در حالی که بن بست بر سر تنگه هرمز ادامه دارد و ایران با اولتیماتوم رئیس جمهور دونالد ترامپ روبرو می شود. تسنیم– یک رسانه نزدیک به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی – دارد ادعا کرد که تهران اکنون بر همسایگان عرب خود در خلیج فارس دارای یک بند اقتصادی است.
به نقل از رویترز، تسنیم استدلال می کند که اختلالات اخیر در خلیج فارس بخش قابل توجهی از اهرم اقتصادی منطقه را به سمت ایران منتقل کرده است. این سازمان ادعا می کند که بالغ بر 250 میلیارد دلار درآمد سالانه انرژی که زمانی به کشورهای عربی سرازیر می شد، اکنون در معرض کنترل یا نفوذ ایران است.
تسنیم این را نوعی «جنگ اقتصادی» میداند که در آن ایران نه تنها در برابر فشار مقاومت میکند، بلکه به طور فعال ثروت منطقهای را به نفع خود توزیع میکند.
بر اساس این گزارش، اقدامات ایران در تنگه هرمز و اطراف آن – به ویژه توانایی این کشور در محدود کردن یا تغییر شکل ترافیک دریایی – باعث کاهش صادرات نفت و درآمد کشورهای عربی خلیج فارس شده و در عین حال تهران را قادر میسازد تا سهم خود از درآمد انرژی و نفوذ استراتژیک خود را بر کشتیرانی افزایش دهد. تسنیم این را نوعی «جنگ اقتصادی» میداند که در آن ایران نه تنها در برابر فشار مقاومت میکند، بلکه به طور فعال ثروت منطقهای را به نفع خود توزیع میکند. تسنیم این تغییر را به عنوان مدرکی نشان می دهد که ایران دست برتر را در حوزه انرژی به دست آورده است، با این استدلال که اقتصادهای عربی خلیج فارس وابسته به صادرات بی وقفه اکنون متحمل ضرر شده اند، در حالی که ایران از قیمت های بالاتر و اهرم بیشتر بر جریان سود می برد. سایر رسانه های طرفدار جمهوری اسلامی نیز روایت های مشابهی را منتشر کرده اند و بر افزایش درآمدهای ایران در دوران بحران تاکید کرده اند.
با این حال، این تصویر واقعیت اقتصادی گستردهتر را نادیده میگیرد. طی چهار دهه گذشته، کشورهای عربی خلیج فارس نه تنها خود را به تولیدکنندگان عمده انرژی، بلکه به مراکز تجاری و مالی جهانی تبدیل کردهاند، به ویژه امارات متحده عربی. عربستان سعودی، امارات و قطر با هم کنترل کنید صندوق های ثروت دولتی نزدیک شدن 4 تریلیون دلار در مقابل، ایران با محدودیتهای ساختاری مواجه است: واحد پولی آن سقوط کرده است، میانگین دستمزدهای ماهانه در حدود 100 تا 200 دلار باقی مانده است و تحریمها بخش انرژی آن را توسعه نیافته و قادر به گسترش یا مدرنسازی کرده است.
تسنیم با این وجود، ایران استدلال میکند که ایران میتواند با تهدید کشتیرانی از طریق هرمز، به طور مؤثری «عوارض» را بر اقتصادهای عرب خلیج فارس تحمیل کند. در این مقاله آمده است: «در مجموع، تقریباً 250 میلیارد دلار درآمد سالانه در معرض اختلال است – درآمدی که بر اساس واقعیتهای ژئوپلیتیکی، عملاً تحت نفوذ ایران قرار میگیرد.»
در این چارچوب، کنترل هرمز به منزله یک پیروزی استراتژیک است که به تهران اجازه میدهد نه تنها تجارت منطقهای، بلکه توازن گستردهتر قدرت اقتصادی در خاورمیانه را نیز شکل دهد.
این گزارش همچنین مسیرهای صادراتی جایگزین را رد می کند و استدلال می کند که هر گونه تلاش کشورهای عربی برای دور زدن تنگه – به ویژه از طریق خطوط لوله – در برابر حملات نیروهای همسو با ایران مانند حوثی ها در یمن آسیب پذیر خواهد بود.
هر گونه تلاش کشورهای عربی برای دور زدن تنگه… در برابر حملات نیروهای همسو با ایران مانند حوثی ها در یمن آسیب پذیر خواهد بود.
با این حال چندین گزینه در دست است بحث. جاه طلبانه ترین آنها یک کانال است پیوند دادن خلیج فارس تا دریای عمان از طریق امارات متحده عربی و عمان. اگرچه نسبتاً کوتاه است، اما از زمینهای دشوار عبور میکند و به سالها ساخت و ساز پرهزینه نیاز دارد، و آن را به یک مفهوم بلندمدت تبدیل میکند تا یک راهحل عملی کوتاهمدت.
یک گزینه عملی تر، گسترش شبکه خط لوله عربستان سعودی است که در حال حاضر نفت را به دریای سرخ منتقل می کند. ریاض همچنین توسعه خطوط لوله از شمال به دریای مدیترانه – چه به حیفا اسرائیل یا از طریق سوریه – را بررسی کرده است، اما این مسیرها با چالشهای سیاسی و امنیتی قابل توجهی روبرو هستند.
مفهوم سوم، کریدور زمینی از طریق عراق و ترکیه به اروپا را پیش بینی می کند که خطوط لوله و زیرساخت های حمل و نقل را ترکیب می کند. اگرچه در طول زمان به طور بالقوه مهم است، اما همچنان به دلیل بی ثباتی و نیاز به هماهنگی پایدار منطقه ای محدود می شود.
در نهایت، هیچ یک از این گزینه ها نمی توانند جایگزین کنید هرمز در کوتاه مدت آنها ممکن است وابستگی را در حاشیه کاهش دهند، اما سیستم انرژی جهانی همچنان به تنگه گره خورده است.
به همین دلیل، یک آتشبس ساده بین واشنگتن و تهران بدون تغییر اساسی در طرف ایرانی بعید است – بهویژه، یک عقبنشینی سیاسی و نظامی که آزادی کامل دریانوردی را بازگرداند. در ازای آن، تهران تقریباً به طور قطع خواستار لغو تحریمها خواهد بود، در حالی که امتیازات محدودی در مورد مسائل هستهای و سایر موضوعات استراتژیک ارائه میدهد.
