برای کشف ریشه های دونالد ترامپاستراتژی نظامی ایران و سخنان تند وزیر دفاع وی، پیت هگزث، یعنی نگاهی به 105 سال گذشته. در سال 1921، یک سال قبل از آن بنیتو موسولینی یک ژنرال ایتالیایی به نام جولیو دوهت، یک ژنرال ایتالیایی به نام جولیو دوهت، فرمان هوا را منتشر کرد و انقلابی در جنگ را پیشنهاد کرد.
او گفت که پیروزی در آینده دیگر از نبرد سنگر جنگ بزرگ حاصل نخواهد شد. در عوض به معنای بمباران های هوایی در مقیاس بزرگ بود که نه تنها جنگجویان بلکه غیرنظامیان و زیرساخت های غیرنظامی و تدارکات را هدف قرار می دادند.
«(تخریب یک ایستگاه راه آهن، یک نانوایی، یک کارخانه جنگی، یا مسلسل کردن یک ستون تدارکاتی، قطارهای متحرک یا هر هدف دیگر در پشت خط، بسیار مهمتر از ضربه زدن یا بمباران یک سنگر است.
او با استعارهای تلخ نوشت: «اگر میخواهید گونهها را از بین ببرید، ساقط کردن همه پرندگان در حال پرواز کافی نیست». “موثرترین روش نابود کردن تخم ها و لانه ها به طور سیستماتیک است.”
تئوریهای دوهه که بر «ضربههایی به روحیه مردم غیرنظامی» تأکید میکرد، الهامبخش استقرار نیروی هوایی هیتلر – و حملاتی مانند آنچه در گرنیکا و بمباران مستمر لندن مشاهده شد. اما به همین ترتیب، استراتژیستهای هوایی آمریکایی مانند ژنرال کورتیس لی می را جذب کرد که بر بمباران دهها شهر ژاپنی، استخراج هوایی آبراههای ژاپن به نام عملیات گرسنگی، و حملات هستهای به هیروشیما و ناکازاکی نظارت داشت و بعداً فرماندهی نیروی هوایی راهبردی ایالات متحده را بر عهده داشت.
مشخص نیست که آیا پیت هگزت تا به حال نام کتابی را که دوهت نوشته است شنیده است یا نه، اما تارهای تفکر افسر ایتالیایی که مدت ها مرده است، به نظر می رسد که از طریق منشی منشی تنیده شده است. غم انگیز توضیحاتی درباره Epic Fury، جنگ هوایی که ترامپ علیه ایران به راه انداخته است.
علیرغم ادعاهای هگست در مورد نوع جدیدی از استراتژی آمریکایی، و سیلی زدن او به «رهبران سیاسی احمق و رهبران نظامی احمق گذشته»، به نظر میرسد وعده او برای «کشندهترین و دقیقترین کارزار نیروی هوایی تاریخ» کمتر رویکردی نوآورانه برای جنگ باشد تا نسخهای بازیافتی از همان چیز قدیمی.
در حملات طوفان صحرا در سال 1991 به عراق، جنگ هوایی 1999 علیه صربستان و آغاز عملیات آزادی عراق در سال 2003، الگوی روشنی وجود دارد که در آن رهبران نظامی به نظر متقاعد شدهاند که قدرت و نیروی هوایی فزاینده و پیشرفتهای فناوری سرانجام به آنها اجازه داده تا انقلابی در جنگ، بارها و بارها ایجاد کنند.
دوهت وسواس زیادی به تبلیغ حجم عظیمی از بمب ها از آسمان داشت تا «در کوتاه ترین زمان ممکن بیشترین آسیب را وارد کند». جلسات توجیهی هگزت با آن موضوع بیشتر و بیشتر و بیشتر همخوانی دارد. او گفت: «کمیت کیفیت خودش را دارد. در واقع، امروز دوباره بالاترین حجم حملاتی خواهد بود که آمریکا بر آسمان انجام داده است… تعداد سورتی پروازها و تعداد پالس های بمب افکن، بالاترین میزان تاکنون، افزایش یافته و تنها افزایش یافته است.»
و سپس تمرکز دوهت بر بمباران زیرساختهای غیرنظامی بود – رویهای که او فکر میکرد باعث میشود که مردم علیه رهبران خود شورش کنند. او مینویسد: «به زودی زمانی فرا میرسد که برای پایان دادن به وحشت و رنج، خود مردم، با انگیزه غریزه حفظ خود، قیام میکنند و خواستار پایان دادن به جنگ میشوند.»
هگزث نیز به تخریب روحیه غیرنظامیان می پردازد، اگرچه او برای حمله به خود غیرنظامیان اصرار نکرده است. ما رزمندگانی هستیم که برای کشتن دشمن و شکستن اراده آنها آموزش دیدهایم… در مورد مردم، امیدواریم مردم ایران از این فرصت باورنکردنی استفاده کنند. پرزیدنت ترامپ به صراحت گفته است: اکنون وقت شماست.
وینسلو ویلر، یکی از مقامات سابق دفتر پاسخگویی دولتی (GAO) که بعداً مرکز اطلاعات دفاعی را اداره کرد، گفت: یکی از تفاوتهای لافهای هگزت و پیشینیانش این بود که آنها در مورد آن مودبتر بودند. او گفت که این سبک بیش از ماهیت است.
ویلر گفت: “چیزی که آنها قدردانی نمی کنند این است که طبیعت انسان تغییرناپذیر است. فناوری روز به روز پیچیده تر می شود و آنها متوجه می شوند که ما قادر به دقت بیشتر و بیشتر هستیم، اما این طبیعت انسان را تغییر نمی دهد.” به عبارت دیگر، ویلر گفت، مردم روی زمین به روش های غیرقابل پیش بینی واکنش نشان می دهند. بمباران آنها اغلب باعث ایجاد مقاومت و همبستگی می شود. او گفت: “به حملات آلمان به بریتانیا فکر کنید، آیا این امر عزم بریتانیا را تضعیف کرد؟ نه. این باعث شد که مردم متحد شوند.” “تسلیم غیرقابل تصور بود.”
ادرار ویتنام شمالی برای گول زدن تکنولوژی
توهم کنترل کامل از آسمان یکی از ویژگی های جنگ هوایی در دوران ویتنام بود. اندرو کاکبرن در کتاب زنجیره کشتن، ظهور قاتلان با فناوری پیشرفته توضیح میدهد که چگونه طرفداران نیروی هوایی و فناوری آن روز فکر میکردند که میتوانند مسیر هوشی مین را تعطیل کنند، خط تدارکات جنگل که برای تسلیح و تجهیز ارتش ویتنام شمالی استفاده میشد. طرح آمریکایی: استفاده از آرایههایی از حسگرهای زمینی از راه دور برای شناسایی کامیونها و سربازان. هنگامی که آشکارسازها خاموش شدند، بمب افکن ها می توانستند سربازان زیر را از بین ببرند. (یک نوع حسگر هوا را برای ردپای مشخص آمونیاک «بویید» میکشید که نشان دهنده ادرار و در نتیجه افراد است.) ویتنامیهای شمالی به سرعت با راهحلهای کمتکنولوژی گیر افتادند – آنها حتی حسگرهای آمونیاککننده را با بطریهای ادرار حیوانات فریب دادند. مسیر هوشی مین هرگز بسته نشد.
جنگ ایالات متحده که در حال حاضر ویدیوهای سیاه و سفید رایج از انفجار اهداف را معرفی کرد، همان نوع ویدیوهایی که اکنون در Epic Fury منتشر شد، طوفان صحرا در سال 1991 بود، تلاش برای آزادسازی کویت پس از حمله صدام حسین به همسایه کوچک نفت خیزش.
همانطور که کاکبرن نوشت: «برای اولین بار، عموم مردم در خانه میتوانستند «دقت و مرگباری» نیروی هوایی را که با کارایی حرفهای جالب اجرا میشد تماشا کنند و هیجانزده کنند.
گزارش های اولیه مطبوعات ایالات متحده در روزهای آغازین جنگ بسیار مشتاق بود. یو اس ای تودی نوشت: «با یک حمله هوایی مرگبار با دقت و قدرت تاریخی، ایالات متحده و متحدان در روز چهارشنبه عراق مرگ و ویرانی را به بار آوردند».
قهرمان فناوری نمایش، هواپیمای تهاجمی رادارگریز F-117A قبلی بود که اولین بمب جنگ را پرتاب کرد و پنتاگون با خوشحالی ویدیوها را به اشتراک گذاشت. اما خودستایی ها در جنگ هوایی فقط سایه هایی از حقیقت بود. در سال 1996 یک مطالعه GAO نشان داد که میزان موفقیت ادعا شده 80٪ در بمباران های رادارگریز F-117A اغراق آمیز بود: میزان واقعی بین 41٪ و 60٪ بود. و ادعاها در مورد هدف گیری نیز متورم شد. GAO نوشت: “ادعای (وزارت دفاع) و پیمانکاران، “قابلیت یک هدف و یک بمب برای مهمات هدایت شونده لیزری در عملیات هوایی که به طور متوسط 11 تن مهمات هدایت شونده و 44 تن مهمات هدایت نشده به هر هدف با موفقیت منهدم شد، نشان داده نشد.”
سرانجام پس از 43 روز، حسین از کویت عقب نشینی کرد و تانک ها و سربازان و لاشه ها را پشت سر گذاشت. اما این امر همچنین باعث شد که حسین به طور قاطعانه ای مسئول شود.
در مارس 1999، جنگ هوایی بزرگ بعدی در جریان بود: عملیات نیروهای متفقین برای پایان دادن به جنایات جنگی صرب ها در کوزوو. این جنگ مجموعه ای از افراد مشهور سیستم تسلیحاتی خود را داشت. بمب افکن B2 پیشرفته با دو فروند از این هواپیماها هزاران مایل دورتر از ایالات متحده پرواز می کردند و برای پرتاب بمب های دقیق برگشتند. در گزارشی در لس آنجلس تایمز آمده است: “در نیروی هوایی، چیزی جز شادی وجود نداشت.”
اما در نهایت به عنوان نگهبان در سال بعد گزارش داد: «کارزار بمباران ناتو، با هزاران سورتی پرواز و پرتاب دهها هزار بمب، از جمله سلاحهای دقیق، موفق شد تنها به 13 تانک از 300 تانک جنگی صربها در کوزوو آسیب برساند».
شناخته شده ترین اغراق در مورد قدرت هوایی ایالات متحده ممکن است کمپین «شوک و هیبت» در سال 2003 در زمان جورج دبلیو بوش و وزیر دفاع او، دونالد رامسفلد باشد. از بسیاری جهات، زبانی که در آغاز جنگ مورد استفاده قرار گرفت، می توانست توسط هگزت استفاده شود.
رامسفلد به خود می بالید که حملات هوایی “قدرت، گستره و مقیاسی فراتر از آنچه قبلا دیده شده است” خواهد بود. پنتاگون گفت خبرنگاران یک عملیات 48 ساعته با 3000 بمب هدایت شونده دقیق برای تخریب فرماندهی و کنترل و زیرساخت های نظامی و تضعیف روحیه عراق برنامه ریزی کرده بود.
هنگامی که حملات هوایی بدون نیروی زمینی نتوانست حسین را سرنگون کند، رامسفلد انکار کرد که شخصاً وعده سقوط سریع رژیم را داده است، هرچند اجازه داد که برخی از برنامه ریزان چنین تصوری را داشته باشند. همانطور که او بیان کرد، “آیا ممکن است کسی چیزی گفته باشد که باعث شود برخی آن را باور کنند؟ فکر می کنم اینطور باشد.”
منتقدان می گویند که تمام ادعاهای ویتنام، عراق و کوزوو در مورد فناوری دانای کل، بمباران دقیق و تسلط هوایی هرگز در یک جنگ پیروز نشدند. هگزت و سایر حامیان درگیری کنونی تازه ترین کسانی هستند که به سلاح های ایالات متحده و فناوری همه چیز می بالند. هگزت در کمتر از یک هفته پس از جنگ گفت: «بیشترین جنگنده، بیشترین بمب افکن، بیشترین حملات.هوش پیشرفته تر و بهتر از همیشه”
جدیدترین مورد مباهات در مورد آخرین عنصر ویز بنگ موجود در زرادخانه ایالات متحده این ادعاست که هوش مصنوعی به شکست ایران کمک می کند. Hegseth گفت: «ما سیستمهای خودمختار زیادی داریم که با جنبههای هوش مصنوعی هوشمند در آنها گنجانده شدهاند.»
اما آیا این بدان معناست که هگزت در نهایت همان مشکل برتری هوایی را که ایالات متحده برای چندین دهه با آن روبرو بوده است، حل کرده است؟ ممکن است توهم پیروزی آسان – همان تئوری جذاب 100 ساله جنگ – ایالات متحده را وارد آخرین درگیری خشونت آمیز خود کرده باشد.
