نوشته السا امداد چاندیو
تشدید تنش فرامرزی بین پاکستان و افغانستان از اواخر فوریه 2026 در شرایطی آشکار شده است که در آن زنان افغان در حال حاضر تحت برخی از محدودترین شرایط در جهان زندگی می کنند. از این نظر، حملات هوایی، گلوله باران، و درگیریهای فرامرزی که حداقل ده استان را تحت تأثیر قرار داده است، بیثباتی را در محیطی باثبات ایجاد نمیکند.
ارزیابی های گروه عملیاتی هماهنگی جنسیت افغانستان نشان می دهد که زنان و دختران بیش از نیمی از نزدیک به 90000 نفر را تشکیل می دهند که تحت تأثیر تشدید تنش قرار گرفته اند. این به تنهایی ماهیت جنسیتی بحران را نشان می دهد. تعداد قابل توجهی از جوامع اکنون گزارش می دهند که زنان قادر به دسترسی به مراکز بهداشتی نیستند. در برخی دیگر، دسترسی به یک قیم مرد یا فقدان کارکنان بهداشتی زن مانع شده است. این محدودیتها جدید نیستند، اما افزایش ناامنی، مسیریابی آنها را بسیار دشوارتر کرده است.
روال روزانه به روش های قابل مشاهده تغییر کرده است. زنان کوچک شدن فضاهای فیزیکی را که می توانند با خیال راحت وارد شوند توصیف می کنند. به دلیل ترس از حملات هوایی، آزار و اذیت یا رفتار غیرقابل پیش بینی پرسنل مسلح در پست های بازرسی از بازارها، نقاط آبی، کلینیک ها و حتی مستراح های عمومی در مکان های آوارگان اجتناب می شود. در کابل، بسیاری از خانواده ها اکنون مانع از خروج زنان از خانه می شوند. مردان وظایفی را بر عهده گرفتهاند که زنان قبلاً مدیریت میکردند، نه به این دلیل که نقشها در حال تغییر هستند، بلکه به این دلیل که خطرات به حدی افزایش یافته است که خانوادهها حاضر نیستند زنان را در معرض آنها قرار دهند. به عنوان یک زن توضیح داد: “ما دیگر از رفتن به بیرون یا ادامه زندگی عادی احساس امنیت نمی کنیم.”
زنان بدون اقوام مرد با سخت ترین مشکلات روبرو هستند. زنان سرپرست خانوار، که در حال حاضر از آسیب پذیرترین خانواده ها در افغانستان هستند، هنگام تلاش برای تأمین کمک، سفر برای مراقبت های پزشکی یا تهیه لوازم اولیه با موانع پیچیده ای مواجه می شوند. شرط محرم، بررسی مدارک و محدودیت های حرکتی برای محدود کردن حتی حرکت ضروری همدیگر را قطع می کند. در چنین شرایطی، تفاوت بین امنیت غذایی و گرسنگی، یا بین مرگ و زندگی در طول یک اورژانس پزشکی، می تواند به حضور یک بستگان مرد بالغ بستگی داشته باشد.
تشدید تنش با فجایع قبلی نیز برخورد کرده است. در بخشهایی از کنر و ننگرهار، بسیاری از زنانی که در اثر زلزله سال گذشته آواره شدهاند، اکنون برای بار دوم از ریشه بیرون شدهاند. چندین ماه در پناهگاه های موقت، اغلب بدون خدمات کافی، سپری کرده اند تا با امواج جدیدی از ناامنی مواجه شوند که آنها را مجبور به جابجایی دوباره می کند. بسیاری قصد بازگشت به روستاهای آسیب دیده خود را با وجود نبود سیستم آب، امکانات بهداشتی یا مسکن امن دارند. تصمیم آنها به معنای واقعی یک انتخاب نیست. این پاسخی است به ناامنی و ازدحام بیش از حد مکانهای جابجایی، و به فقدان تقریباً کامل جایگزینهای پایدار.
فشارهای اقتصادی نیز تشدید شده است. اکثریت زنان آسیب دیده از دست دادن درآمد را بزرگترین چالش خود از زمان تشدید گزارش می کنند. حتی کارگران مستقر در خانه به دلیل اختلال در زنجیره تامین، افزایش قیمت ها و ناتوانی در سفر قادر به ادامه فعالیت نیستند. راهبردهای مقابله ای در سطح خانوار فشار را نشان می دهد. گزارشهای مربوط به شیوههای ناکافی تغذیه کودک افزایش یافته است و بسیاری از زنان مصرف غذای خود را کاهش میدهند تا کودکان بتوانند غذا بخورند. در صورت تداوم شرایط، این شاخص ها به سمت یک بحران تغذیه ای و بهداشتی طولانی مدت اشاره می کنند.
تأثیر روانی تشدید قابل توجه است اما کمتر قابل مشاهده است. زنان از اضطراب، بی خوابی و احساس وحشت دائمی پس از حملات هوایی صحبت می کنند. دسترسی به حمایت از سلامت روان بسیار محدود است. بیشتر زنان برای مدیریت استرس به شبکههای غیررسمی و مکانیسمهای مقابلهای مذهبی یا اجتماعی متکی هستند. در حالی که اینها تا حدودی راحتی را فراهم می کنند، اما زمانی که ناامنی طولانی می شود و زنان قبلاً چندین دوره جابجایی، از دست دادن و عدم اطمینان را تحمل کرده اند، کافی نیستند.
پیامدهای جنسیتی این درگیری فرامرزی جدید نیستند آنها ناشی از نابرابری های جنسیتی از قبل موجود در افغانستان هستند که درگیری ها را تشدید می کند. وقتی تحرک زنان محدود می شود، ناامنی انزوا را تشدید می کند. وقتی فرصتهای شغلی کمیاب هستند، درگیریها وابستگی را تقویت میکنند، و زنان از زندگی عمومی کنار گذاشته میشوند، نیازهای آنها در ارزیابیها یا پاسخهای سیاستی با فوریت مورد نیاز ظاهر نمیشود.
این پیامدهای مستقیمی برای واکنش بشردوستانه دارد. خود دسترسی جنسیتی دارد. در جاهایی که کارکنان زن نمی توانند مستقر شوند، نیازهای زنان کمتر گزارش می شود. در مواردی که توزیع کمک ها محدودیت های تحرک را در نظر نمی گیرد، زنان کمتر احتمال دارد که کمک دریافت کنند. پاسخ مؤثرتر مستلزم تلاشهای عمدی است تا اطمینان حاصل شود که زنان در ارزیابیها گنجانده میشوند، از سازمانهای تحت رهبری زنان برای رسیدن به مناطق آسیبدیده حمایت میشود، و زنان سرپرست خانوار کمکهای هدفمند دریافت میکنند که نشاندهنده آسیبپذیری شدید آنهاست. همچنین مستلزم اطمینان از این است که خدمات فقط برای زنان عملیاتی باقی بماند و توسط کارگران زن که می توانند با خیال راحت سفر کنند، کار می کنند.
چالش گستردهتر در چگونگی شکلگیری چنین تشدیدهایی نهفته است. هنگامی که گفتگو به استراتژی نظامی یا سیگنالهای سیاسی محدود میشود، هزینه انسانی در پسزمینه ناپدید میشود. تجارب زنان افغان را نه باید حاشیه ای دانست و نه به طور اپیزودیک. آنها روشن ترین بینش را در مورد اینکه چگونه تعارض جامعه را در اساسی ترین سطح آن تغییر می دهد، ارائه می دهند.
زنان افغان به حفظ خانواده ها و جوامع تحت شرایطی که بسیاری از جوامع را تحت تأثیر قرار می دهد ادامه دهند. انعطاف پذیری آنها اغلب برجسته می شود، اما انعطاف پذیری را نباید رمانتیک کرد. اغلب تنها گزینه موجود در زمینه ای است که انتخاب ها به شدت محدود می شوند. با تداوم تنشها بین پاکستان و افغانستان، این خطر واقعی وجود دارد که راههای خاصی که این تشدید بر زنان تأثیر میگذارد، از توجه بینالمللی محو شود و در زنجیره طولانی بحرانهایی که افغانستان را تعریف کردهاند، محو شود. زمان آن فرا رسیده است که اذعان کنیم که تجارب زنان افغان الحاقی به داستان درگیری نیست. آنها برای درک هزینه واقعی آن نقش اساسی دارند.
داده های این قطعه از: زنان سازمان ملل بدست آمده است. هشدار جنسیتی 2: تأثیر خصومت های نظامی بین افغانستان و پاکستان بر زنان و دختران. کابل: گروه عملیاتی هماهنگی جنسیت، آوریل 2026.
. السا امداد چاندیو
السا امداد فارغ التحصیل USG است. او دارای مدرک لیسانس زبان های مدرن با گرایش انگلیسی و مینور اسپانیایی است. او قبلاً بخشی از American Areas در پاکستان بوده است و اکنون به عنوان هماهنگ کننده پروژه در مرکز تحقیقات و مطالعات امنیتی کار می کند. او همچنین یک مشارکت کننده هفتگی برای Matrix است. علایق او شامل دیپلماسی عمومی، آموزش زبان، حل و فصل صلح و درگیری، ظرفیت سازی برای گروه های به حاشیه رانده شده و غیره است.
