با نوشتن در طول مأموریت فرانسه در جنگ جهانی اول لبنان ، ، مشهور شاعر-پاتریوت Kahlil Gibran گفت: “شما لبنان خود را دارید ، و من لبنان خود را دارم” ، به طور موثری ابراز دوگانگی کشوری که بین شرق و غرب گرفتار شده است و خطر مرگ آن است. تقریباً یک قرن از سخنان Gibran و دقیقاً 50 سال پس از شروع جنگ داخلی این کشور ، به نظر می رسد که هیچ کس لبنان ندارد.
در رژیم اسلامی از ایران تا حد زیادی مقصر انزوا لبنان است ، به عنوان قدرتمندترین پروکسی آن حزب الله در عین حال حمله به مرز شمالی اسرائیل نیز به همه جنبه های جامعه لبنان نفوذ کرده است.
علاوه بر این ، هجوم پناهندگان سوری منابع محدود لبنان را متلاشی کرده است ، که به نوبه خود ، دولت مرکزی را تضعیف کرده است. ثبات لبنان – در واقع ، وجود لبنان – ده ها سال است که مورد سؤال قرار می گیرد.
مطمئناً ، تحولات اخیر ، مانند ترور رهبر حزب الله حسن نصرالله و حمله پیجر علیه اعضای رتبه و پرونده، گروه شبه نظامی را به پای عقب خود سوق داده است – در حالی که انتخاب فرمانده ارتش جوزف عون به ریاست جمهوری ، چشم انداز لبنان را تا حد زیادی بهبود بخشیده است. این امید که بیروت ، و نه دژ دره بکا حزب الله ، تصمیم بگیرند که آینده لبنان در آخرین مدت قابل قبول به نظر می رسد.
با این حال ، این کشور کوچک هنوز از رسیدن به پتانسیل های بزرگ و تاریخی خود به عنوان یک کشور چند فرهنگی ، چند محوری و تحمل برخوردار است. از همه مهمتر ، حامی حزب الله ، رژیم اسلامی ایران ، گرچه بر روی نقص های ساختاری خود متلاشی می شود ، اما همچنان به طور متناقض ایستاده است. و تا زمانی که اسرائیل در مرز شمالی خود احساس امنیت کند ، لبنان در حالت محاصره باقی خواهد ماند.
آیا ایالات متحده می تواند در شکل گیری آینده لبنان نقش داشته باشد؟
آیا رئیس جمهور ایالات متحده می تواند دونالد ترامپ لبنان را از انزوا و دور از تهران دور کنید؟ در حال حاضر علت خوش بینی وجود دارد.
لبنان اولین سفر برنامه ریزی شده توسط معاون ویژه ایالات متحده به خاورمیانه مورگان اورتاگوس بود ، که به محض ورود وی با اعلام “تعهد” و حسن نیت آمریکا به “این کشور پیشرفته با مردم شگفت انگیز” در حالی که اعلام کرد “پایان سلطنت حزب الله در لابانن و در سراسر جهان آغاز شده است ، برنامه ای روشن و دوستانه تعیین کرد.
اورتاگ دلیل خوبی برای مثبت بودن داشت. دولت ترامپ به تازگی 95 میلیون دلار برای کمک به حمایت از نیروهای مسلح لبنان اختصاص داده بود.
فیراس ماكسد ، مدیر سیاست آمریكای لبنانی در گروه اوراسیا گفت: “تزریق پول نقد به دست راست همیشه ایده خوبی است.” “بیروت هیچ پولی برای حمایت از سربازان خود ندارد و بسیاری از آنها پس از خاموش شدن از تغییر خود ، مجبور به پرداخت حقوق کوچک خود به عنوان کارگران تحویل مواد غذایی هستند. شما نمی توانید کشوری مانند آن را اداره کنید.”
لبنان یک ساختار پیچیده تقسیم قدرت دارد که از سال 1943 این کشور را تعریف کرده است. قدرت به “Troika” یک رئیس جمهور مسیحی مارونی ، نخست وزیر سنی و یک سخنران شیعه پارلمان اختصاص می یابد. با توجه به اینکه جمعیت نیز به سه روش تقسیم شده است ، لبنان خطوط گسل اجتماعی و سیاسی دارد.
با این وجود ، فرستاده آمریکایی سخنان مثبتی برای دولت لبنان دارد: “پویایی بین (رئیس جمهور) عون و (نخست وزیر نوف) سلام برای دیدن … دو میهن پرستان که در کنار هم کار می کنند.”
ترامپ لبنان را به عنوان متحد قرار می دهد
ترامپ مشتاق این است که نشان دهد که لبنان دیگر به عنوان یک زائد برای امنیت اسرائیل بلکه به عنوان یک متحد مشتاق تلقی نمی شود. یک مقام عالی رتبه لبنان گفت: “ما از تلاش های رئیس جمهور آمریکا برای داوری ما در مورد پتانسیل های خود ، نه گذشته خود استقبال می کنیم.” این مقام که آرزو داشت ناشناس بماند ، ادامه داد: “ما خواهیم دید که آیا او نظر خود را تغییر خواهد داد.”
تغییر با توجه به اینکه ایران قبل و بعد از انقلاب اسلامی یک بازیکن فرصت طلب در لبنان بوده است ، ضروری است. در اوایل دهه 1970 ، در حالی که بیروت با نشاط یک پایتخت اروپایی در حال ضرب و شتم بود-اغلب به آن پاریس خاورمیانه گفته می شد-PLO در حال آموزش شبه نظامیان ضد شاه برای کمک به راه اندازی یک انقلاب در ایران بود.
همچنین در لبنان بود که نوارهای کاست آیت الله خمینیخطبه های ویروسی کپی شدند و برای سیل در خیابان های ایران فرستاده شدند. مخفیانه ، از لبنان برای راه اندازی هم برای شبه نظامیان و هم برای اطلاعات نادرست که شاه در سال 1979 سرنگون شد ، مورد استفاده قرار گرفت.
برای بازگرداندن لبنان گیبرن ، باید از نظر ایدئولوژیک و عملیاتی با رژیم اسلامی مقابله کنیم. به عنوان مثال ، تقویت LAF در نیروی انسانی ، پول و روحیه می تواند قدرت اقتصادی لبنانی ها را که از تورم بالا و بیکاری عقب می روند ، بالا ببرد. علاوه بر این ، می تواند حس انسجام را القا کند که ایده آل های مشترک را پیشرفت می کند و مشارکت مدنی را ترغیب می کند.
یک لبنان متحد اکوسیستم را که از آن حزب الله استخدام می شود ، تغییر می دهد ، زیرا این کشور (و نه حزب الله) خواهد بود که مسکن ، مراقبت های بهداشتی ، آموزش و سایر کالاهای عمومی را به جوامع فقیر و کم تحرک ارائه می دهد. علاوه بر این ، نیروی موقت سازمان ملل متحد در لبنان (یونیفیل) می تواند به عنوان یک مأموریت سعادت برای کمک به لبنان بازسازی شود.
سرانجام ، مطابق با روح این دولت ، لبنان باید به عنوان Riviera بعدی تبدیل شود ، همانطور که قبلاً 50 سال پیش بود. برای این منظور ، یک فشار دیپلماتیک قوی برای شامل لبنان در توافق نامه های ابراهیم ، FDI را دعوت می کند و به تهران سیگنال می دهد که این کشور دیگر زمینه بازی آن نیست.
مشوق های اقتصادی و اقتصادی که از تعهد قوی آمریکایی حمایت می شود ، مسیر صحیح عمل است. زمان لازم خواهد بود ، اما پس از 50 سال تنهایی ناشی از ایران ، لبنان ممکن است مایل باشد کمی بیشتر صبر کند.
این نویسنده عضو همکار در موسسه خاورمیانه است و دارای مدرک دکترا در مطالعات ایران است. او در حال حاضر در حال کار روی کتاب خود در مورد روایت های شکایت در سیاست خارجی ایالات متحده است.