ایالات متحده با تأکید بر توانایی های خود ، رویکرد جدید اتحادیه اروپا به صنعت دفاع را دوست نداشت. به طور خاص ، برنامه اروپا/آمادگی 2030 استراتژی مستقیماً بر لزوم افزایش تولید دفاعی داخلی برای برآورده کردن تقاضا برای تجهیزات نظامی تأکید می کند.
اما مقامات آمریکایی می خواهند وضعیت فروشنده اصلی دفاع اروپا را حفظ کنند. با توجه به منابع ذکر شده توسط رویترز، حتی دبیر وزارت امور خارجه ایالات متحده ، مارکو روبیو ، به همکاران اروپایی خود هشدار داد که به استثنای شرکت های آمریکایی از مناقصه های دفاعی “در دیدار با وزرای خارجی لیتوانی ، لتونی و استونی در 25 مارس” توسط واشنگتن “منفی دیده می شود.
بیشتر بخوانید: تعرفه های ترامپ صنعت دفاعی خود ایالات متحده ، F-35 و سایر پروژه های در معرض خطر را تضعیف می کند-Politico

و دولت کاخ سفید تمام این خواسته ها را در برابر پس زمینه تهدیدات برای ضمیمه قلمرو دانمارک ، یک جنگ تجاری با اتحادیه اروپا و خروج de facto از معماری امنیتی قاره اروپا ابراز می کند. اما آنچه جالب است این است که ملل اروپایی در واقع به تجهیزات سلاح های آمریکایی مانند هیچ کس دیگری تکیه می کنند ، در چندین حوزه ، و مبارزان F-35 با سیستم های میهن پرست فقط نوک کوه یخ هستند.
اگر به این مسئله عمیق تر بپردازید ، به دنبال وابستگی قابل توجهی به مفاد حمل و نقل هوایی ، از جمله هلیکوپترها و هواپیماهای ضد زیردریایی ، تجهیزات دفاع دریایی و هوایی ، هواپیماهای بدون سرنشین ، توپخانه موشک و موارد دیگر خواهید بود.
درست در طی پنج سال گذشته ، در 2020-2024 ، این کشورهای اتحادیه اروپا بودند که دو برابر سلاح های ایالات متحده را در مدت مشابه در سال 2015-2019 ، با ارزش ارزش وارد کردند. به طور کلی ، کشورهای اتحادیه اروپا خریداران برتر سلاح های آمریکایی هستند که 64 ٪ از کل صادرات اسلحه آمریکا در سالهای اخیر به ارتش های اروپایی می روند.
در دراز مدت ، تنها فرصتی که می تواند از واردات آمریکایی از واردات اروپا جلوگیری کند ، ورود شرکت های اسرائیلی از طریق آلمان بود. به طور خاص ، رقبای بالقوه بازار سیستم دفاع موشکی Arrow-3 ، پروژه یورو پلاس (به عنوان جایگزینی برای هیمارس) و موشک هدایت شده یورو-گاتر اخیراً اعلام شده بودند. حتی گسترش کره با وسایل نقلیه زرهی و هواپیماهای مربی ، تولید کنندگان اروپایی را به جای هواپیماهای آمریکایی تهدید می کرد.
سپس دوباره ، در میان مدت ، تمام پروژه های پیشرفته اروپایی انتظار نمی رفت که زودتر از دهه 1940 نتیجه بگیرند ، نه ابتکارات جنگنده ششم و نه MGC های “Eurotank”. علاوه بر این ، برنامه اولویت برای ایجاد سلاح های دوربرد خود ، رویکرد سخت اروپایی (ELSA) ، از این بازی متوقف شد: آلمان نسبت به موفقیت خود شک و تردید داشت و هلند با وجود پیوستن به این پروژه ، هنوز Tomahawk را با فناوری های راه اندازی مرتبط خریداری کرد.
https://www.youtube.com/watch؟v=jmk2vrfed1c
به طور خلاصه ، ایالات متحده وضعیت تقریباً ایده آل و تمام کارتهای مناسب داشت. اما تجارت اسلحه شغلی است که در آن بستگی به عمق مشارکت و اعتماد دارد. بنابراین ، هنگامی که رهبر یک کشور تهدید می کند که از زور استفاده می کند و قلمرو یک متحد را ضمیمه می کند ، یا جنگ های تجاری را آغاز می کند و لفاظی تهاجمی را تحت فشار قرار می دهد ، اعتماد اولین چیزی است که از بین می رود. پس از چنین اقداماتی ، هرگونه تلاش برای شرکای زور در معاملات دفاعی حداقل به نظر می رسد غیر منطقی است.
چه نوع واکنشی که واشنگتن انتظار داشت احتمالاً یک راز باقی خواهد ماند. اما شانس زیاد است که فقط اروپا را متقاعد کند که سلاح های ساخته شده محلی را خریداری کند. علاوه بر این ، اگر صنعت داخلی نتواند تقاضای خاصی را پوشش دهد ، در صورت امکان به دنبال گزینه های غیر آمریکایی باشد.
بیشتر بخوانید: فرانسه به جای F-35 و میهن پرست Rafale و SAMP/T را ارائه می دهد-اما آیا می تواند با سرعت تولید رقابت کند؟