هر بار که قیمت انرژی افزایش می یابد، انرژی هسته ای به بحث باز می گردد. بحث آشناست. اگر اروپا هسته ای بیشتری داشت، از بازارهای بی ثبات گاز مصون می ماند. قیمت ها ثابت خواهد بود. شوک های خارجی – از هرمز تا اوکراین – اهمیت کمتری خواهند داشت. حقیقتی در آن نهفته است. اما فقط تا یک نقطه. و مهمتر از همه، فقط تحت شرایط بسیار خاص که اغلب نادیده گرفته می شوند.
هسته ای کار می کند، اگر از قبل آن را دارید
فرانسه نمونه بارز آن است. فرانسه با ناوگان هسته ای بزرگی که ستون فقرات سیستم برق خود را تشکیل می دهد، بوده است کمتر در معرض به بدترین جهش قیمت گاز ناشی از بسیاری از همتایان اروپایی خود. هنگامی که قیمت گاز افزایش می یابد، سیستمی که در هسته ای لنگر انداخته است، بلافاصله تمام برق خود را بر اساس هزینه های سوخت فسیلی قیمت گذاری نمی کند.
این یک مزیت واقعی است. اما مصونیت نیست. حتی فرانسه در هفتههای اخیر شاهد افزایش قیمت برق بوده است، زیرا بخشی از بازار گستردهتر اروپا باقی مانده و همچنان با پویایی قیمتگذاری متاثر از گاز در تعامل است. هسته ای قرار گرفتن در معرض را کاهش می دهد. آن را از بین نمی برد. و مهمتر از آن، موقعیت فرانسه نتیجه تصمیماتی است که چندین دهه پیش گرفته شده است. اینجاست که بحث هسته ای کنونی با مشکل مواجه می شود.
واقعیت ساخت جدید
این ایده که اروپا اکنون میتواند راه خود را به سمت ثبات قیمتهای هستهای باز کند، با واقعیتی بسیار راحتتر روبرو میشود: جدول زمانی و هزینهها. پروژه های هسته ای جدید به سرعت به دست نمی آیند. و ارزان نمی رسند.
Hinkley Level C در انگلستان را در نظر بگیرید. در سال 2016 تایید شد و انتظار می رفت تا سال 2025 با هزینه 18 میلیارد پوند آنلاین شود. هست اکنون انتظار می رود نزدیک به سال 2030، با افزایش هزینه ها به حدود 49 میلیارد پوند در شرایط امروزی. متأسفانه، این یک امر پرت نیست. یک الگو است.
زمانی که ظرفیت هسته ای جدید آنلاین می شود، سیستمی که برای آن طراحی شده بود اغلب تغییر کرده است.
مرتبط: نشریه چینی مدعی شد که ایالات متحده دو ماه از زمین های کمیاب باقی مانده است
گرید منتظر نمی ماند
در حالی که هینکلی در حال ساخت بود، سیستم برق بریتانیا دگرگون شد. در اواسط دهه 2000، شبکه تحت سلطه سوخت های فسیلی بود و زغال سنگ و گاز اکثریت قریب به اتفاق برق را تامین می کردند. شدت کربن بالا بود و هسته ای جایگزین منطقی برای نیروگاه های زغال سنگ بازنشسته به نظر می رسید.
اما این انتقال منتظر هینکلی نبود. تا سال 2025، شدت کربن شبکه بریتانیا تقریباً 75 تا 80 درصد کاهش یافته بود. زغال سنگ به طور کامل ناپدید شد. ظرفیت باد با افزایش بیش از ده برابری تولید به طور گسترده افزایش یافت. خورشیدی مسیر مشابهی را دنبال کرد. باتری ها و اتصال دهنده ها به اجزای جدایی ناپذیر سیستم تبدیل شدند. به عبارت دیگر کربن زدایی به هر حال اتفاق افتاد. و این سریعتر از پروژه هسته ای که قرار بود از آن حمایت کند، اتفاق افتاد.
مشکل کف هزینه
موضوع دیگری وجود دارد که کمتر مورد توجه قرار می گیرد: کف قیمت. پروژههای هستهای جدید معمولاً بر آن تکیه میکنند قراردادهای بلند مدت که حداقل قیمت برق را تضمین می کند تا اقتصاد قابل دوام باشد. به عنوان مثال، قرارداد هینکلی به طور موثر قیمتی را در محدوده 120 تا 130 پوند به ازای هر مگاوات ساعت در پول امروزی قفل می کند. سایر پروژه ها در سراسر اروپا از منطق مشابهی پیروی می کنند، مانند فنلاند، با حدود 100 یورو در هر مگاوات ساعت.
این یک پارادوکس ایجاد می کند. هستهای اغلب بهعنوان راهی برای کاهش هزینههای برق و نوسانات ارائه میشود، اما هستهای جدید در واقع میتواند کف قیمت نسبتاً بالایی را برای چندین دهه تعیین کند. این ممکن است هنوز برای قابلیت اطمینان و کربن زدایی قابل قبول باشد. اما این دستور العملی برای برق ارزان در کوتاه مدت نیست.
در همین حال، انرژی های تجدیدپذیر با سرعت متفاوتی حرکت می کنند
در حالی که پروژه های هسته ای با سرعت کلان پروژه حرکت می کنند، انرژی های تجدیدپذیر با سرعت تولید حرکت می کنند. باد و خورشید را می توان در طی سال ها به جای دهه ها مستقر کرد. هزینه ها به شدت کاهش یافته است. ذخیره سازی به سرعت در حال افزایش است. گسترش شبکه، اگرچه هنوز بسیار کند است، اما بسیار سریعتر از هر جدول زمانی ساخت هسته ای پیشرفت می کند. نتیجه این است که سیستم انرژی بسیار سریعتر از ساخت هسته ای تکامل می یابد. این یک استدلال علیه هسته ای به عنوان یک فناوری نیست. این بحث در مورد زمان بندی است.
سوال هزینه فرصت
همچنین یک سوال ساده وجود دارد که باعث ناراحتی مردم می شود. با 49 میلیارد پوند چه کار دیگری می توان کرد؟
در سطوح هزینه فعلی، این نوع سرمایه می تواند ده ها گیگاوات باد فراساحلی را در کنار توسعه انرژی خورشیدی، ذخیره سازی و شبکه تامین مالی کند. حتی با در نظر گرفتن تنوع، کل تولید برق سالانه از چنین مجموعه ای می تواند به طور قابل توجهی بیشتر از یک نیروگاه هسته ای باشد. هسته ای قدرت محکمی را فراهم می کند که ارزشمند است. اما مقیاس و سرعت نیز مهم هستند. و در سیستم امروزی، سرعت اغلب عامل تعیین کننده تر است.
و صرفاً برای روشن شدن این موضوع یک استدلال ضد هسته ای نیست. انرژی هسته ای برق کم کربن و قابل ارسال را فراهم می کند. ناوگان های موجود، مانند فرانسه، به وضوح مزایای انعطاف پذیری را ارائه می دهند. و دلیل قوی برای حفظ و گسترش آن دارایی ها در صورت امکان وجود دارد. اما این همان بحثی نیست که بگوییم ساختهای هستهای جدید در مقیاس بزرگ مؤثرترین راه برای رسیدگی به چالشهای انرژی کنونی اروپا هستند. به سادگی ابزارهای سریعتر، ارزانتر و مقیاس پذیرتر در دسترس هستند.
پرچین واقعی از قبل مشخص است
اروپا با مشکل نظری مواجه نیست. این کشور با شوک های قیمتی بلادرنگ ناشی از بازارهای جهانی سوخت فسیلی مواجه است. سوال این نیست که کدام فناوری روی کاغذ بهتر به نظر می رسد. این همان راه حل هایی است که می توانند به اندازه کافی سریع، در مقیاس، برای کاهش نوردهی به کار گرفته شوند.
در اینجاست که برق رسانی، انرژی های تجدیدپذیر، ذخیره سازی و یکپارچه سازی شبکه برجسته می شود. آنها هزینه های نهایی را کاهش می دهند. آنها وابستگی به سوخت های وارداتی را کاهش می دهند. و همانطور که در کشورهایی مانند اسپانیا و پرتغال دیده می شود، آنها می توانند قیمت برق پایین تر و پایدارتری را حتی در دوره های آشفتگی جهانی ارائه دهند.
زمان بندی استراتژی است
هسته ای ممکن است همچنان نقشی در ترکیب انرژی بلندمدت اروپا داشته باشد. اما این یک سپر کوتاه مدت در برابر نوسانات نیست، و به روشی که اغلب به تصویر کشیده می شود، ابزاری برای کاهش هزینه نیست. زمانی که راکتورهای جدید آنلاین می شوند، سیستمی که قرار بود آنها را تثبیت کنند ممکن است قبلاً حرکت کرده باشد.
این درس واقعی از هینکلی است. در انرژی، زمان بندی جزییات نیست. زمان بندی استراتژی است. و در حال حاضر، فناوریهایی که سریعترین حرکت را انجام میدهند، آنهایی هستند که بیشترین تلاش را برای محافظت از اروپا در برابر شوکهایی که نمیتواند کنترل کند انجام میدهند.
توسط لئون استیل برای Oilprice.com

