از 12 آوریل ، پنج دور وجود داشته است مذاکرات هسته ای آمریکایی و ایران، در مسقط و رم تحت نظارت عمانی برگزار شد. این مذاکرات هنوز منجر به دستیابی به موفقیت نشده است.
با این حال ، به همان اندازه که شکننده هستند ، به نظر می رسد که مذاکرات دارای حرکت است. این یک اندازه از خوش بینی محتاطانه است که واشنگتن و تهران ممکن است اختلافات آنها را برطرف کرده و با یک موافقت کنند معاملات هسته ای تمدید شده هفت سال پس از آنكه ایالات متحده به طور یك جانبه از برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) از Landmark 2015 خارج شد.
امروز ، چشم انداز یک “JCPOA 2.0” بالقوه نسبتاً امیدوار کننده به نظر می رسد ، زیرا هر دو رئیس جمهور دونالد جی ترامپ و رهبر عالی ایران آیت الله علی خمنی حاکی از تمایل به حل و فصل هستند بن بست هسته ای ایالات متحده و ایران از طریق امتیازات متقابل.
فرایند مذاکره ظریف و بی رحمانه باقی مانده است و خواستار مدیریت دقیق و کالیبره شده است. تصدیق تأثیر چهره های ضد دیپلماسی در واشنگتن و تهران مهم است – صداهایی که به طور قاطع تعامل را رد می کنند ، طرف مقابل را به عنوان “بد” و اساساً غیرقابل اعتماد به تصویر می کشند.
با این حال ، به اعتقاد آنها ، هم ترامپ و هم رهبر عالی آیت الله علی خمنی تاکنون موفق شده اند از این عناصر سخت جلوگیری کنند که در دورهای پی در پی مذاکرات که از 12 آوریل در مسقط آغاز شده است ، جلوگیری کند.
به طور متناقض ، بازگشت ترامپ ، رئیس جمهور که در ماه مه 2018 بی پروا JCPOA را خرابکاری کرد ، به دفتر بیضی ممکن است در واقع چشم انداز “JCPOA 2.0” را روشن کند.
این پویا ریشه در کانتورهای چشم انداز سیاسی ایالات متحده ، به ویژه در حزب جمهوریخواه دارد. از نظر تاریخی ، قانونگذاران و مفسران جمهوریخواه برای جلوگیری از دیپلماسی ایالات متحده و ایران تلاش کرده اند. با این حال ، سکوت نسبی آنها در پاسخ به تعامل تجدید شده ترامپ با تهران نشان دهنده عدم تمایل گسترده تر در بین افراد حق به چالش کشیدن او است.
در مقابل ، اگر کامالا هریس کاخ سفید را اشغال کرده بود ، به احتمال زیاد فرستاده های اعزام وی به مسقط و روم برای مذاکره با مقامات ایرانیان با مقاومت سیاسی بسیار واضح تری از طرف جمهوریخواهان روبرو می شدند که تقریباً مطمئناً معاون رئیس جمهور سابق را در مقابل “رژیم تروریستی” در توران متهم می کردند.
حمایت از خلیج فارس از دیپلماسی
یکی دیگر از عوامل دلگرم کننده در سیاست های خارجی شورای همکاری خلیج فارس (GCC) اظهار داشت -برخی از آنها در سالهای اخیر سیاست های خارجی خود را در مقابل ایران تکامل داده اند. در دوره ریاست جمهوری باراک اوباما ، عربستان سعودی ، امارات متحده عربی (امارات متحده عربی) و بحرین در بهترین حالت ، ولرم به سمت JCPOA بودند و واشنگتن را از دیدگاه های امنیتی این توافق از منظر سلطنت های خلیج فارس نمی دیدند.
ریاض ، ابوظبی و ماناما از تصمیم دولت ترامپ مبنی بر خروج از توافق نامه استقبال کردند و به طور فعال واشنگتن را لابی کردند تا یک استراتژی “حداکثر فشار” علیه تهران اتخاذ کند.
با این حال ، امروز ، دستور ژئوپلیتیک خلیج فارس به طور قابل توجهی تغییر کرده است. اعضای ضد ایرانی GCC اکنون با جمهوری اسلامی در وضعیت دنتنته قرار دارند و به نفع افزایش و دیپلماسی در مورد تقابل هستند. ضرورت برای ثبات منطقه ای با اهداف متنوع سازی و توسعه اقتصادی آنها ، که اساساً با خطرات ناشی از درگیری مربوط به ایران ناسازگار هستند ، از نزدیک گره خورده است.
سیاست گذاران عرب خلیج فارس جنگ بین اتحاد ایالات متحده و اسرائیل و ایران را یک سناریوی بدترین حالت می دانند که تحت آن اعضای GCC به واسطه جغرافیا ، خود را در خط مقدم پیدا می کنند. اگرچه برخی از عناصر توافق هسته ای تجدید شده هنوز هم ممکن است نگرانی هایی را در پایتخت های عرب خلیج فارس ایجاد کند ، اما در بین رهبران GCC اجماع وجود دارد که واشنگتن و تهران در حال حل تنش های مربوط به هسته ای خود از طریق دیپلماسی بهترین راه پیش رو در این مرحله است.
در حین او تور 2025 از خلیج فارس ، رئیس جمهور ترامپ بازدید رسمی از ریاض ، دوحه و ابوظبی را انجام داد ، جایی که رهبران عرب خلیج فارس با هیئت آمریکایی در مورد مسئله هسته ای ایران درگیر شدند.
در جلسات خود ، رئیس جمهور 45 و 47 آمریكا پیامی را برای اولویت بندی فرصت های تجاری در مورد رویارویی نظامی منتقل كرد و نشانگر عزیمت آشکار از دستور کار نئو محافظه كار است كه در تراز قفل با اسرائیل است و خواستار اقدام نظامی علیه ایران است.
به نظر می رسد که رهبران عربستان سعودی ، قطر و امارات متحده عربی تأثیر قابل توجهی – و درجه ای از اهرم – بر ترامپ دارند که به روابط با سلطنت های خلیج فارس نزدیک می شود ، و برای همین موضوع ، اساساً همه کشورها در سراسر جهان ، به طور کاملاً معامله ای.
نفوذ دولتهای GCC بر ترامپ در تغییراتی مانند او مشهود است موضع اصلاح شده در مورد تحریم های سوریه، و احتمالاً در نتیجه چند میلیارد دلاری به طور قابل توجهی رشد کرده است معاملات در طول تور منطقه ای اخیر خود تأمین شد.
یک مانع اساسی در مذاکرات مداوم ابهام پیرامون مواضع ایالات متحده است. ناظران مواضع طرف آمریکایی الگویی از ناسازگاری را ذکر کرده اند. اگرچه ترامپ یک خط قرمز محکم در توسعه سلاح های هسته ای ترسیم کرده است ، اما فرستاده او در خاورمیانه ، استیو ویتکوف ، مفصل یک موقعیت سفت و سخت تر “غنی سازی صفر” ، عدم اجماع داخلی در تیم ترامپ در مورد این مسئله مهم را برجسته می کند.
مسائل پیچیده تر عدم اطمینان در مورد دامنه اهداف دولت است – خواه به دنبال توافق هسته ای کاملاً تعریف شده باشد یا توافق گسترده تری که شامل نگرانی های غیر هسته ای ، از جمله حمایت ایران از گروه های مسلح و همچنین برنامه های هواپیمای بدون سرنشین و موشک های بالستیک آن است.
از طرف ایران ، وزیر امور خارجه عباس آراگچی روشن کرده است که هرگونه تقاضا برای “غنی سازی صفر” یک است غیر شروع کنندهبشر
یک چارچوب دیپلماتیک که ریشه در محدودیت های عملی دارد ، مناسب ترین مسیر را به جلو ارائه می دهد. برعکس ، اصرار بر موضع “غنی سازی صفر” باعث می شود که گفتگوی معنادار را خاموش کند و چشم اندازهای توافق تجدید شده را به شدت کاهش دهد.
“اگر دولت ترامپ واقعاً معامله ای را که مانع از داشتن سلاح های هسته ای ایران می شود ، باید معامله ای را دنبال کند که برنامه ایران را به شدت محدود کند و ضمن اجازه غنی سازی محدود ، که مطابق با معاهده غیرقانونی هسته ای (NPT) است) نیاز به بازرسی های بین المللی دارد.” tna مصاحبه
وی افزود: “اگر دولت ترامپ مسیر دیپلماتیک محدود کردن برنامه ایران را دنبال کند ، امید به دستیابی به معامله وجود دارد ، اما مسیر غنی سازی صفر جایی برای خوش بینی باقی نمی گذارد. این واقعیت که پنج دور مذاکرات قبلاً صورت گرفته است ، که هر دو طرف آن را سازنده خوانده اند ، دلالت بر این دارد که فضایی برای مذاکره وجود دارد.”
در الف tna مصاحبه ، دکتر سینا آزودی ، استاد کمکی در دانشکده امور بین الملل دانشگاه الیوت دانشگاه جورج واشنگتن ، دیدگاه مشابهی را بیان کرد.
وی خاطرنشان کرد: “() برنامه هسته ای ایران را نمی توان بمباران یا آرزو کرد. این یک واقعیت در زمین است و تنها راه برای جلوگیری از ایران از سلاح های هسته ای ، همانطور که ترامپ گفته است ، از طریق یک دیپلماتیک مسالمت آمیز است.”
سرانجام ، در مذاکرات هسته ای در ایالات متحده و ایران که در مسقط و روم آشکار می شود ، مهمترین چیز این است که لفاظی عمومی نیست – مانند اعلام سیاست های “غنی سازی صفر” توسط مقامات آمریکایی – اما ماده آنچه در پشت درهای بسته مورد بحث قرار می گیرد.
هرچه واشنگتن از تهران بخواهد ، کافی نبوده است تا ایرانیان را از جدول مذاکره دور کند. این به تنهایی نشانگر درجه ای از انعطاف پذیری در موضع ایالات متحده و نشان می دهد كه دولت ترامپ ، در عمل ، خواستار ممنوعیت كامل در غنی سازی اورانیوم به عنوان پیش نیاز برای توافق نامه جدید نیست.
با توجه به زمینه فعلی ، منطقی است که مذاکرات هسته ای در حال انجام را در حال حرکت در یک جهت امیدوارکننده مشاهده کنیم. هم واشنگتن و هم تهران انگیزه های قانع کننده ای برای دستیابی به توافق جدید دارند و به نظر می رسد که حرکت به نفع تعامل دیپلماتیک پایدار است.
با این حال ، اندازه گیری واقعی پیشرفت به ماده خواسته های ایالات متحده بستگی دارد – آنچه دولت ترامپ در واقع روی میز پشت درهای بسته قرار می دهد.
دکتر مهران کامراوا ، استاد دولت در دانشگاه جورج تاون در قطر گفت: “من با احتیاط خوش بین هستم ، زیرا هر دو طرف مصمم هستند که راه حل های مناسب را ارائه دهند. بحث ها به نظر می رسد بسیار آهسته حرکت می کنند ، اما جلسات هفتگی در حرکت به جلو بسیار مفید است.” tna مصاحبه
وی افزود: “مذاکرات بسیار ظریف و شکننده باقی مانده است. با این وجود ، جدیدترین و پنجمین دوره مذاکرات با وجود روشی که از آن محافظت می شود که وزیر امور خارجه ایران ، عباس آراگچی ، آنها را توصیف کرد ، بسیار امیدوار کننده به نظر می رسد.”
مخالفت اسرائیل با دیپلماسی با ایران
تصمیم دولت ترامپ مبنی بر تجدید نظر در مذاکرات هسته ای با ایران ، اسرائیل را لرزاند ، که تنها بازیگر منطقه ای است که آشکارا مخالف مذاکرات آمریکایی و ایران در متن فعلی خود است.
هشدارهای مكرر تل آویو در مورد اعتصابات نظامی احتمالی به اماكن هسته ای ایران تأكید می كند اضطراب دیرینه اسرائیل بر جاه طلبی های هسته ای ایران و ابعاد غیر هسته ای سیاست خارجی تهران.
“هیچ پنهانی نیست که اسرائیل ، به ویژه تحت رهبری (نخست وزیر بنیامین) نتانیاهو ، می خواهد به تأسیسات هسته ای ایران حمله کند. ائتلاف راست افراطی نتانیاهو در حال حاضر بخش هایی از سوریه و لبنان را اشغال می کند ، و همچنین سرزمین های فلسطینی ، در حالی که به طور جدی می توان به یک قتل عام در Gaza. tnaبشر
وی افزود: “اگر دولت ترامپ بخواهد از درگیری بالقوه دیگری در منطقه که می تواند ایالات متحده را به سمت خود بکشاند ، جلوگیری کند و مانع پروژه های اقتصادی شرکای منطقه ای شود ، پس آنها باید از اهرم عظیم خود برای جلوگیری از تشدید بیشتر اسرائیل استفاده کنند.”
در حالی که رهبری اسرائیل ممکن است انگیزه های استراتژیک خود را برای تامل اعتصاب به ایران داشته باشد ، دلایل محکمی برای این باور وجود دارد که چنین عملی در آینده نزدیک بعید است. مهمترین آنها پویایی شکننده اما ماندگار بازدارندگی متقابل است که رابطه اسرائیل -ایرانی را تعریف می کند – تعادل پرتنش که در آن هر دو طرف هزینه عظیم درگیری باز را درک می کنند.
علیرغم لفاظی های متهم و گمانه زنی های رسانه ای در حال چرخش ، برنامه ریزان نظامی اسرائیل تقریباً مطمئناً آگاه هستند که ایران توانایی های قصاص قابل توجهی را حفظ می کند و حتی در پی یک حمله پایدار اسرائیل نیز می تواند آسیب جدی وارد کند.
دکتر کامراوا توضیح داد: “به همان اندازه که اسرائیل دوست دارد به ایران حمله کند ، من اعتقاد ندارم که اینگونه باشد. با توجه به تمایل تظاهرات ایران برای حمله به اسرائیل ، ایستادگی فعلی بین دو طرف ، به دلیل تعادل ترور بین آنها ، احتمالاً اکنون ادامه خواهد یافت.”
به عنوان مثال ، حوثی ها همچنان نیرویی قدرتمند هستند که قادر به ادامه حملات جسورانه خود به اسرائیل در پاسخ به مبارزات نظامی مداوم خود در غزه و عملیاتی هستند که انصار الله در صنعا و در سراسر یمن را هدف قرار می دهند.
اگرچه آنها نمی توانند با قدرت نظامی اسرائیل مطابقت داشته باشند ، حتی اعتصابات محدود مانند حمله ماهانه به فرودگاه بن گوریون تل آویو ، می تواند ضربه جدی به بخش های تجاری و گردشگری اسرائیل وارد کند.
فراتر از یمن ، سایر اعضای به اصطلاح “محور مقاومت” توانایی تطبیق ، مجدداً گروه بندی و ادامه اعمال نفوذ را حفظ می کنند. بنابراین تفسیر اشکالاتی که توسط این ائتلاف با هماهنگ ایران در سال 2024 به عنوان ایجاد تعادل دائمی در چشم انداز امنیتی منطقه ایجاد شده است ، گمراه خواهد شد.
علاوه بر این ، ایران ضررهای متحمل شده در درگیری های اسرائیل و اسرائیل و اسرائیل و فروپاشی رژیم اسد در سوریه در اواخر سال 2024 را مشاهده می کند. اشکالات موقت، منعکس کننده یک الگوی تاریخی از قدرت و آسیب پذیری چرخه ای در منطقه.
گزارش اعتصاب قریب الوقوع اسرائیل در سایت های هسته ای ایران ممکن است در خدمت اهداف استراتژیک متعدد باشد. آنها می توانند برای اعمال فشار روانی یا دیپلماتیک بر تهران پیش از مذاکرات احتمالی یا منعکس کننده هدف دیرینه نتانیاهو برای گسترش دامنه درگیری غزه طراحی شوند.
این رویکرد همچنین ممکن است ناشی از تمایل به جلب توجه بین المللی از نسل کشی و بحران های ویرانگر بشردوستانه در غزه باشد که اسرائیل را به طور فزاینده ای در صحنه جهانی منزوی کرده است.
هدف واقعی هر چه باشد ، پویایی فعلی نشان می دهد که ، فعلاً ، محدودیت استراتژیک بیشتر بر رویارویی آشکار حاکم است.
Giorgio Cafiero مدیرعامل Analytics Gulf State است
او را در توییتر دنبال کنید: giorgiocafiero