ایالات متحده بار دیگر نشان می دهد که خدمت به عنوان میزبان دفتر مرکزی سازمان ملل نامناسب است. گزارش ها مبنی بر اینکه واشنگتن ممکن است ویزای رئیس جمهور اقتدار فلسطین ، محمود عباس را برای برخورد آینده سازمان ملل متحد کند ، خاطرات تلخ در سال 1988 را برانگیخت ، هنگامی که از یاسر عرفات برای ورود به نیویورک جلوگیری شد تا به مجمع عمومی بپردازد. سپس ، بدن جهان کار با عزت را انجام داد: این جلسه را به سادگی به ژنو منتقل کرد ، جایی که عرفات با حمایت قریب به اتفاق صحبت کرد. این پیام واضح بود – هیچ کشور مجرد میزبان ، هرچند قدرتمند ، حق دارد درهای یک نهاد بین المللی را که متعلق به همه بشریت است ، پلیس کند.
“اگر ایالات متحده نتواند از تعهدات کشور میزبان پیروی کند ، زمان آن رسیده است که در نیویورک به عنوان کرسی سازمان ملل تجدید نظر شود” – ریچارد فالک ، محقق حقوق بین الملل
این اصل از سال 1988 تغییر نکرده است. آنچه تغییر کرده است این است که استکبار ایالات متحده فقط رشد کرده است ، حتی با از بین بردن مشروعیت جهانی آن. توافق نامه ستاد سازمان ملل ، که در سال 1947 امضا شد ، کشور میزبان را موظف می کند ویزا را به نمایندگان کلیه کشورهای عضو “صرف نظر از روابط موجود بین دولت ها” اعطا کند. هرگونه انکار ورود عباس نه تنها نقض آن توافق است ، بلکه یک عمل باز از خرابکاری علیه خود چند جانبه گرایی است. واشنگتن این را می داند. با این حال ، این همچنان ادامه دارد ، زیرا قدرت – نه قانون – قطب نما آن را نشان می دهد.
تاریخچه دروازه بان خصمانه
“سازمان ملل دقیقاً برای اطمینان از اینكه هیچ ملتی ، هرچند قدرتمند ، نمی تواند یكی دیگر را خاموش كند ، وجود دارد.” -Dag Hammarskjöld (دبیرکل سابق سازمان ملل)
جلسه ژنو در سال 1988 اغلب فراموش می شود ، اما یکی از نمادین ترین لحظات تاریخ سازمان ملل است. با رأی 154-2 (ایالات متحده و اسرائیل در مخالفت منزوی) ، مجمع عمومی دخالت آمریکایی ها را رد کرد و استقلال خود را ادعا کرد. عرفات سپس سخنرانی برجسته ای را ارائه داد که در آن او چارچوب دو کشور را پذیرفت و از تروریسم چشم پوشی کرد-بیش از حد ایالات متحده وانمود کرد که نمی شنود ، زیرا این تصویر تولید شده از فلسطینی ها را به عنوان متجاوزان همیشگی تضعیف می کند.
“توافق نامه مقر ، ایالات متحده را ملزم می کند تا بدون در نظر گرفتن اختلافات سیاسی ، به نمایندگان کلیه کشورهای عضو دسترسی به سازمان ملل اجازه دهد.” – دفتر امور حقوقی سازمان ملل ، 1988
این درس اکنون درس است: وقتی ایالات متحده از امتیازات میزبان خود سوءاستفاده می کند ، جامعه بین المللی نباید التماس کند – باید جابجا شود ، مقاومت کند و رد کند. عباس ، خواه کسی از سیاست خود حمایت کند یا نه ، رهبر شناخته شده اقتدار فلسطین است. انکار او یک سکوی در سازمان ملل اعتصاب علیه یک مرد نیست ، بلکه توهین به مردم فلسطین و ایده نمایندگی جهانی است.
حقوق بین الملل شکسته شده توسط طراحی
طبق قوانین بین المللی ، ایالات متحده موظف است عملکرد سازمان ملل را بدون انسداد تسهیل کند. ماده چهارم توافق نامه ستاد این امر را صریح می کند. حتی افراد از دولت های خصمانه با ایالات متحده (ایران ، کره شمالی ، کوبا ، ونزوئلا) باید برای تجارت سازمان ملل پذیرفته شوند. با این حال ، ایالات متحده به طور مکرر اقتدار ویزای خود را اسلحه کرده است. رهبران ایران مورد آزار و اذیت یا محدودیت به چند بلوک در منهتن قرار گرفته اند. دیپلمات های کوبا با تحقیر روبرو شده اند. اکنون ، فلسطینی ها آخرین هدف هستند.
“برای انکار رهبران فلسطین ، کف سازمان ملل متحد این است که مردم فلسطین را بشریت و تاریخ آنها انکار کنند.” – نوام چامسکی
این بی طرفی نیست. این استکبار کاملاً امپریالیستی ، اسلحه سازی جغرافیا و قدرت کوچک از قدرت است. این نیویورک را به یک ایست بازرسی ، سازمان ملل متحد به گروگان تبدیل می کند و دیپلماسی را به یک حق رای دادن به آمریکایی تبدیل می کند. اگر میزبان بسیار به عنوان دروازه بان ، تبعیض آمیز و قلدر عمل کند ، سازمان ملل نمی تواند کار کند. اگر ایالات متحده نتواند از تعهدات خود حمایت کند ، زمان این سؤال رسیده است که آیا سازمان ملل باید به هیچ وجه مقر آن در نیویورک ادامه یابد یا خیر.
از فلسطین تا ونزوئلا: الگویی از مداخله
این فقط مربوط به فلسطین نیست. ایالات متحده همان استکبار را در جاهای دیگر به دست آورده است – در حاکمیت ونزوئلا ، حمایت از کودتای در آمریکای لاتین ، نابودی عراق را تحت ادعاهای دروغین و خفه کردن کوبا از طریق تحریم ها. موضوع واضح است: قوانین بین المللی فقط در هنگام خدمت به منافع ایالات متحده اعمال می شود. وقتی این کار را نکرد ، واشنگتن آن را کنار می گذارد.
به همین دلیل است که پرونده فلسطین باید در یک قوس قرن از مداخله امپریالیستی ایالات متحده و اروپا واقع شود. از زمان جنگ جهانی اول ، قدرتهای غربی سرزمین های تقسیم شده ، رژیم های پیچیده را نصب کرده اند و از خشونت استعماری حمایت می کنند-از حک کردن خاورمیانه در زیر سایکس-پیکوت ، تا ایجاد اسرائیل با هزینه پالستینیا ، تا جنگ های بی پایان در عراق و افغانستان. انکار ویزا ممکن است یک عمل بوروکراتیک جزئی به نظر برسد. اما این همان تحقیر خودمختاری و عزت را نشان می دهد که میلیون ها نفر را کشته است.
ماسک دموکراسی/زورگویی امپریالیستی
ایالات متحده خود را به عنوان نگهبان دموکراسی جهانی سبک می کند. در حقیقت ، مانند یک ببر گوشه ای رفتار می کند: وحشیانه ، ناامید ، محو شدن. برتری اقتصادی آن توسط چین و جهانی جنوبی به چالش کشیده شده است. اقتدار اخلاقی آن با همدستی آن در نسل کشی در غزه خرد می شود. دموکراسی داخلی آن تحت نژادپرستی ، اسیر شرکت ها و پوسیدگی سیاسی فرو می رود. آنچه باقی مانده است قدرت خام – پایگاه های نظامی ، باج خواهی مالی و وتو در شورای امنیت است.
“هنگامی که یک دولت از نقش خود به عنوان میزبان سوءاستفاده می کند ، استکبار امپراتوری را آشکار می کند ، نه روح همکاری که سازمان ملل برای تجسم ایجاد شده است.” -Boutros Boutros-Ghali (دبیرکل سابق سازمان ملل)
به همین دلیل واشنگتن در فلسطینی ها ضربه می زند. این حتی نمی تواند مقاومت نمادین را تحمل کند ، زیرا داستانی را که ایالات متحده یک کارگزار بی طرف است ، در معرض دید قرار می دهد. همه حقیقت را می دانند: آمریکا فعال کننده ، سرمایه دار و تأمین کننده اسلحه اسرائیل است. انتظار بی طرفی انتظار غیرممکن است.
راه رو به جلو
جامعه جهانی باید از همدست بودن خودداری کند. اگر عباس از ورود محروم شود ، مجمع عمومی باید بلافاصله در ژنو یا یک مکان خنثی دیگر تشکیل شود. این بی سابقه نیست. این تنها پاسخ اصولی است. هر چیزی کمتر می تواند باج خواهی آمریکایی را قانونی کند.
با جسورانه تر ، سازمان ملل متحد باید تحریم هایی را علیه اسرائیل و تعلیق عضویت در آن تا زمانی که مطابق با قوانین بین المللی باشد ، در نظر بگیرد. اسرائیل در تاریخ مدرن قطعنامه های سازمان ملل را بیشتر از هر کشور دیگری نقض کرده است. با این حال ، دست نخورده باقی مانده است ، که توسط وتوهای ایالات متحده محافظت می شود. کافی است دموکراسی جهانی را نمی توان با دو قدرت سرکش باج کرد.
در عین حال ، جامعه مدنی باید در جایی عمل کند که دولت ها دریغ کنند. تحریم ، واگذاری و تحریم ها (BDS) ابزارهای حیاتی هستند. اگر سازمان ملل فلج شود ، مردم باید وظیفه عدالت را بر عهده بگیرند. شرکتهای آمریکایی را که جنگهای بانکی دارند ، تحریم کنید. نهادهای اسرائیلی که در آپارتاید همدست هستند. از عادی سازی امتناع ورزید. این زبان است که امپراتوری می فهمد-فشار ، مقاومت و عدم همکاری.
فراخوانی برای عمل
بگذارید واضح باشیم: این مربوط به پروتکل یا ویزا نیست. این در مورد اینکه آیا جهان تحمل اسنبی نژادپرستانه ، استکبار امپریالیستی و تحقیر حقوق بین الملل را تحمل خواهد کرد. این در مورد این است که فلسطینی ها برای همیشه خاموش خواهند شد یا اینکه جهان اصرار خواهد کرد که صدای آنها شنیده شود.
خوانندگان مانیتور خاورمیانه ، لحظه ای بیشتر از همدردی می طلبد. این امر همبستگی ، خشم و عمل را می طلبد. حقیقت را گسترش دهید. به دولت های خود فشار دهید. به تحریم بپیوندید. از استکبار امپراتوری خودداری کنید. سازمان ملل متعلق به جهان است ، نه به واشنگتن.
اگر ایالات متحده و اسرائیل جامعه بین المللی را تحقیر کنند ، جامعه بین المللی باید آنها را با تحریم ، تعلیق و از بین بردن مشروعیت تولید شده خود ، آنها را تحقیر کند. اینگونه است که قدرتهای محو مجبور به عقب نشینی هستند. اینگونه است که دموکراسی جهانی می تواند دوباره نفس بکشد.
نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس کننده سیاست تحریریه مانیتور خاورمیانه نیست.