هشت روز پیش ، رئیس جمهور دونالد ترامپ حرکتی را انجام داد كه می تواند خاورمیانه را به سمت جنگ دوم سوق دهد كه از آن بازگردد: وی ستوان ژنرال جفری كروس ، رئیس آژانس اطلاعات دفاع (DIA) را برای بیان حقیقت ناخوشایند اخراج كرد. گناه کروس ناهماهنگی یا ناسازگاری نبود. گزارش اطلاعاتی وی نتیجه گرفت که کمپین بمباران بسیار زیاد ایالات متحده از تأسیسات هسته ای ایران ، برخلاف پیروزی ترامپ ، باعث نابودی کامل شده است.
برکناری ژنرال کروس ، برای گفتن چیزی از معاون دریاسالار نانسی لاکور و دریاسالار عقب میلتون ساندز ، چیزی بیش از یک حرکت پرسنلی نبود. این نشان دهنده تغییر قابل توجهی در ارزش به سمت وفاداری نسبت به عقل است. این ممکن است سهواً به همان جنگی که می خواست جلوگیری کند آتش سوزی کند.
آینه خرد شد ، مشکل باقی مانده است
چند هفته پیش ، من استدلال کردم که حمله دوم ایران در افق بوده است. امروز ، این پتانسیل به یک احتمال تجمع یافته تبدیل شده است. شلیک ژنرال کروس به دلیل ارائه اطلاعات واقعی ، یک روند ناگوار است. هنگامی که حقیقت با داستان ترجیحی روبرو می شود ، دولت ترامپ تصمیم می گیرد تا پیام رسان را بکشد تا اینکه به پیام بپردازد.
گزارش DIA که قبلاً طبقه بندی شده بود ، که هزینه کار خود را به کار می برد ، گفته می شود که برنامه هسته ای ایران توسط ماهها بازگردانده شده است ، نه سالها ، همانطور که بنیامین نتانیاهو نخست وزیر ترامپ و اسرائیل ادعا کرده اند. از این بدتر ، این گزارش تأیید کرد که ایران توانسته است قبل از حملات مواد بحرانی هسته ای را حمل کند ، در حالی که “بمباران عظیم” در درجه اول به اهداف کم عمق برخورد می کرد. در عین حال ، پناهگاه های عمیق و شبکه های تونل بدون هیچ گونه ضعف باقی مانده بودند.
این شکست اطلاعاتی دولت را در وضعیت بدون برد قرار داده است. با اعلام این ماموریت ، با این کار مأموریت که هنوز در حال انجام است ، ترامپ با یک انتخاب شدید روبرو است: اعتراف کنید شکست یا دو برابر و آن را تمام کنید.
مجدداً استراتژیک ایران: از دفاع تا جرم
برکناری کروس در تهران غافل نشد ، جایی که گزارش شده است که رهبر عالی علی خامنه ای اظهار داشت که ایران توسط سرگرمی های دیپلماتیک غرب “فریب نخواهد خورد”. این نشانگر تغییر شدید در تفکر استراتژیک ایران است ، لحظه ای که ممکن است تغییر از پاسخ دفاعی به اقدام توهین آمیز رخ دهد.
فرماندهان ایرانی ، وارث مردان اسرائیل در ابتدای جنگ 12 روزه ، اظهارات عمومی بی سابقه ای را در مورد کارهایی که قصد انجام آن را دارند ، بیان کرده اند. در مقابل با محدودیت سلف خود ، فرماندهان جدید از رها کردن “خشم و موشک در اسرائیل از دقیقه اول” از هر جنگ سخن می گویند.
این یک خطری است که ایران در نظر گرفته است: به جای اینکه ضرب و شتم دیگری را به خود جلب کند و به همین ترتیب به عقب برگردد ، به نظر می رسد که تهران متعهد به انجام حملات پیشگیرانه برای اطمینان از بقای آن است. منطق بی رحمانه است. ایران امیدوار است که اگر جنگ اجتناب ناپذیر باشد ، یک اعتصاب پیشگیرانه شانس بقا را بهبود می بخشد.
عامل “پایان زمان”: بازدارنده جدید ایران
برای استراتژیست های اسرائیلی و ایالات متحده ، آزمایش اخیر ایرانی به اصطلاح “Akhr Alzaman” (پایان زمان) موشکی ، یک موشک چند وهمی است که گفته می شود با سرعت 12 ماخ است. اگر این گزارش ها صحیح باشد ، این سلاح نشان دهنده یک پرش کیفی در قدرت تهاجمی ایران است ، قادر به خرد کردن حتی پیشرفته ترین سیستم های دفاعی اسرائیل مانند گنبد آهنین و موشک های میهن پرست است.
زمان این آزمایش ، فقط چند هفته پس از حملات اولیه ، با صدای بلند به صدا در می آید: ایران ناتوان نشده است ، و پایگاه نظامی و صنعتی آن هنوز از نوآوری سریع تحت فشار محکم نشده است. مهمتر از همه ، این نشان می دهد که محدودیت ظاهری ایران تا کنون ممکن است ظرفیت های بسیار بالاتری نسبت به اطلاعات غربی قبلاً تخمین زده باشد.
محور تغییر می کند: چین و روسیه وارد معادله می شوند
اعتماد به نفس ایران برای ایفای نقش تهاجمی تر بخشی از حمایت از شرکای استراتژیک آن است. گزارش های اطلاعات حاکی از آن است که چین آشکارا سیستم های دفاعی هوایی پیشرفته را به ایران می فروشد و روسیه ممکن است پشتیبانی اطلاعاتی اساسی را ارائه دهد.
این همکاری تشدید قابل توجهی از بعد پروکسی درگیری است. آنچه به عنوان یک کمپین ایالات متحده و اسرائیل علیه امکانات هسته ای ایران آغاز شده بود ، اکنون یک مبارزه گسترده تر با بلوک های ژئوپلیتیکی رقیب است. درگیری چین این درگیری را به یک مسئله منطقه ای در خاورمیانه تبدیل کرده و آن را جزئی از رقابت قدرت بزرگ می کند.
تحریم های اروپایی: شمارش معکوس 30 روزه
با افزودن سوخت به وضعیت سوزش ، انگلیس ، آلمان و فرانسه اعلام كردند كه طی 30 روز تحریم های جدیدی را بر روی ایران قرار می دهند و تهران را به دلیل تلاش برای ضد عفونی امکانات هسته ای بمباران مقصر می دانند. این نشان دهنده سخت شدن چشمگیر موضع غربی است و به طور موثری یک ساعت را روی تیک زدن راه حل های دیپلماتیک قرار می دهد.
زمان بندی بسیار تحریک آمیز است ، زیرا ایران نقطه اوج خود را به سمت حمله پیشگیرانه اعلام کرده است. این تحریم های آینده به جای اینکه جایی برای ایجاد تخریب فراهم کند ، می تواند جدول زمانی ایران را برای اقدامات نظامی تسریع کند. اگر تهران معتقد باشد همیشه بدون در نظر گرفتن اقدامات آن مجازات می شود ، محروم از محدودیت به میزان قابل توجهی کاهش می یابد. جدول زمانی 30 روزه شاید نه تنها برای تحریم ها بلکه برای تصمیم ایران در مورد اعتصاب اول باشد.
شتاب دهنده سیاسی داخلی
زمان تشدید احتمالی را نمی توان از نیازهای سیاسی داخلی ترامپ جدا کرد. ترامپ با اخراج مقامات اطلاعاتی که با روایت او متناقض هستند ، خود را در موقعیتی قرار داده است که تحقق موفقیت متوسط اعتصابات اولیه از نظر سیاسی غیرممکن است.
سابقه تاریخی این است که روسای جمهور که تحت فشار داخلی فعالیت می کنند ، به طور معمول به عنوان یک حواس پرتی و یک مکانیسم “تجمع در اطراف ، به سیاست خارجی تبدیل می شوند. انتشار قریب الوقوع اسناد اپشتین که به طور بالقوه می تواند برای ترامپ شخصاً شرم آور باشد ، ممکن است انگیزه های بیشتری برای اقدامات سیاست خارجی چشمگیر ایجاد کند که فرمان چرخه خبری و تنظیم مجدد توجه عمومی را می دهد.
چرا زودتر از دیرتر
دلایل مختلف حاکی از آن است که یک رویارویی دوم خیلی زودتر از آنچه حکمت متعارف نشان می دهد رخ خواهد داد:
فشار هوش: ترامپ می تواند اطلاعاتی را که تأیید می کند به جای مغایرت با روایت ارجح خود ، دریافت کند ، و باعث ایجاد حلقه های بازخورد خطرناک با گزینه ای که احتمالاً از نظر سیاسی خوش طعم تر برای Kruse ایجاد می شود ، ایجاد می کند.
تغییر آموزه ایرانی: رد آشکار تهران از صبر استراتژیک به نفع زمان های تصمیم گیری در مورد فشرده سازی پیش بینی. اگر ایران معتقد باشد که حمله اجتناب ناپذیر است ، تأخیر هیچ ابزار استراتژیک ندارد.
ویندوزهای فن آوری: قابلیت های موشکی جدید ایران یک پنجره پایانی برای موفقیت آمیز ایالات متحده یا اسرائیلی ایجاد می کند. برنامه ریزان نظامی طولانی تر صبر می کنند ، بازدارنده قوی تر ایران خواهد بود.
پویایی اتحاد: افزایش پشتیبان چینی و روسی برای ایران ممکن است قبل از این که پشتیبانی به ضمانت های رسمی امنیتی تبدیل شود ، مداخله ایالات متحده را به همراه داشته باشد.
توهم آتش بس فانتوم
همانطور که هفته ها پیش پیشنهاد کردم ، آنچه ما شاهد آن هستیم صلح نیست بلکه مکث است. آرامش فعلی یک فضای تنفس تاکتیکی است ، نه یک راه حل استراتژیک. برنامه هسته ای ایران ادامه دارد ، پیشرفت برنامه موشکی آن و اتحادهای منطقه ای آن تحکیم می شود. در این میان ، اهداف ایالات متحده و اسرائیلی همچنان برآورده نشده اند و باعث ایجاد حرکت اجتناب ناپذیر برای اقدامات بیشتر می شوند.
برکناری ژنرال کروس برای گزارش صحیح ، ترمزهای مهم نهادی را در مورد تشدید از بین می برد. سیاسی کردن اطلاعات می تواند سیاستگذاران را از واقعیت جدا کند و اغلب منجر به عواقب فاجعه بار شود.
نتیجه گیری: ساعت شتاب می گیرد
برکناری ستوان ژنرال کروس نشانگر تغییر از رویارویی غیرقابل اجتناب به قریب الوقوع بود. با از بین بردن صدای احتیاط و دقت ، دولت ترامپ جدول زمانی را به سمت رویارویی تسریع کرده و همچنین توانایی آن در مدیریت آن تقابل را کاهش داده است.
تغییر ظاهری ایران به سمت اعتصابات پیشگیرانه ، همراه با گسترش توانایی ها و تقویت اتحادها ، پویایی بی ثبات ایجاد می کند که در آن محاسبه اشتباه به طور فزاینده ای محتمل می شود. دامنه وضوح دیپلماتیک اکنون ممکن است کاملاً بسته شود.
جهان باید آماده شود نه برای چه زمانی و اگر اعتصاب دوم رخ دهد ، بلکه برای چه زمانی و اگر ایران منتظر جذب یک یا اولین بار باشد. در هر صورت ، خاورمیانه در حاشیه جنگ تعادل برقرار می کند که منطقه را برای ده ها سال دوباره تعریف می کند.
آتش بس فانتوم همچنان ادامه دارد ، اما مداخله به پایان می رسد. عمل دوم قول می دهد بسیار مخرب تر از اول باشد.
نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس کننده سیاست تحریریه مانیتور خاورمیانه نیست.