
شرق افغانستان، جایی که در حمله هوایی پاکستان اکثر اعضای یک خانواده از جمله زنان و کودکان کشته شدند. عکس: @ATTOCK
فوریه یکی از خونینترین ماهها در تاریخ اخیر پاکستان بود، نه به خاطر هیچ متجاوز خارجی، بلکه به این دلیل که دستگاه امنیتی خود این کشور، مکرراً و در مقیاس وسیع، در حفاظت از مردمی که ادعا میکند به آنها خدمت میکند، ناکام ماند.
یک بمب گذاری انتحاری در روز 6 فوریه به یک مسجد شیعیان در اسلام آباد منفجر شد و 36 نمازگزار را کشت و بیش از 170 نفر را مجروح کرد. به دنبال آن حادثه دیگری در باجور که 11 سرباز را کشت و بمب گذاری های بیشتری در منطقه بانو در خیبر پختونخوا رخ داد. اینها حوادث منفرد نبودند، بلکه ادامه الگوی شکست های فاجعه بار امنیتی بودند که تحت نظارت فیلد مارشال سید عاصم منیر پاکستان را گرفتار کرده است. ارتش به جای پرداختن صادقانه به این ناکامیها، قدیمیترین بازتاب نهادی را در کتاب بازی خود انتخاب کرد: ایجاد یک بحران خارجی برای از بین بردن مسئولیتپذیری داخلی.
هزاران نفر از مردم عزادار قربانیان حمله به مسجد شیعیان اسلام آباد را تشییع کردند، در حالی که شهروندان آشکارا نقص امنیتی را محکوم کردند. گزارشها ادعا کردند که مقامات پاکستانی اطلاعات پیشرفتهای در مورد تهدید قریبالوقوع داشتند، اما نتوانستند عمل کنند. بحران امنیتی مداوم پیامد مستقیم حمایت نهادهای نظامی از گروههای جهادی است، و اشاره میکند که در حالی که منیر به دنبال تغییر لفاظی لباسهای شبهنظامی بوده است، همزمان از لفاظیهای تبعیضآمیز و نژادپرستانه حمایت میکند که منعکسکننده جهانبینی اسلامگرای خودش است.
در شب 21 فوریه، نیروی هوایی پاکستان حملاتی را در ولایات ننگرهار، پکتیکا و خوست افغانستان انجام داد و مدعی شد که اردوگاه های تحریک طالبان پاکستان (TTP) و دولت اسلامی استان خراسان (ISKP) را هدف قرار داده است. اما آنچه بعد از آن انجام شد یک عملیات ضد تروریسم دقیق نبود، بلکه یک نهاد نظامی بود که برای مخاطبان داخلی قدرت اجرا می کرد.
مقامات افغانستان از کشته شدن دست کم 18 نفر از جمله زنان و کودکان در ولایت پکتیکا خبر دادند. هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) تائید کرد که در این حملات حداقل 13 غیرنظامی کشته و هفت نفر زخمی شدند. این خسارات جانبی نبود، بلکه نتیجه قابل پیشبینی این بود که پاکستان برای پرتاب بمب بر روی کشوری با ظرفیت دفاع هوایی محدود انتخاب کرد، با دانستن اینکه اپتیک «تلافیجویانه» در تلویزیون پاکستان به خوبی اجرا میشود.
تشدید تنش کنونی منعکس کننده تغییر استراتژی پاکستان به سمت عملیات های جنبشی تهاجمی تر در افغانستان است. آنچه تحلیلگران کمتر مایل به گفتن آن هستند این است: ارتش منیر دقیقاً به این دلیل این حملات را انجام داد که نتوانست پاسخگوی شکست های داخلی خود باشد. بلندتر می شود
حملات هوایی در افغانستان به تشکیلات یک تغییر جهت داد – پاکستان به عنوان طرف آسیب دیده، به جای یک دولت امنیتی شکست خورده که قادر به محافظت از نمازگزاران در پایتخت خود، یازده مایلی از مقر ارتش در راولپندی نیست، با “تروریزم مبتنی بر افغانستان” مبارزه می کند.
تشدید تنش به شکل مارپیچی افزایش یافت و پاکستان تا 27 فوریه خود را در «جنگ علنی» با افغانستان اعلام کرد و خواجه آصف وزیر دفاع گفت که صبر اسلام آباد به پایان رسیده است. پاکستان کابل و سایر ولایات افغانستان را مورد حمله قرار داد. حمدالله فطرت معاون سخنگوی افغانستان پاکستان را به هدف قرار دادن عمدی محل سکونت غیرنظامیان عادی متهم کرد که بیشتر کشته ها و زخمی ها را زنان و کودکان تشکیل می دهند. دیپلماتهای بدون مرز سازمان ملل هشدار داد که رویارویی بیشتر خطر بیثباتی منطقهای گستردهتر را به همراه دارد و با نگرانی خاطرنشان کرد که بیشتر پهنای باند دیپلماتیک جهان در جاهای دیگر مصرف میشود و این جنگ به طور بالقوه بدون مراقبت باقی میماند.
این خشونت علیه افغان ها از خلاء بیرون نیامده است. این گسترش خارجی فرهنگ نهادی است که قبلاً به خوبی در داخل کشور توسط ارتش پاکستان به خوبی تمرین شده است.
بر اساس گزارش کمیته بلوچ یاکجهتی، تنها در سال 2025، 1223 فرد بلوچ به زور ناپدید شده اند که 18 نفر آنها زن بودند. در همین مدت بیش از 200 مورد قتل غیرقانونی توسط نیروهای امنیتی پاکستان گزارش شده است.
تنها در فوریه 2026، موارد متعددی از ناپدید شدن اجباری و قتل در بازداشتگاه در بلوچستان ثبت شد و خانواده ها گزارش دادند که اجساد کشف شده دارای نشانه های مشهودی از شکنجه شدید است.
گزارشگران ویژه سازمان ملل این اقدامات را نقض جدی حقوق بشر و جنایت بین المللی خوانده اند و از پاکستان خواسته اند تا مکانیسم های تحقیقاتی مستقل ایجاد کند و ناپدید شدن اجباری را جرم انگاری کند. بنابراین رفتار نظامیان با غیرنظامیان افغان یک انحراف نیست، بلکه همان تحقیر زندگی غیرنظامیان است که در پاکستان اعمال می شود.
این تحقیر مدتهاست رفتار پاکستان با پناهندگان افغان را نیز مشخص کرده است. پلیس پاکستان خانواده های افغان را به اجبار بیرون کرده، اموال آنها را غارت کرده و پناهندگان را از رسیدگی عادلانه، از جمله حق ارائه اسناد یا دسترسی به نمایندگی قانونی محروم کرده است.
طبق گزارش ها، حدود 4 میلیارد دلار از اموال و دارایی های متعلق به افغان ها توسط دولت پاکستان مصادره شده است. بین سپتامبر 2023 تا فوریه 2026، پاکستان بیش از یک میلیون شهروند افغان را به زور اخراج کرد. بسیاری از سازمانهای بینالمللی و گروههای حقوق بشری این سیاست را نقض اصل عدم اخراج توصیف کردهاند و بارها از پاکستان خواستهاند که مسیر خود را تغییر دهد. افغانهایی که دههها را صرف ساختن زندگی در پاکستان کردهاند، تماشا کردهاند که کسبوکار، خانهها و پساندازهایشان توسط همان نهاد امنیتی که اکنون خود را بهعنوان همسایه آسیب دیده افغانستان به دنیا معرفی میکند، از بین میرود.
این وضعیت متناقض بخشی از یک الگوی گسترده تر زیر منیر است. او با موضع گیری تهاجمی علیه افغانستان و مجازات رقبای سیاسی مانند عمران خان در داخل، تلاش های مذبوحانه ای برای قدرتمند جلوه دادن در صحنه بین المللی انجام داده است. علاوه بر این، سیاست “وضعیت سخت” او علیه گروه های شورشی محلی و جوامع اقلیت تنها منجر به افزایش نارضایتی در سراسر کشور شد. ارتش همچنان به ناپدید شدن دانشجویان، ساکت کردن وکلا و بمباران روستاها در کشور خود ادامه می دهد، در حالی که منیر برای عکس گرفتن با رهبران جهان عکس می گیرد.
خشم فزاینده ای علیه منیر و نمایندگان دولت غیرنظامی در سراسر کشور وجود دارد. اخیراً شعارهای «مردآباد» (مرگ بر) عاصم منیر و نخست وزیر شهباز شریف در گیلگیت بلتستان تحت اشغال پاکستان به دلیل کشتار غیرنظامیان بیگناه توسط نیروهای امنیتی در جریان اعتراضات محلی به گوش رسید.
در رسانههای اجتماعی، هشتگهایی مانند «استعفا عاصم منیر»، «پاکستان تحت فاشیسم نظامی»، و «تجارتهای نظامی را تحریم کنید» به طور مرتب رواج پیدا میکنند و کاربران سرکوبهای خشونتآمیز و عدم آزادی بیان توسط مقامات دولتی را به یاد میآورند. به همین ترتیب، تظاهرات در افغانستان علیه حملات هوایی پاکستان نیز به همان اندازه نکوهش کننده بوده است و تظاهرکنندگان در چندین استان به خیابان ها آمدند تا آنچه را که تروریسم دولتی علیه مردم غیرنظامی بی دفاع توصیف کردند، محکوم کنند. کارنامه ارتش در دو سال گذشته افتضاح بوده است و با درگیری نظامی فعال با افغانستان، ارتش پاکستان بی ثباتی “ساختی” را تشدید کرده است تا مردم را از مسائل مبرم تر منحرف کند.
نویسنده: رحمت الله اچکزی (نویسنده یک روزنامه نگار مستقر در بلوچستان است که حقوق بشر، سیاست منطقه ای و مسائل فرامرزی را پوشش می دهد.)
>> منبع: شبکه افغان دیاسپورا

