وضعیت مستقل اذکان در سال 1991 ، به دنبال فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی تأسیس شد. سالهاست که مردم آذربایجان تحت سلطه امپریالیستی مانند امپراتوری روسیه و اتحاد جماهیر شوروی زندگی می کردند. ایجاد جمهوری جمهوری آذربایجان سرانجام به آذری ها اجازه داد تا به عنوان یک ملت آزاد زندگی کنند.
به طور گسترده ای مشخص نیست که ، علاوه بر شهروندان آذربایجان ، بسیاری از آزادها وجود دارند که هنوز تحت حاکمیت امپریالیستی زندگی می کنند ، رژیمی که فرهنگ آنها را خرد می کند و هر روز به آنها ظلم می کند – قانون آیت الله ها در جمهوری اسلامی ایران
در طول جنگ بین امپراتوری های روسیه و فارسی در قرن نوزدهم ، مردم آذربایجان به جمهوری آذربایجان شمالی (تحت روسیه/اتحاد جماهیر شوروی) و آذربایجان جنوبی ، واقع در شمال غربی ایران تقسیم شدند.
اصطلاح آذربایجان جنوبی به استانهای ایران در آذربایجان شرقی ، آذربایجان غربی ، اردیبیل و زنجان اشاره دارد. در این استانها ، آذربایجان ها بزرگترین گروه قومی در منطقه را تشکیل می دهند ، بنابراین ترکی آذربایجان بیشترین زبان گفتاری است.
جمهوری آزاد جمهوری آذربایجان کشوری مدارا است و به همه جوامع ساکن در آن اجازه می دهد تا از آزادی مذهبی و استقلال فرهنگی لذت ببرند. نمونه بارز این جامعه یهودیان در آذربایجان است که به هیچ وجه توسط دولت آذربایجان (که یک کشور مسلمان شیعه است – مانند ایران) محدود نمی شود.
یهودیان جمهوری آذربایجان هیچ مشکلی برای دعا به عنوان یهودیان ، پوشیدن کیپه در ملاء عام و تدریس عبری ندارند. در جنوب جمهوری آذربایجان ، ساکنان از چنین آزادی های مقامات ایرانی لذت نمی برند.
یک روزنامه نگار در Gunaz TV ، Mahboub Tisheh ، یک مخالف آذربایجان جنوبی ، در مورد زندگی در منطقه شهادت داد: “آذربایجان های جنوبی در هر جنبه ای از زندگی با تبعیض منظم روبرو هستند – زبان ما از سیستم آموزش ما ممنوع است ، فرهنگ ما سرکوب می شود و منابع اقتصادی ما برای بهره مندی از توران غارت می شود.”
از آنجا که انقلاب اسلامی در سال 1979 و ظهور نگهبانان انقلابی به قدرت در ایران ، وضعیت مردم آذربایجان جنوبی فقط بدتر شده است.
شمال در مقابل آذربایجان جنوبی
اوضاع برای یهودیان در مقایسه با آذربایجان شمالی نیز 180 درجه متفاوت است. آنها همان درمانی را دریافت نمی کنند برادران و خواهران یهودی آذربایجان در جمهوری آذربایجان لذت می برند.
هرکسی که تحت حاکمیت زندگی می کند سپاه گارد انقلابی اسلامی ایرانی زندگی صلح آمیز و امن را تجربه نمی کند ، اما آذری ها که در جنوب آذربایجان زندگی می کنند حتی بیشتر رنج می برند. آذربایجان ها بزرگترین اقلیت قومی در ایران هستند. آنها با جمهوری آذربایجان ارتباط برقرار کرده اند ، که روابط محکمی با غرب و ایالت اسرائیل دارد که هر دو دشمن جمهوری اسلامی هستند.
علاوه بر این ، آذربایجان جنوبی و آذربایجان شمالی “مرز مشترک” را به اشتراک می گذارند ، به این معنی که اگر روزی فرا رسد که آذربایجان ها در جنوب آذربایجان قدرت کافی (بین المللی ، نظامی ، اقتصادی و غیره) داشته باشند ، آنها به احتمال زیاد موفق می شوند با آذربایجان شمالی متحد شوند.
جدا کردن از ایران برای آذربایجان جنوبی بسیار ساده تر است زیرا در حاشیه قلمرو ایران است ، بنابراین این یک “مسئله بزرگ” نیست. شاید به همین دلیل است که رژیم ایران نسبت به فرهنگ آذربایجان در ایران بسیار سخت است ، که نسل ها به طور مسالمت آمیز با فرهنگ فارسی همزیستی شده است. اگر ایرانیان از جدایی جنوب آذربایجان می ترسند ، شاید به نفع دشمنان خود باشد که از جدایی آذربایجان جنوبی از ایران حمایت کنند.
یکی از بزرگترین دشمنان ایران ، ایالت اسرائیل است که روابط نزدیک و گرم با جمهوری آذربایجان دارد. این دو کشور در زمینه هایی مانند تجارت ، اقتصاد ، امنیت ، انرژی و موارد دیگر پیوندهایی برقرار کرده اند.
آذربایجان بدون شک نزدیکترین متحد اسرائیل در خاورمیانه است و رابطه بین دو کشور در چندین مورد برای هر دو طرف مؤثر بوده است.
از آنجا که ما فرض می کنیم که ایران از استقلال آذربایجان جنوبی می ترسد و با توجه به روابط قوی بین آذربایجان شمالی و اسرائیل ، این سؤال پیش می آید: چرا چنین روابط با آذربایجان جنوبی نیز وجود ندارد؟
به گفته تیشه ، مردم منطقه با تحسین و قدردانی از مردم یهود ، اتحاد بین اسرائیل و آذربایجان شمالی را به دنبال دارند. وی گفت: “احترام ما به اسرائیل و یهودیان فقط در سالهای اخیر رشد کرده است ، به ویژه با توجه به حمایت های بی بدیل که به برادران و خواهران قومی ما در آذربایجان شمالی گسترش یافته است.”
“پس از جنگ 44 روزه کره، پزشکان یهودی نقش مهمی در رفتار با سربازان زخمی ما داشتند. این اعمال همبستگی فراموش نشد. آنها پیوندهای بین مردمان ما را تقویت کردند و دوباره اعتقاد ما به ارزشهای مشترک و پشتیبانی متقابل را تأیید کردند. ”
اگرچه آذربایجان جنوبی در قلمرو ایران واقع شده است ، اما مردم آنجا تقریباً هیچ ارتباطی با رژیم آیت الله ندارند. اینگونه است که تیشه در مورد حملات هوایی اسرائیل در ایران صحبت کرد: “ما ، جوانان آذربایجان جنوبی ، از موضع شرکت اسرائیل علیه رژیم ایران کاملاً حمایت می کنیم ، از جمله هرگونه اقدامی که ممکن است علیه تأسیسات هسته ای ایران انجام شود.
“تعهد اسرائیل برای مقابله با تهدیدهای رژیم بسیار مهم است ، زیرا ایران همچنان به ظلم مردم خود و بی ثبات کردن منطقه می پردازد.”
اسرائیل باید از آذربایجان جنوبی حمایت کند
به نظر می رسد حمایت از استقلال آذربایجان جنوبی توسط اسرائیل ، متحد جدیدی را برای ایالت اسرائیل در خاورمیانه ایجاد می کند ، یکی با دانش عمیق از رژیم آیت الله ، که در حال حاضر آنها در حال زندگی هستند.
علاوه بر کمک و حمایت از مردم آذربایجان جنوبی ، یک علاقه استراتژیک آشکار برای اسرائیل وجود دارد که کشور دیگری را ایجاد کند که متحد آن در خاورمیانه باشد. اما چرا در آنجا متوقف شوید؟ هنگامی که آذربایجان جنوبی استقلال را به دست آورد و از ایران جدا شود ، این رویداد خارق العاده به احتمال زیاد باعث الهام بخشیدن به سایر اقلیت های قومی در ایران – کردها ، بلوچ ، اعراب و ترکمن ها – برای خواستار استقلال و حتی اقدام می شود.
بسیاری از مناطق اقلیت قومی در ایران وجود دارد: خوزستان ، که عمدتاً توسط اعراب – سیستان و بلوچستان ، جمع شده توسط بلوچیس. گلستان ، که عمدتاً توسط ترکمنز و غیره جمع شده است. اسرائیل باید از این فرصت استراتژیک استفاده کند ، که نه تنها به آن کمک می کند تا یک متحد قابل اعتماد و نزدیک دیگر ایجاد کند بلکه به تجزیه ایران نیز کمک می کند.
بنابراین ، با توجه به وضعیت ساکنان آذربایجان جنوبی در ایران و فواید ژئوپلیتیکی و ژئوستراتژیک اسرائیل به دست می آورد ، برای اسرائیل بسیار مفید است که از استقلال آذربایجان جنوبی از جمهوری اسلامی ایران حمایت کند.
نویسنده یک محقق و مفسران در منطقه خاورمیانه است.