دولت ترامپ مقدار بی سابقه ای را مستقر می کند ارتش آمریکا ممکن است به پایگاه های خاورمیانه ، در نزدیکی ایران و یمن. ساخت و ساز ارتش توسط “حداکثر تحریم ها” علیه ایران و مهلت صریح ایالات متحده دو ماه برای “معامله” برای پایان دادن به بمب هسته ای ایران و برنامه های موشکی بالستیک پشتیبانی می شود.
بدون معامله ، رئیس جمهور دونالد ترامپ گفته است ، “بمباران خواهد شد.” مایک والز ، مشاور امنیت ملی ایالات متحده تصریح کرده است که ایران باید تمام عناصر برنامه هسته ای خود از جمله موشک ، سلاح سازی و غنی سازی اورانیوم را “تحویل و تسلیم کند”.
ایران به وضوح عصبی است ، که چیز خوبی است ، اما همچنین Defiant است که انتظار می رفت.
“رهبر عالی” آیت الله خامنه ای ماه گذشته گفت که تهران با “خواسته ها و تهدیدات بیش از حد” با ایالات متحده مورد بحث و گفتگو قرار نمی گیرد و او مذاکرات مستقیم را رد کرد. او اگر ایالات متحده به ایران حمله کند ، “ضربه شدید” را تهدید کرد.
فرمانده نیروی هوایی فرمانده انقلابی ایران این هفته تهدید ایران را صریح تر کرد: “ایالات متحده دارای 10 پایگاه و 50،000 سرباز در منطقه است … اگر در یک خانه شیشه ای زندگی می کنید ، نباید سنگ پرتاب کنید.” علی لارجانی ، مشاور و سخنگوی سابق پارلمان ، تأکید کرد که اگر ایالات متحده تسهیلات هسته ای ایران را بمباران کند ، “افکار عمومی” ایران به دولت فشار می آورد تا “سیاست خود را تغییر دهد” و سلاح های هسته ای را دنبال کند.
اما مطمئناً ، ایران به سرعت در حال نزدیک شدن به وضعیت کامل نظامی هسته ای است ، با غنی سازی اورانیوم و امکانات مونتاژ بمب که در پناهگاه های زیرزمینی دفن شده است-صرف نظر از تهدیدهای ترامپ.
با توجه به آژانس بین المللی انرژی اتمی، ایران اورانیوم را به میزان تقریبا بمب (60 ٪ و 84 ٪ ، که بسیار نزدیک به سطح 90 ٪ لازم برای سلاح هسته ای هستند) غنی کرده است ، با موجودی خود از هگزا فلوراید اورانیوم تصفیه شده در سه ماهه گذشته تنها به 274.8 کیلوگرم در حال رشد است. طبق استانداردهای IAEA ، این برای حدود شش سلاح هسته ای تخمین زده می شود ، با اسپرینت نهایی در طی ماه ها قابل دستیابی است.
هیچ کشوری در جهان اورانیوم را به 60 ٪ غنی نکرده است ، همانطور که ایران بدون ساختن سلاح های هسته ای – بنابراین اهداف تهران مشخص است. گرفتن جمهوری اسلامی برای رها کردن این مسیر (و همچنین آرایه موشکی بالستیک آن) در صورت غیرممکن دشوار خواهد بود. من شک دارم که حتی تهدید معتبر در حال ظهور ما (و اسرائیل) اقدام نظامی این کار را انجام می دهد.
در نهایت ، واشنگتن باید به تهدید خود عمل کند و این به زودی باید انجام شود.
برای این منظور ، ایالات متحده اسکادران های جنگنده ای ، بمب افکن های خفا ، مهمات و باتری های دفاع هوایی میهن پرست و Thaad را به همراه دو گروه اعتصاب هواپیمای هواپیمایی مستقر کرده است. پروازهای باری نظامی ایالات متحده در ماه گذشته 50 ٪ افزایش یافت و حداقل 140 هواپیمای حمل و نقل سنگین در قطر ، بحرین ، امارات متحده عربی ، عربستان سعودی ، کویت و اردن فرود آمدند.
یک اسکادران حمله زمینی A-10 به اردن، Stealth F-35s به عربستان سعودی فرستاده شد و حداقل شش بمب افکن B-2 در پایگاه جزیره اقیانوس هند از دیگو گارسیا مستقر شده اند-که تقریباً یک سوم ناوگان B-2 نیروی هوایی ایالات متحده است.
(دیگو گارسیا قبلاً به عنوان نقطه پرتاب مأموریت های بمباران در افغانستان و عراق مورد استفاده قرار می گرفت. این جزیره در حدود 4000 کیلومتری ایران و یمن قرار دارد-به اندازه کافی نزدیک برای حمایت از یک اعتصاب در مقیاس بزرگ ، در حالی که فراتر از دسترس هواپیماهای بدون سرنشین و موشک های بالستیک خود باقی مانده است.)
ژنرال مایکل کوریلا ، رئیس فرماندهی مرکزی ایالات متحده ، این هفته بار دیگر برای جلسات با مقامات ارشد نظامی اسرائیل در اسرائیل بود.
کارهای بیشتری باید انجام شود. ریچارد گلدبرگ از بنیاد دفاع از دموکراسی ها در واشنگتن مانیفست “حداکثر فشار” به ایران را منتشر کرده است که بسیار فراتر از “حداکثر تحریم ها” است. این شامل پایان دادن به انواع چشم پوشی و مجوزها است که تجارت جهانی ایران ، اجرای مجازات های سختگیرانه (عمدتا تجارت نفت ایران با چین) ، تحریم های چند جانبه در کشورهای شخص ثالث (از جمله کشورهای اروپایی) را تسهیل می کند که باعث تسهیل بانکداری ایران و سازمان های بنیادی رادیکال Islamist و بسیاری از آنها می شود.
باراک دیده کننده از انجمن هنری جکسون در انگلستان برای “بی ثبات سازی” فعال رژیم ایران استدلال می کند. این شامل حملات سایبری به زیرساخت های مهم ایران و همچنین هدف قرار دادن زیرساخت های نفتی ایران از جمله تأسیسات پالایش و پردازش و همچنین خطوط لوله و پایانه های توزیع داخلی است. وی همچنین از هدف قرار دادن پایگاه های IRGC و پرسنل در خاک ایران یا خارجی حمایت می کند.
گرگ رومن از مجمع خاورمیانه یک استراتژی جامع برای انتقال دموکراتیک در ایران منتشر کرده است که باید حتی قبل از اعتصاب به کشور جنگلی نیز به کار گرفته شود. این شامل یک کمپین اطلاعاتی تهاجمی ، تقویت فشارهای داخلی با حمایت از گروه های قومی مخالف ، استفاده از شبکه های همکاری منطقه ای ، از بین بردن شبکه پروکسی منطقه ای ایران (چیزی که اسرائیل در حال حاضر با آن مقابله می کند) و برنامه ریزی انتقال با سناریوهای پس از رریم.
این تلاش ها باید شامل افشای سرکوب رژیم و نقض حقوق بشر و انجام جنگ سیاسی علیه رژیم باشد: انتقاد مداوم از عدم موفقیت اقتصادی و وحشیگری آن ، حمایت از همسایگان ایران در صورت تهدید آنها ، و کمک (آشکار و پنهان) برای تلاش های ایرانیان برای اعتراض به رژیم اکثر آنها به وضوح مورد اعتراض قرار می گیرد.
در یک مقاله اخیر و متفکرانه امور خارجه ، الیوت آبرامز هدف کلی این همه را در مورد ریاست جمهوری چهار ساله دوم ترامپ به ما یادآوری می کند: ایجاد یک خاورمیانه که دوستان واشنگتن به مراتب قوی تر هستند و دشمنان آن بسیار ضعیف تر از گذشته هستند. اقدامات موفقیت آمیز اخیر اسرائیل علیه حماس و حزب الله (پروکسی های ایران) و ضربات خرد کننده آن بر دفاع هوایی ایران فرصتی برای واشنگتن در این زمینه ایجاد می کند.
“نگه داشتن ایران و متحدین از تعادل”
آبرامز نوشت: “ایالات متحده اکنون این فرصت را دارد که ایران و متحدانش را از تعادل دور نگه دارد.” “از آنجا که تنها راه حل واقعی برای مشکل جمهوری اسلامی ، سقوط آن است ، ایالات متحده و متفقین باید به نمایندگی از مردم ایران یک کمپین فشار بیاورند – که آرزو می کنند پایان رژیم با جدیت تر از هر خارجی باشد.”
حتی اگر ترامپ تصمیم بگیرد قبل از حرکت به اقدامات نظامی ، کمی با ایران مذاکره کند ، آبرامز ادعا می کند که می توان بدون از دست دادن لبه تیز نبردهای ایدئولوژیک ، با یک کشور دشمن درگیر مذاکرات عملی با یک کشور دشمن شد.
روابط رئیس جمهور ایالات متحده رونالد ریگان با اتحاد جماهیر شوروی را به یاد بیاورید. آبرامز گفت: “یک رئیس جمهور آمریكا می تواند بدون قربانی كردن وضوح اخلاقی و بدون كاهش حمایت از مردم كه آرزو می كنند از رژیم سرکوبگر آزاد باشند و غالباً در خیابان ها علی رغم خطرات ، در خیابان ها تظاهرات كنند ، با یك دشمن اقتدارگرا صحبت كند.”
“ایالات متحده همیشه باید چنین مذاکرات را به عنوان یک تاکتیک در مبارزات طولانی برای یک خاورمیانه مسالمت آمیز تلقی کند – هدفی که نمی توان آن را به دست آورد تا جمهوری اسلامی جایگزین دولتی شود که از نظر مردم ایران مشروع باشد و از پراکسی های تروریستی خود ، نفرت آن از ایالات متحده و بدترین ها اسرائیل ، و تمایل به حضور در کشورهای دیگر در منطقه ، که در آن کشور تسلط دارد.
به من اضافه می کنم که برنامه های ترامپ برای “پیروزی” در مبارزات جهانی علیه چین و امیدهای وی برای تنظیم مجدد روابط با روسیه تا حد زیادی به اثبات اوج خود در رویارویی با ایران بستگی دارد.
اگر رئیس جمهور علیه تهران با معامله نرم دیگری به سبک اوباما که فقط می تواند هسته ای ایران را لگد کند ، به پایان برسد ، پس از آن ، ریاست جمهوری ترامپ حداقل در امور بین الملل به پایان رسید. او هرگز رئیس جمهور “تحول گرا” با دستاوردهای “تاریخی” نخواهد بود که او صریحاً می خواهد باشد.
نویسنده یکی از همکاران ارشد در موسسه امنیت ملی و استراتژی صهیونیستی مستقر در اورشلیم است. نظرات بیان شده در اینجا خودش است. ستون های دیپلماتیک ، دفاعی ، سیاسی و یهودی وی طی 28 سال گذشته در Davidmweinberg.com است.