Close Menu
    Facebook X (Twitter) Instagram
    Trending
    • بسیجی رفته کافی شاپ، آب شنگولی زد و …. 🤣😁
    • ایران هشت مظنون به جاسوسی برای موساد اسرائیل در جنگ 12 روزه | اخبار درگیری اسرائیل و ایران
    • چقدر شکلات دوست دارید؟
    • دیده‌بان حقوق بشر: حمله حوثی‌ها به دو کشتی تجاری جنایت جنگی است
    • افغانستان: ایستگاه رادیویی خصوصی جدید در قندهار افتتاح می شود
    • “اروپا مایل به فداکاری اوکراین”: ادعای بزرگ رسمی رسمی اینتل در مورد روابط ترامپ-پوتین | اخبار جهانی
    • “بادهای تغییر”: ایران در آستانه فروپاشی رژیم ؛ هشدار دهنده تانک در مورد جنگ داخلی
    • پژواک دیپلماسی آمریکایی و داستان ناتمام لبنان – مانیتور خاورمیانه
    Facebook X (Twitter) Instagram Pinterest Vimeo
    MORSHEDI
    • خانه
      • English
      • Español
      • Svenska
    • اخبار
    • ایرانیان
    • داستان سرا
    • گردشگری
    • شاعران
    • شهرها
    • موزیک
    • فیلم
    • نمایش
    • بیشتر
      • آیا می‌دانستید که
      • نامداران
      • زبان
      • جشن ها
      • دانشگاه
      • فرش ایرانی
      • کتاب
      • معنوی
      • قوم‌ها
      • غذاها
      • تاریخ
      • مد
      • عجایب
      • مختلط
    MORSHEDI
    Home » غریب بغدادی – قصه‌ای از مثنوی مولانا – بخش اول
    معنوی

    غریب بغدادی – قصه‌ای از مثنوی مولانا – بخش اول

    morshediBy morshediآگوست 6, 2025بدون دیدگاه3 Mins Read
    Share Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Reddit Telegram Email
    غریب بغدادی – قصه‌ای از مثنوی مولانا – بخش اول
    Share
    Facebook Twitter LinkedIn Pinterest Email



    بود یک میراثی مال و عقار
    جمله را خورد و بماند او عور و زار
    مال میراثی ندارد خود وفا
    چون بناکام از گذشته شد جدا
    او نداند قدر هم کآسان بیافت
    کو بکدّ و رنج و کسبش کم شتافت
    قدر جان زان می‌ندانی ای فلان
    که بدادت حق به بخشش رایگان
    گفت یا رب برگ دادی رفت برگ
    یا بده برگی و یا بفرست مرگ
    مرد میراثی چو خورد و شد فقیر
    آمد اندر یا رب و گریه و نفیر
    خود کی کوبد این در رحمت‌نثار
    که نیابد در اجابت صد بهار
    خواب دید او هاتفی گفت ، او شنید
    که غنای تو به مصر آید پدید
    رو به مصر آنجا شود کار تو راست
    کرد کدیَت را قبول او مرتجاست
    در فلان موضع یکی گنجی است زفت
    در پی آن بایدت تا مصر رفت
    بی‌درنگی هین ز بغداد ای نژند
    رو به سوی مصر و منبت‌گاه قند
    چون ز بغداد آمد او تا سوی مصر
    گرم شد پشتش چو دید او روی مصر
    بر امید وعدهٔ هاتف که گنج
    یابد اندر مصر بهر دفع رنج
    در فلان کوی و فلان موضع دفین
    هست گنجی سخت نادر بس گزین
    لیک نفقه‌ش بیش و کم چیزی نماند
    خواست دقی بر عوام‌الناس راند
    لیک شرم و همتش دامن گرفت
    خویش را در صبر افشردن گرفت
    گفت شب بیرون روم من نرم نرم
    تا ز ظلمت نایدم در کدیه شرم
    اندرین اندیشه بیرون شد بکوی
    واندرین فکرت همی شد سو به سوی
    یک زمان مانع همی‌شد شرم و جاه
    یک زمانی جوع می‌گفتش بخواه
    پای پیش و پای پس تا ثلث شب
    که بخواهم یا بخسپم خشک‌لب
    اتفاقا اندر آن شب‌های تار
    دیده بُد مردم ز شب‌دزدان ضرار
    بود شب‌های مخوف و منتحس
    پس به جد می‌جست دزدان را عسس
    تا خلیفه گفت که ببرید دست
    هر که شب گردد وگر خویشِ منست
    بر عسس کرده ملک تهدید و بیم
    که چرا باشید بر دزدان رحیم
    عشوه‌شان را از چه رو باور کنید
    یا چرا زیشان قبول زر کنید
    رحم بر دزدان و هر منحوس‌دست
    بر ضعیفان ضربت و بی‌رحمیَست
    اتفاقا اندر آن ایام دزد
    گشته بود انبوه پخته و خام دزد
    در چنین وقتش بدید و سخت زد
    چوب‌ها و زخمهای بی‌عدد
    نعره و فریاد زان درویش خاست
    که مزن تا من بگویم حال راست
    گفت اینک دادمت مهلت بگو
    تا به شب چون آمدی بیرون به کو
    تو نه‌ای زینجا غریب و منکری
    راستی گو تا به چه مکر اندری
    اهل دیوان بر عسس طعنه زدند
    که چرا دزدان کنون انبُه شدند
    انبهی از تست و از امثال تست
    وا نما یاران زشتت را نخست
    ورنه کین جمله را از تو کشم
    تا شود ایمن زر هر محتشم
    گفت او از بعد سوگندان پر
    که نیم من خانه‌سوز و کیسه‌بر
    من نه مرد دزدی و بیدادیم
    من غریب مصرم و بغدادیم

    source

    Share. Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Email
    Previous Articleوزیر دفاع اسرائیل: برتری هوایی بر آسمان تهران باید حفظ شود
    Next Article اخلاق طالبان پلیس شیعه را در غرب افغانستان – کابولنو دستگیر کرد
    morshedi
    • Website

    Related Posts

    معنوی

    عاشق مست – غزلی از حافظ شیرازی

    آگوست 30, 2025
    معنوی

    Golestan by Sa’di #25 – باب اول گلستان سعدی – حکایت بیست و پنجم

    آگوست 30, 2025
    معنوی

    امشب شعر زمستان اخوان را خواهیم خواند. ساعت ۲۲ به وقت تهران. #اخوان_ثالث #رشید_کاکاوند

    آگوست 29, 2025
    Add A Comment
    Leave A Reply Cancel Reply

    Top Posts

    مهتاب | شعری از نیما یوشیج

    آگوست 3, 20252 Views

    سردبیر نشریه فریدون: هیبت دینی و سیاسی خامنه‌ای فرو ریخته است

    آگوست 3, 20252 Views

    مضمون پردازی بی باکانه‌ی حافظ

    آگوست 3, 20252 Views

    سحر فارسی فرندز رو ول کرد 🤪 سحر میمون رو دید گرخید

    آگوست 3, 20252 Views

    شاهد افلاکی | شعری از رهی معیری

    آگوست 2, 20252 Views
    دسته‌ها
    • اخبار
    • فیلم
    • کتاب
    • گردشگری
    • معنوی
    • موزیک
    • نمایش
    Most Popular

    مهتاب | شعری از نیما یوشیج

    آگوست 3, 20252 Views

    سردبیر نشریه فریدون: هیبت دینی و سیاسی خامنه‌ای فرو ریخته است

    آگوست 3, 20252 Views

    مضمون پردازی بی باکانه‌ی حافظ

    آگوست 3, 20252 Views
    Our Picks

    بسیجی رفته کافی شاپ، آب شنگولی زد و …. 🤣😁

    آگوست 31, 2025

    ایران هشت مظنون به جاسوسی برای موساد اسرائیل در جنگ 12 روزه | اخبار درگیری اسرائیل و ایران

    آگوست 31, 2025

    چقدر شکلات دوست دارید؟

    آگوست 31, 2025
    دسته‌ها
    • اخبار
    • فیلم
    • کتاب
    • گردشگری
    • معنوی
    • موزیک
    • نمایش
    Facebook X (Twitter) Instagram Pinterest
    • Privacy Policy
    • Disclaimer
    • Terms & Conditions
    • About us
    • Contact us
    Copyright © 2024 morshedi.se All Rights Reserved.

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.