https://www.youtube.com/watch؟v=f5rscpsowuu
ژنرال ارتش آمریكا در مورد چه چیزی باید بگوید شیاطین ، جنگ معنوی و فراموشی؟
در واقع خیلی.
در مصاحبه اخیر با تایلر فلر ، سرلشکر بازنشسته ژنرال کورت فولر شهادت قدرتمندی در مورد زمان خود در جنگ به اشتراک می گذارد – و اینکه چگونه چشمان خود را به سمت نوع جنگ بسیار عمیق تر باز کرد: نوع معنوی.
فولر ، یک جانباز جنگی فصلی ، از بحث در مورد نبردهای معنوی با همان جدیت به همان اندازه جسمی خودداری نمی کند.
فولر می گوید: “وقتی به کسی آموزش می دهید یک اصل رهبری وجود دارد.” “شما می خواهید آنها را به این مکان صلاحیت ناخودآگاه ببرید – درک اساسی که آنها می توانند بدون فکر کردن در مورد آن ، کاری را که انجام می دهند انجام دهند.”
اخباربشر داستان های پر از روحبشر در حال حاضر در کاریزما در YouTube مشترک شوید!
او توضیح می دهد که این نوع آموزش در زندگی نظامی و معنوی بسیار مهم است. سربازان در این زمینه وقت ندارند که هنگام حمله فکر کنند – آنها فقط واکنش نشان می دهند. او می گوید مسیحیان باید به همان روش آموزش ببینند تا به حملات دشمن پاسخ دهند.
فولر می گوید: “اگر سربازان در آنجا مشغول انجام کارهای روزانه خود بودند و به دشمن حمله می شوند و پاسخ نمی دهند ، همه آنها کشته می شوند.” “و در مورد معنوی نیز همین مسئله صادق است. اگرچه شما از نظر جسمی می میرید ، اما می دانید که این گناه می تواند به طور حتم منجر به مرگ معنوی شود.”
یک خانم نزدیک در افغانستان
فولر با یک برخورد شخصی شدید که هنگام پرواز در یک هلیکوپتر بر فراز یک میدان نبرد در افغانستان به اشتراک می گذارد ، به اشتراک می گذارد. آنچه به عنوان یک دعای ساده شروع شد به یک حمله شیطانی تمام عیار تبدیل شد.
فولر به یاد می آورد: “من در حالی که در یک هلیکوپتر بودم و در میدان نبرد پرواز می کردم ، دعا می کردم.” “اتفاقات بسیار جدی در جریان بود – BIG Gunghight – و من دعا می کردم.”
او منطقه را برای پادشاهی خدا اعلام کرده بود. اما چیزی آن را دوست نداشت.
فولر می گوید: “این چیز درون سر من قرار گرفت.” “این به من گفت من باید از هلیکوپتر پرش کنم. و باورنکردنی قدرتمند بود.”
فولر نزدیک به یک دقیقه غرق شد. او می گوید: “من دست خود را بر روی مهار خود داشتم. من قصد داشتم از آن هلیکوپتر پرش کنم.”
اما پس از آن چیزی کلیک کرد.
“من فهمیدم که این طبیعی نیست. این غیر طبیعی است. اینها افکار من نیستند. من اینگونه فکر نمی کنم. بنابراین اگر طبیعی نیست ، فوق طبیعی است. بنابراین من گفتم ،” خوب ، اکنون می دانم چه کاری باید انجام دهم. ” و به محض اینکه من دعا کردم و نام عیسی را گفتم ، حمله به پایان رسید. “
ریشه فراموشی بود
این حمله باعث شد تا فولر به مطالعات جنگ معنوی عمیق برود. آنچه او یاد گرفت او را شگفت زده کرد.
او می گوید: “من فکر کردم که زره های کامل خدا را دارم.” “اما خداوند به من نشان داد كه من در زندگی خود گناهان ناتوان از خود داشته ام. به همین دلیل است كه این چیز به من دسترسی پیدا كرد.”
چه گناهی؟
“گناه روح بود – قلبی که من با آن درگیری می کردم. زیرا این همه مربوط به انتقام بود. این افراد مردان من را کشتند و آنها قصد پرداخت آن را برای آن داشتند.”
این یک مکاشفه بود که همه چیز را برای او تغییر داد.
“خداوند به من نشان داد كه آنها دشمن او نیستند. او به من نشان داد كه آنها قربانی هستند.
و چه چیز دیگری – او مجبور شد آنها را ببخشد.
فولر می گوید: “اکنون این ضربه واقعی است.” “خداوند به من نشان داد نه تنها آنها دشمن شما نیستند ، بلکه باید آنها را ببخشید.”
حتی اگر آنها آن را درخواست نکردند. حتی اگر آنها لیاقت آن را نداشتند.
فولر می افزاید: “و عیسی گفت ،” اگر شما ببخشید ، پدر من در بهشت شما را نمی بخشد. “
موازی بین جنگ نظامی و معنوی
در طول مصاحبه ، فولر چندین موازی کلیدی بین عملیات نظامی و زندگی معنوی را بیان می کند:
- صلاحیت ناخودآگاه: سربازان باید برای پاسخ دادن به غریزی آموزش ببینند – افراد متبحر باید در نبرد معنوی نیز همین کار را انجام دهند.
- واکنش فوری به تهدیدات: در جنگ ، تردید می کشد. در جنگ معنوی ، منجر به گناه و نابودی معنوی می شود.
- هوشیاری: درست همانطور که سربازان همیشه باید هوشیار باشند ، مسیحیان باید نسبت به افکار و حملات شیطانی هوشیار باشند.
- درک میدان نبرد: دشمنان جسمی قابل مشاهده هستند – دشمنان روحی نیستند ، اما آنها به همان اندازه واقعی و خطرناک هستند.
- قدرت بخشش: پیروزی در هر دو قلمرو گاهی اوقات نیاز به آزاد کردن نفرت و پذیرش رحمت دارد.
بدون PTSD – فقط رشد
با وجود سالها جنگ ، فولر می گوید که از اختلال استرس پس از سانحه رنج نمی برد.
“نه” ، او به سادگی وقتی از PTSD سؤال می شود ، پاسخ می دهد. “من قطعاً تروما را تجربه کردم. کسی در یک منطقه جنگی قرار است. سوال این است که شما با آن چه می کنید؟ چگونه آن را پردازش می کنید؟”
او به خدا برای کمک به او در یافتن “رشد پس از سانحه” به جای پریشانی اعتبار می دهد.
فولر می گوید: “این من نبودم.” “این آشکارا خداوند بود. روح در من چیزی است که مرا در آنجا متعادل نگه می دارد.”
ما در جامعه ای زندگی می کنیم که غالباً ایمان و واقعیت را از هم جدا می کند ، ژنرال فولر یادآوری ترسناک را ارائه می دهد: نبردهایی که نمی بینیم به همان اندازه واقعی است که ما انجام می دهیم – و بهتر است برای مبارزه با هر دو آموزش ببینیم.
جیمز لاسر نویسنده کارمندان برای کاریزما رسانه است.