نسخه قبلی این مقاله بود منتشر شده در مانیتور ژئوپلیتیکی:
در خاورمیانه ، جایی که هر قطره ای از بقا است ، مسمومیت رودخانه آراس در ارمنستان و ایران فقط یک فاجعه زیست محیطی نیست ، بلکه یک خط گسل سیاسی است. سرنوشت این آبراه بحرانی از یک منبع مشترک و مهم به ابزاری از مانور ژئوپلیتیکی منتقل شده است.
در همین حال ، نژادپرستی محیط زیست جوامع آذربایجان جنوبی را هدف قرار می دهد.
یک رودخانه آلوده
رودخانه Aras که از کوههای ارسوروم در ترکیه سرچشمه گرفته و از طریق ایران ، آذربایجان و ارمنستان جریان دارد ، تقریباً 20 میلیون نفر را تأمین می کند.
تخلیه زباله های شیمیایی ، صنعتی و حتی رادیواکتیو در رودخانه اکنون استفاده از آن را برای کشاورزی و آب آشامیدنی تهدید می کند. این موضوع در میان بحث و گفتگو برای منحرف کردن آب از ARAS برای مصرف در تبریز و اطراف شهرهای کوچکتر در شمال غربی ایران فوری تر شده است.
بیش از 50 مطالعه دولتی و/یا دانشگاهی وجود سطح بالای 59 فلز سنگین را در سراسر رودخانه نشان داده اند. بوها مطالعه 2012 در مجله منابع آب و حفاظت از سطح بسیار خطرناکی از فلزات سنگین مانند جیوه ، سرب و کادمیوم در رودخانه در نزدیکی استان آردابیل ایران یافت. محققان دریافتند که برخی از مناطق قبلاً آنقدر آلوده شده اند که خطرات جدی برای سلامت انسان و کشاورزی ایجاد می کنند.
بوها مطالعه 2017 توسط محققان ایرانی که دارای فلزات سنگین در آراس در امتداد مرز ایران-آرمنی بودند ، این سموم کلیدی از جمله آلومینیوم ، مس ، بور و مولیبدن را از محدوده ایمن فراتر رفته است. آزمایشات مربوط به رسوبات رودخانه و عمر گیاهان محلی ، ایجاد هشدار دهنده سموم تعبیه شده در محیط را نشان داد. محققان هشدار دادند كه كیفیت ضعیف آب رودخانه نیاز به مداخله فوری دارد ، هشداری كه تا حد زیادی نادیده گرفته شده است.
تغییرات آب و هوایی باعث شدیدتر شدن بحران می شود. گزارش 2022 مهندسی و مدیریت آبخیز نشان داد که با کاهش بارندگی و کند شدن جریان آب ، میزان آلودگی افزایش می یابد. پیش بینی می شود نیترات و فسفات ها ، در حال حاضر نگرانی ، در سالهای آینده به شدت افزایش یابد.
مقصرین
منابع اصلی آلودگی ARA هیچ رمز و راز نیست. زباله های صنعتی ، رواناب معدن و حتی آلودگی هسته ای به طور پیوسته در حال مسموم کردن آبهای آن هستند. بخش اعظم این آلودگی را می توان در ارمنستان و ایران ردیابی کرد ، جایی که کارخانه ها ، گیاهان شیمیایی و نیروگاه ها زباله های تصفیه نشده را مستقیماً در رودخانه آزاد می کنند.
یکی از بزرگترین متخلفین صنعت معدن ارمنستان است. در گیاه مس-مولیبدن مس، یکی از بزرگترین منطقه ، فلزات سنگین مانند آرسنیک ، سرب و کادمیوم را درون آب ریخته است. این شرکت همچنین مسئول آلودگی شدید در رودخانه اوخوچای است و باعث خسارت گسترده ای در محیط زیست می شود.
یک تهدید نگران کننده دیگر از نیروگاه هسته ای Metsamor در ارمنستان می آید. Metsamor که در فاصله 16 کیلومتری (10 مایل) از مرز ترکیه در نزدیکی Aras واقع شده است ، یکی از معدود راکتورهای باقیمانده دوران اتحاد جماهیر شوروی است که هنوز هم در حال بهره برداری است ، با وجود اینکه یکی از خطرناک ترین امکانات هسته ای جهان است.
ساخته شده در دهه 1970 ، Metsamor فاقد ساختار مهار مناسب است ، به این معنی که هرگونه نشت تابش می تواند ویرانگر باشد
عواقب آن برای محیط اطراف. در اتحادیه اروپا ارمنستان را ترغیب کرده است برای خاموش کردن گیاه ، هشدار در مورد خطرات جدی زیست محیطی آن. با این حال ، به جای از بین بردن تسهیلات ، دولت ارمنستان با پشتوانه مالی از روسیه ، حداقل تا سال 2036 عملیات متسامور را تمدید کرده است.
انتخاب خطرناک ایران
در ابتدا تمایلی به تأیید این مسئله ، مقامات ایرانی اکنون آشکارا از ارمنستان می خواهند که مسئولیت زباله های صنعتی را که آلوده به رودخانه است ، به عهده بگیرد. اما در عین حال ، دولت ایران در حال پیشبرد برنامه هایی برای منحرف کردن آب به جمعیت شهرهای شمال غربی است.
وزیر انرژی عباس آلیبادی تأکید می کند که آب از یک بخش بدون کنترل از آراس منتقل می شود. وزارت امور خارجه گفته است که مذاکرات با ارمنستان برای رفع آلودگی در حال انجام است و این تضاد را بالا می برد: اگر
دولت ایران آشکارا آلودگی را تصدیق می کند ، چرا این امر با تأمین منطقه ، محل زندگی قابل توجه آذربایجان است؟
مقصد – تبریز ، ژلفا ، هادیشهر ، ماراند ، سوفیایی و سایر شهرها در شهرستان شابستار – در حال حاضر تحمل آلودگی رودخانه را تحمل کرده اند. مناطقی مانند اردیبیل شاهد افزایش میزان سرطان در ارتباط با آب آلوده هستید. اما دولت ایران در انتخاب خطرناک خود دو برابر می شود.
پرداختن به نژادپرستی محیطی
بحران رودخانه آراس فقط مربوط به سهل انگاری محیط زیست نیست ، بلکه درباره این است که چه کسی شایسته آب تمیز و امنیت عمومی است. دولت ایران سابقه طولانی در مورد نگرانی های آذربایجان ، از سوء مدیریت فاجعه بار دریاچه ارومیا- که تقریباً به یک نمک خشک تبدیل شده است- تا سرکوب فعالانی که در برابر تخریب اکولوژیکی صحبت می کنند ، دارد.
نژادپرستی محیط زیست هنگامی اتفاق می افتد که دولت ها و نهادها بطور منظم اقلیت های قومی یا ملی را در معرض خطرات زیست محیطی قرار می دهند ، ضمن اینکه اولویت بندی بهزیستی جمعیت های ممتاز را دارند. این فقط در یک یا دو مورد غفلت نیست: در عوض ، سیاست ها ، تصمیمات زیرساخت ها و تخصیص منابع به طور منظم و نامتناسب به برخی از جوامع آسیب می رساند.
این پدیده برای ایران منحصر به فرد نیست. در سال 2014 ، مقامات در فلینت ، میشیگان ، با جوامع عمدتاً سیاه و کم درآمد ، منبع آب شهر را بدون اجرای اقدامات ایمنی لازم به رودخانه فلینت به شدت آلوده تغییر دادند.
ساکنان از آلودگی سرب در نتیجه دچار مشکلات بهداشتی شدید شدند. علیرغم شواهد واضح در مورد این بحران ، مقامات دولتی سالها شکایات را نادیده گرفتند ، و تنها پس از اعتراض عمومی قابل توجه عمل کردند.
در کانادا ، جوامع بومی مدتهاست که از آب آشامیدنی ناامن رنج می برند و ده ها ذخایر تحت مشاوره آب جوش به مدت ده ها سال است. از آنجا که مراکز شهری از زیرساخت های مدرن آب لذت می برند ، جمعیت بومی با غفلت سیستمیک روبرو می شوند که آنها را مجبور می کند تا با آب آلوده که دارای خطرات جدی برای سلامتی هستند ، زندگی کنند.
مورد رودخانه Aras از همین الگوی پیروی می کند. دولت ایران به جای سرمایه گذاری در کنترل آلودگی ، تصفیه آب و سیاستهای پایدار ، بحران را با منحرف کردن آب آلوده به شهرهای آذربایجان و آذانی تشدید می کند.
اگر تاریخ نشانه ای باشد ، نژادپرستی محیط زیست تا زمانی که افراد تحت تأثیر عمل و تغییر سیستمیک مبارزه کنند ، ادامه می یابد. تا زمانی که ایران مسئولیت عوارض زیست محیطی و انسانی سیاست های خود را بر عهده نگیرد ، آذربایجان های جنوبی همچنان هزینه های مشکلی را که ایجاد نکرده اند ، تحمل می کنند.
پرداختن به این موضوعات بیش از مداخلات سطح سطح نیاز دارد ، آنها خواستار تغییر اساسی در حاکمیت محیط زیست هستند ، یکی از مواردی که حقوق صاحبان سهام ، شفافیت و حق جهانی برای تمیز کردن آب را در اولویت قرار می دهد.