
توسط تام کوپر
قسمت اول از دو.
در طی چهار سال اول جنگ ایران و عراق ، یک خلبان ایرانی Grumman F-14 Tomcat شهرت ترسناکی کسب کرد-به ویژه در عراق. به طرز حیرت انگیزی ، او حتی در ایران کاملاً برای عموم ناشناخته است.
این ممکن است با توجه به رژیم فاشیستی ایران و تلاش های مداوم آن برای جعل نه تنها تاریخ نیروهای مسلح آن بلکه کل کشور ، شگفت آور به نظر برسد. با این حال ، مقامات طول برای جلوگیری از تصدیق خلبان برتر F-14 ایران بسیار خارق العاده هستند.
تهران ظاهراً دنیا را نمی خواهد که چگونه یکی از کشنده ترین جنگجویان هوایی خود در نهایت در نبرد سقوط کند.
مرد مورد نظر هاشم All-E-Agha بود-بعضی اوقات “Alagha”-افسر و خلبان درباره آنها ، بر خلاف تمرین استاندارد در ایران ، هیچ مقاله مجله ای ، کتاب ، فیلم های تماشایی ، هیچ مستند تلویزیونی و نقاشی های دیواری در خیابان های شهرهای ایرانیا وجود ندارد.
کار اولیه All-E-Agha برای یک خلبان جنگنده ایرانی دهه 1970 معمولی بود. وی پس از اتمام تمرینات اساسی و ابتدایی خود ، با 43 مین اسکادران آموزش تاکتیکی در پایگاه جنگنده تاکتیکی 4 در Vahdati در خارج از دزول ، و سپس به مک دونل داگلاس F-4e Phantom II در پایگاه جنگنده تاکتیکی 1 در مهارآباد در Tehran تبدیل به Northrop F-5 شد.
به سرعت به عنوان یک متفکر سریع شناخته شد ، در سال 1976 وی با گروه دوم خلبانان ایرانی برای انجام این کار به F-14 تبدیل شد. وی پس از آموزش های گسترده در ایالات متحده ، وی در سال 1978 به عنوان یک خلبان مربی کاملاً واجد شرایط به ایران بازگشت.
محور عملیات Tomcat ایرانی پایه جنگنده تاکتیکی 8 در نزدیکی Esfahan بود. در ابتدا به نام “خاتامی” پس از یک فرمانده افسانه ای نیروی هوایی که در یک تصادف بادبادک درگذشت ، هدف این نصب عظیم را می توان به طور مستقیم با ایستگاه هوایی نیروی دریایی آمریکا اقیانوسی یا از Nas Miramar سابق ، که همچنین به عنوان “Fightertown USA” در دهه 1980 شناخته می شود ، مقایسه کرد.
خاتامی در اواسط دهه 1970 با هدف تنها خدمت به عنوان خانه ای برای بال مجهز به 40 F-14 به علاوه همه پرسنل و سلاح ها و کارگاه های آنها ساخته شد.

پس از انقلاب اسلامی سال 1979 ، ناوگان تامکات ایرانی تا حد زیادی پایه گذاری شد. رژیم جدید حتی با استفاده از هزینه های عظیم کار با چنین هواپیماهای پیچیده ، حتی سعی در فروش F-14 خود به انگلیس و ترکیه داشت. هنگامی که سپاه گارد انقلابی ایران سفارت ایالات متحده را در تهران اشغال کرد و پرسنل خود را به مدت 444 روز به عنوان گروگان نگه داشت ، مذاکرات از بین رفت.
در همین حال ، پایگاه هوایی خاتامی به یکی از بهترین نمونه ها برای هرج و مرج پس از انقلاب در ایران تبدیل شد. بیشتر افسران برتر یا دستگیر شدند یا مجبور به بازنشستگی شدند و بسیاری دیگر از ورود به این مرکز ممنوع شدند ، در حالی که پایگاه هوایی بارها توسط انواع فعالان سیاسی ، رهبران مذهبی و افسران غیرقانونی غیرقانونی اشغال و کنترل می شد.
در میان هرج و مرج کامل ، هر یک از مجموعه های مورد نظر سعی در تحمیل قاعده خود به زنجیره فرمان معمول دارند. تا اوت سال 1980 ، فرمانده جدید این تسهیلات مهم استراتژیک ، سرهنگ سادگپور ، به سختی خدمه کافی برای حفظ و اداره تعداد انگشت شماری از Tomcats باقی مانده بود.
اوضاع هنگامی بهبود یافت که تهران دستور داد كه نیروی هوایی ایران اسلامی ایران با توجه به افزایش تنش ها در امتداد مرز به عراق ، وضعیت کلی خود را بهبود بخشد. احتمال درگیری بزرگ مسلحانه F-14 های ایران را به یک دارایی مهم استراتژیک تبدیل کرد و تلاش گسترده ای برای بازگشت آنها به خدمت آغاز شد.
با تأیید به عنوان یک حرفه ای آرام و کنترل شده ، All-E-Agha به عنوان معاون فرمانده TFB.8 منصوب شد و وظیفه ارائه آموزش تازه کننده را برای هر چه بیشتر خدمه F-14 فراهم کرد. با کار و پرسنل خود بسیار سخت ، تا اواسط سپتامبر 1980 او بیش از 40 نوع پرواز را پرواز کرد و دوباره در حدود دو ده خلبان تمرین کرد ، که بسیاری از آنها تا 18 ماه پرواز نکرده بودند.
برخلاف اکثر همکاران خلبان خود ، All-E-Agha از افسران رهگیری رادار خود در دو اسکادران مستقر در خاتامی غافل نشد. در حالی که در ارتش ایالات متحده ، جلوی و پشتی در یک هواپیمای جنگی مسئولیت ها و دستاوردهای خود را به اشتراک می گذارد ، در نیروی هوایی ایران-و حتی در واحدهای مجهز به F-14 ، جایی که همکاری خوب بین خدمه از اهمیت ویژه ای برخوردار است-ریو یک مسافر کلاس دوم محسوب می شد ، یک مسافر صرف ، که می توانست به خلبان کمک کند اگر از او خواسته شود که چنین کاری را انجام دهد ، اما در غیر این صورت انتظار می رود که انجام شود ، اما در غیر این صورت انتظار می رود که انجام دهد ، اما در غیر این صورت انتظار می رود.
در جهل کامل از این سنت ، و علی رغم رتبه و وضعیت وی ، All-E-Agha داوطلبانه به عنوان ریو نه تنها در هنگام آموزش خلبانان خود ، بلکه در برخی از انواع جنگی در اوایل جنگ ایران و عراق پرواز کرد. وی خلبانان دیگر را ترغیب کرد که همین کار را انجام دهند و در نهایت باعث شد که Iriaf وضعیت رسمی خلبانان F-14 خود و ریوس را برابر کند.
سرانجام ، حتی رژیم جدید آموخت که از مهارت های اداری و سازمانی خود قدردانی کند و تا نوامبر 1980 ، All-E-Agha-که مذهبی نبود-مجاز به هماهنگی عملیات رهگیری های خود با آژانس های اطلاعاتی متعدد بود.
به ابتکار وی ، مرکز پشتیبانی مستقیم هوایی در آهواز تأسیس شد. این مرکز تمام عملیات هوایی را از طریق میدان نبرد در خوزستان کنترل می کرد. این مورد توسط چندین ایستگاه رادار هشدار دهنده موبایل و دو سیگنال های Lockheed R/C-130H Khoofash با هواپیمای جمع آوری شده قادر به ردیابی فعالیت دفاع هوایی عراق و خواندن مخابرات رمزگذاری شده عراق در زمان واقعی پشتیبانی شد.
ترکیبی از این دارایی ها و F-14 IRIAF ایرانیان را قادر ساخت تا نوعی تسلط هوایی بر میدان نبرد برقرار کنند و در نتیجه تعدادی از حمله های موفق در زمینه زمین در سال 1981 به وجود آمد.
سرهنگ فاكوری ، به همراه فرمانده جوان و بی تجربه نیروی هوایی ، شخصاً موفق شد ده ها افسر اخراج شده و سایر رده ها را به فریب دادن آنها به خدمات فعال اختصاص دهد.
وی همچنین در تأسیس مجدد یازدهمین دوره یازدهمین اسكادران آموزش فرماندهی جنگی در بهار سال 1981 نقش مهمی داشت. مجهز به 11 F-5bs ، این واحد برای آموزش ده ها خلبان جدید در زمانی كه اکثریت آگهی های IRIAF که در شش ماه اول جنگ زنده مانده بودند نیاز به استراحت ، بازپرداخت و آموزش های تازه ای داشتند.
در آگوست و سپتامبر 1981 ، All-E-Agha دستور تلاش عمده TFB.8 را داد تا مجدداً برتری هوایی بر خوزستان برقرار کند. تحت فرمان وی ، F-14 Tomcats از خاتامی حداقل هفت قتل تأیید شده علیه جنگنده های عراق را تا 30 سپتامبر 1981 به ثمر رساند-همه اینها توسط موشک های دوربرد AIM-54 ققنوس.

در جنگ هوایی ، All-E-Agha از نظر هزینه موشکی به ویژه اقتصادی بود.
با دانستن ایریاف بعید است که سهام موشک های هوا به هوا را که در دهه 1970 از ایالات متحده به دست آورد ، دوباره پر کند ، وی به جای اینکه فقط به آنها تیراندازی کند ، متخصص در ارعاب خلبانان عراق شد.
عراقی ها که قبلاً مورد توجه F-14 قدرتمند بودند ، تمایل به دویدن داشتند و فقط در صورت لزوم درگیر جنگ های هوایی می شدند. All-E-Agha از این گرایش استفاده کرد.
در اکتبر 1982 ، او در حال پرواز یک گشت هوایی جنگی به همراه Ali-Reza Ataayee بود-خلبان که احتمالاً اولین قتل ققنوس Tomcat را به ثمر رساند-در حمایت از یک کاروان کشتی های بازرگان و تانکرهایی که بین بندر مهوشهر و جزیره خارک در حال انجام است.
علیرغم تشخیص دو عراقی سوخوی SU-22 ، All-E-Agha به Ataayee دستور داد که هیچ گونه AIM-54s یا گنجشک AIM-7 را آتش نگیرند ، به جای آن ، محدوده را قطع کنند و سعی کنند عراقی ها را مجبور کنند که بمب های خود را جت بزنند و فرار کنند.
این طرح کار کرد. به محض نزدیک شدن Tomcats ، عراقی ها آنها را دیدند و چرخش سختی به سمت غرب کردند. هر دو Tomcats دنبال کردند و یک مسابقه با سرعت بالا توسعه یافتند که این دو سوخوی نتوانستند برنده شوند.
سرانجام ، آتاای از صبر فرار کرد. او به یکی از دشمنان قفل شد و سعی در آتش زدن داشت. با این حال ، در سیستم کنترل آتش وی مشکلی پیش آمد و موشک نتوانست راه اندازی شود.
لحظه ای بعد ، رهبری عراقی در تلاش برای مانور در اطراف دو Tomcats وارد یک چرخش Excessive-G شد. با نگرانی از عدم موفقیت سیستم کنترل آتش سوزی ، آتاای خواستار حمایت از او بود. دومی پاسخ داد: “آرام ، رفیق”. “من می توانم او را ببینم و مشخص است که او حتی نمی تواند هواپیماهای خود را کنترل کند.”
به سرعت غواصی پس از سوخوی ، All-E-Agha با یک پیاده رو AIM-9 به دست آورد ، اخراج شد و عراقی ها را در حال سقوط به آبهای خلیج فارس فرستاد.
در بازگشت به خاتامی ، او توسط سرهنگ عباس بابائی تبریک گفت ، که از او پرسید که چرا او یک ققنوس یا یک گنجشک را از محدوده طولانی تر شلیک نکرد.
همه سالها پاسخ داد: “خیلی گران است.”
در حالی که برنامه ریزی All-E-Agha و استفاده از تاکتیک های نوآورانه جنگی و مزایای فنی هواپیماهای وی منجر به ظاهر شدن Tomcats ایرانی در زمان و جایی که عراقی ها از آنها کمترین انتظار را داشتند ، این امر باعث شد که خدمه آنها نیز بیش از حد ارتباط برقرار کند. همراه با ضرورت حفظ کلاه ایستاده در آسمان بین آهواز و دفزل ، این امر آنها را در معرض قصاص عراق قرار داد.
15 نوامبر 1981 ، نیروی هوایی عراق با نام تجاری جدید Dassault Mirage F.1EQ خود را برای مبارزه با روشی خاص و جذاب معرفی کرد.
با دقت با کنترل زمین ، یک جفت از معجزه ها که با رادارهای خود در ارتفاع کم پرواز می کنند ، روی یک جفت Iriaf F-14 که در حال پرواز درپوش بین آهواز و دزول بودند ، حرکت کردند. هنگامی که میراژها به یک نقطه در زیر Tomcats رسیدند ، کنترل زمین آنها کلمه کد “زرافه” را از طریق رادیو صادر کرد. هر دو عراقی سپس وارد صعود شیب دار شدند ، رادارهای خود را فعال کردند و هر یک از یک جفت موشک هوا به هوا به هوا با برد متوسط ماترا سوپر 530F-1 را شلیک کردند.
در این شیوه ، Mirages از تشخیص توسط رادارهای هشدار دهنده اولیه ایران و توسط Tomcats فرار کرد و از جنبه ای که از آن غیب ماندند تا اینکه خیلی دیر نشده بود ، مخالفان خود را مورد اصابت قرار دادند.
از دست دادن دو F-14 شوک شدید برای Iriaf بود. پیش از این که در طول سال اول جنگ با عراق از خسارات سنگین مورد ضرب و شتم قرار گرفت ، روحیه نیروی هوایی با این واقعیت که حتی Tomcats های مبهم آن اکنون در معرض عراقی ها قرار گرفته بودند ، خرد شد.
All-E-Agha برای برقراری مجدد تسلط هوایی Iriaf در اولین لحظه ممکن مصمم بود. به همین ترتیب ، وی طرحی را برای ضد سکته مغزی از طریق ترکیبی از F-14 با پرواز بالا با F-5 های کم پرواز تهیه کرد.
با گذشت زمان ، عراقی ها میزهای خاص خود را ابداع می کردند ، به معنای خاص برای گوشه و کشتن All-E-Agha بودند.
نویسنده دوست دارد از بابک All-E-Agha ، Javad A. و Brig ابراز قدردانی کند. ژنرال احمد سادیک برای کمک به آنها در تهیه این مقاله.
بیشتر بخوانید: