوری را متوقف کردند یا نرخ های گزافی را ارائه کردند.
بنابراین معلوم می شود که تنگه به راحتی بسته می شود. همچنین بازگشایی – و مهمتر از آن، باز نگه داشتن آن دشوار است. حتی اگر ایالات متحده زمان و منابع مورد نیاز برای این کار را سرمایهگذاری کند، این تلاش احتمالاً بیشتر از آنچه ترامپ مایل است در پایگاه نیروی هوایی دوور ملاقات کند، کیسههای بدن به همراه خواهد داشت. ایران به خوبی می تواند نه تنها علیه نیروهای آمریکایی، بلکه علیه زیرساخت های انرژی حیاتی در کشورهای خلیج فارس نیز انتقام بگیرد. کاروانهای نیروی دریایی مورد نیاز است، که به یک ائتلاف بینالمللی نیاز دارد، چیزی که ترامپ ثابت کرده است که صلاحیت آن را ندارد.
واقعیت تلخ این است که بازگرداندن ترافیک دریایی از طریق این تنگه به سطح قبل از جنگ (حدود 130 کشتی در روز)، و حفظ آن در آنجا، برای اقتصاد جهانی ضروری است – و این امر بدون همکاری ایران تقریباً به طور قطع امکانپذیر نیست. محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده نوید ایجاد دردهای اقتصادی قابل توجهی بر ایران را می دهد، اما این واقعیت را تغییر نمی دهد.
پس چرا ایران اینقدر مشتاق بسته نگه داشتن تنگه است؟ پاسخ در بازدارندگی استراتژیک نهفته است – توانایی جلوگیری از حملات به سرزمین خود. از آنجایی که ارتش متعارف آن ضعیف است، جمهوری اسلامی در طول تاریخ بر توانایی های نامتقارن تمرکز کرده است. اولین رکن بازدارندگی استراتژیک ایران از دیرباز تسلیحات گسترده موشکهای کوتاهبرد و میانبرد ایران است. دومی شبکه نیابتی آن بود و سومی برنامه هسته ای پیشرفته آن بود که به آن قابلیت ارتقاء به وضعیت سلاح هسته ای را می داد.
اما رویدادهایی که با حمله تروریستی حماس در 7 اکتبر 2023 به اسرائیل – یا به طور دقیق تر، ضدحمله اسرائیل که در جنگ 12 روزه ژوئن 2025 با ایران به اوج خود رسید – این ستون ها را سرنگون کرد. پس از آن، ایران تا حد زیادی خود را بی دفاع دید و در صورت تلاش برای بازسازی پتانسیل بازدارندگی خود، با تهدید حملات بعدی اسرائیل مواجه شد. هنگامی که عملیات خشم حماسه در پایان فوریه آغاز شد، رژیم ایران که برای جان خود می جنگید، به دنبال یک نوع بازدارندگی خطرناک تر و در عین حال قوی تر بود: کنترل تنگه هرمز. بله، تعطیلی ترافیک نیز به ایران آسیب میزند، اما رژیم قمار میکند که بتواند درد کوتاهمدتتری را نسبت به ترامپ تحمل کند، بهویژه در سال انتخابات.
ایران علاوه بر تسلیحاتی کردن این تنگه، به دنبال کسب درآمد از این تنگه و ایجاد بودجه برای بازسازی پس از جنگ است. ایران عوارضی را برای همه کشتیهای دوستی که از آن عبور میکنند، اعلام کرده است که میتوان آن را با ارز دیجیتال یا یوان چین پرداخت کرد. کشتیهای غیردوستانه (مانند کشتیهای متعلق به ایالات متحده یا اسرائیل) اجازه ترانزیت نخواهند داشت. ایران مدعی شده است که چنین تلفاتی یک امر عادی جدید است و پس از پایان جنگ ادامه خواهد یافت، لعنت بر قوانین بین المللی.
کشورهای حوزه خلیج فارس چنین ترتیبی را غیرقابل قبول می دانند. این نه تنها سود آنها را کاهش می دهد، بلکه آنها را ملزم می کند که به دشمنی که به تازگی به آنها حمله کرده است، پول بدهند. حتی چین که نفوذ قابل توجهی بر ایران دارد، میتواند با این عوارض مخالفت کند، زیرا به شدت به کالاهایی که از این تنگه عبور میکنند وابسته است. در مورد ترامپ چه کسی می داند؟ او در مقطعی گفت که ایالات متحده می تواند به طور مشترک سیستم عوارضی را با ایران مدیریت کند. آنچه برای او اهمیت دارد این است که تردد از طریق آبراه در اسرع وقت از سر گرفته شود تا درد اقتصادی پیش از میان ترم نوامبر به حداقل برسد.
اما حتی اگر این تنگه به طور کامل بازگشایی شود، احتمالاً ماه ها می گذرد تا آسیب های اقتصادی کاهش یابد و جریان کشتیرانی از سر گرفته شود. در 14 آوریل، صندوق بین المللی پول هشدار داد که میزان شوک اقتصادی ناشی از تنگه بسته، از جمله تورم و کاهش رشد، “به مدت زمان و مقیاس درگیری بستگی دارد – و به سرعت عادی شدن تولید و ارسال انرژی پس از پایان خصومت ها.” توقف حمل و نقل نفت و گاز به خودی خود بد است. همچنین بر جریان کالاهایی مانند کود نیتروژن (ضروری برای رشد محصولات زراعی)، گوگرد و هلیوم (ضروری برای بخش های نیمه هادی و پزشکی) تأثیر می گذارد.
محقق نورمن ریکلفز خاطرنشان کرده است که تاریخ جنگ “همچنین تاریخ عواقب ناخواسته” است. دلیل احتمالی این جنگ، برنامه هسته ای ایران بود. ترامپ تصاویری غیرمحتمل از باریدن موشک های هسته ای ایران بر شهرهای آمریکا را به تصویر کشید. سپس، مانند چیزی از خورخه لوئیس بورخس باغ مسیرهای دوشاخه، درگیری همه ما را به سمتی جدید، تاریک تر و شوم تر سوق داد.
تهران ممکن است به عنوان بخشی از مذاکرات، کنترل خود بر تنگه را تعدیل کند. در واقع، امروز عباس عراقچی، وزیر امور خارجه اعلام کرد که این تنگه تا پایان آتشبس به روی کشتیهای تجاری کاملا باز خواهد بود. اما عملکرد ایران نسبت به گفته های قبلی خود کوتاهی کرده است. به گفته رسانههای تندرو ایران، ایران اکنون ترافیک را به یک خط ترانزیت جدید از طریق آبهای سرزمینی ایران هدایت میکند (این مسیر قبلاً از آبهای عمان میگذشت). استفاده از این پاساژ مستلزم هماهنگی با نیروی دریایی سپاه است.
صرف نظر از اینکه ایران اجازه می دهد ترافیک دریایی در طول مذاکرات افزایش یابد، واقعیت این است که ایران همچنان “کلید تنگه” را در دست دارد، همانطور که دنی سیترینوویچ، کارشناس مسائل ایران که سابقاً از اطلاعات نظامی اسرائیل بود، آن را در X. ممکن است تهران مهار خود را در این آبراه حیاتی کاهش داده باشد، اما جمهوری اسلامی، ضربه خورده و در جستجوی راهی برای جلوگیری از آن است. آینده