فوران اعتراضات ضد هاما در غزه صرفاً یک مبارزه قدرت داخلی فلسطین نیست. این یک حساب ایدئولوژیک است. در حالی که شهروندان غزه با شجاعت از حکومت حماس و اعتراض به پایان جنگ و پایان حکومت حماس در غزه مخالفت می کنند ، فلسطینی ها در غزه باید با همان نیروهایی که باعث ایجاد هرج و مرج و تخریب در خاورمیانه وسیع تر برای چندین دهه شده اند ، حساب کنند.
در دسامبر سال 2024 ، حیات تاتیر الشام (HTS) ، که بسیاری از استان ادلیب سوریه را کنترل می کند ، به مدت نزدیک ده سال ، ائتلافی از نیروهای شورشی را که دمشق اسیر شده بود ، به سرپرستی پنج سالگی خانواده اسد و یک جنگ داخلی وحشیانه که ادعا می کند 600000 نفر از زندگی و جمعیتی در صدر سوریه را کنترل کرده است ، رهبری کرد.
بسیاری از غربی ها ، از جمله خودم ، سعی کردند امیدوار باشند که دولت موقت به رهبری رهبر HTS احمد آل شرارا پس از سقوط رژیم بشار اسد ، سوریه را به عنوان یک کشور عادی و صلح آمیز بازسازی کند. اما از آن زمان کل خانواده ها از علویان در مناطقی مانند LaSakia ، Tartus و Homa Consistorates کشته شده است. در حالی که این قتل ها به گونه های مختلفی به طرفداران مقامات موقت سوریه و عناصر دولت سابق نسبت داده شده است ، گزارش ها حاکی از آن است که ، در آخرین موج خشونت ، مبارزان HTS و سایر جناح های افراطی ، اعدام های گسترده ، آدم ربایی و پاکسازی قومی علیه غیرنظامیان Alawite را در مناطقی در نزدیکی خطوط جبهه انجام داده اند.
این قتل عام ها توسط رسانه های اصلی گزارش نشده اند ، زیرا توجه جهانی به اسرائیل و فلسطین ثابت شده است ، در حالی که تصویر بزرگتر منطقه ای را از دست نمی دهد. این شرم آور است زیرا بسیاری از مشکلات منطقه به شدت به هم پیوسته اند. در حالی که جهادی ها در سوریه مورد تجاوز قرار می گیرند ، مجموعه ای متفاوت از جهادی ها در سراسر یمن ، و مجموعه دیگری در سودان ، و همچنین حماس را در فلسطین و حزب الله در لبنان انجام می دهند. جهاد همچنین همچنان به حباب در لیبی ، مصر ، افغانستان ، عراق و در سراسر منطقه ادامه می دهد. در سال 1990 ، فقط پنج درصد از جنگ های داخلی در سراسر جهان گروه های جهادی را درگیر کردند. تا سال 2017 ، این رقم به بیش از چهل درصد افزایش یافته استبشر تصدیق این مسئله واتابوری نیست – تشخیصی است.
جهادی در یک چهارراه
رهبر جدید سوریه باید اعتقادات اسلامی خود را با وظایف فشرده تر دولت سازی و توسعه اقتصادی متعادل کند.

حداقل از نظر تاریخی این یک دیدگاه محبوب در بین فلسطینی ها نبوده است. یکی از اولین و غیرقابل انکار ترین دگمهای که در بافت ناسیونالیسم فلسطین در هم تنیده شده است ، این ایده است که صهیونیسم مقصر مشکلات ما است. ما می توانیم یک محاصره شسته و رفته از این گرایش در کار ادوارد سعید ، که برای توسعه ناسیونالیسم مدرن فلسطین بسیار مهم بوده است ، مشاهده کنیم. در گفته های مقاله وی گفت: “صهیونیسم از دیدگاه قربانیان خود” ، او استدلال می کند که صهیونیسم اساساً مسئول محرومیت و رنج فلسطینی ها بود. او آن را به عنوان یک نیروی ایدئولوژیک و سیاسی می داند که عمداً از حقوق و حضور فلسطینی ها در دستیابی به ایجاد یک کشور یهودی غافل می شود. به گفته ، صهیونیسم فقط یک جنبش ناسیونالیستی یهودی نبود یا مبارزه برای حقوق بومی: این نوعی امپریالیسم غربی بود که براساس آن سختی های فلسطینی – جابجایی ، بی تابعیت و درگیری مداوم – ساخته و ثابت شد.
این امکان وجود دارد که حداقل برخی از این روایات شروع به زیر سوال بردن کنند ، به خصوص اکنون که ما شروع به دیدن کرده ایم اعتراض علیه حماس در غزه صریحاً آنها را به عنوان یک گروه تروریستی خواندند و خواستار ترک غزه شدند و خواستار صلح بین اسرائیل و فلسطین شدند. حماس به عنوان یک نیروی سیاسی و به عنوان یک دولت برای مردم غزه کاملاً ناکام بوده است و جای تعجب ندارد که غازها و سایر فلسطینی ها شروع به زیر سوال بردن روایاتی که حماس و مسافران ایدئولوژیک آنها را تحریک کرده اند.
با این وجود ، سرزنش صهیونیست ها به خاطر هر چیز بدی که برای فلسطینی ها اتفاق افتاده است ، گرایش عمیقاً ریشه دار در تاریخ فلسطین است. ناسیونالیسم فلسطینی ظهور و تکامل یافت به عنوان پاسخ به صهیونیسم. اما صهیونیسم استعمار نیست زیرا هیچ کشور مادر یهودی دیگری وجود ندارد. صهیونیست های اولیه-حتی اگر آنها اغلب خود را استعمارگر می نامیدند-برای استعمار این سرزمین به نمایندگی از برخی از قدرت های خارجی یا خارجی ، به فلسطین حرکت نکردند ، بلکه برای ایجاد یک کشور مستقل و مستقل از یهودی. این یک تضاد مهم بین اسرائیل و پروژه های استعماری واقعی مانند الجزایر فرانسه است.
نه صهیونیسم و نه اشغال یا شهرک های اسرائیل در سودان ، افغانستان ، یمن ، عراق ، ایران و بسیاری از مناطق دیگر که در حال حاضر در حال نزاع جهادی هستند. اقلیت های مذهبی که توسط داعش – از جمله مسیحیان سوریه ، دروزی و یزیدیس – تحت تعقیب قرار گرفته اند ، صهیونیست نیستند. ادوارد سعید می خواست از منظر قربانیان خود در مورد صهیونیسم صحبت کند ، اما مطمئناً وقتی منطقه وسیع تر از جنگ های جهادی غرق می شود ، باید لحظه ای صحبت کنیم تا در مورد جهادی از منظر قربانیان آن صحبت کنیم. این منبع واقعی و اساسی رنج فلسطینی ها است.
در ریشه جهادی ، تلاش برای خنثی کردن فروپاشی یک امپراتوری سابق ، برچیدن عمده فروشی خلافت اسلامی است. از ظهور اسلام به عنوان یک نیروی امپریالیستی در قرن هفتم تا زمان سقوط آن پس از جنگ جهانی اول ، خلافت ها سرزمین های وسیع را تحت اقتدار سیاسی و مذهبی اسلامی متحد کردند. لغو رسمی خلافت عثمانی در سال 1924 توسط جهادی ها و مسافران ایدئولوژیک آنها به عنوان یک شکست تاریخی فاجعه بار که نشانگر شروع تسلط غربی است ، دیده می شود.
فقط چهار سال پس از لغو خلافت در سال 1928 ، حسن البنا و اسلام گرایان مشابه در مصر اخوان المسلمین را تأسیس کردند. هدف آنها پاکسازی مصر و خاورمیانه گسترده تر از افزایش تأثیرات فرهنگی غربی و برقراری مجدد حکومت اسلامی مطابق با قانون سختگیرانه شریعت بود. موضع آنها به تفسیرهای بسیار انتخابی و تحت اللفظی از متون اسلامی ، که از فتوحات نظامی گذشته مسلمانان تجلیل می کند و شهادت را به عنوان عمل نهایی فداکاری معنوی تشویق می کند ، جلب کرد.
در ابتدا ، اخوان با ارائه خدمات جامعه در سطح زمین محبوبیت پیدا کرد: در حال اجرا مدارس ، بیمارستان ها و برنامه های رفاهی اجتماعی. این کار مردمی در گروه A پشتیبانی محلی به دست آورد – درست همانطور که برنامه های مشابه برای حماس و HTS در سالهای اخیر در غزه و سوریه به ترتیب انجام شد. اما در زیر این تلاش ها یک ایدئولوژی عمیقاً متضاد قرار داده شده است ، که در مورد تمایل به جنگ مقدس و فتح برای پاکسازی دنیای تأثیرات غیر اسلامی و تغییر شکل مجدد جامعه کاملاً تحت اقتدار سخت اسلامی ساخته شده است.
این بنیاد ایدئولوژیک با سید قطب بیشتر تکامل یافت – که پس از سفر خود در ایالات متحده در دهه 50 و 60 ، رادیکال شد. جایی که او از جاز و فوتبال آمریکا به طرز عجیبی نژادپرستانه توسعه دادبشر قطب ادعا كرد كه جوامع معاصر مسلمان به یك ایالت جهیلیا (جهل) فرو رفته اند و خواستار مبارزه خشونت آمیز علیه همه غیر مؤمنان برای بازگرداندن نظم “خالص” اسلامی بودند. در جهان بینی خود ، ممکن است درست شود ، و تنها زبانی که دشمنان اسلام قادر به درک آن هستند ، نیرو است.
نوشته های قطب لحن را تنظیم کرده و ذهن جهادی های آینده را شکل می دهد. اقدامات خشونت آمیز گروه هایی مانند القاعده ، داعش ، حماس و HTS که همه از اخوان المسلمین پدید آمده اند ، یک سری پاسخ های تصادفی یا تحریک آمیز زانو در معرض ظلم توسط یک گروه بی ذهن قربانیان ناامید نیستند. خشونت این گروه ها یک انتخاب محاسبه شده است: آنها به دنبال معکوس کردن پایان خلافت با هر وسیله لازم ، بازگرداندن اعتبار از دست رفته اسلام ، پاک کردن مرزهای تحمیل شده توسط قدرتهای غربی یا با ایجاد اسرائیل ، و بازگرداندن شریعت به عنوان تنها اساس قانون. برای آنها ، جهاد خشونت آمیز روش مقدس برای بازپس گیری قدرت اسلامی و وضعیت سیاسی غالب است.
جهادی ها دائماً از مداخلات گذشته غربی و شکست دولتهای مختلف سکولار عرب به عنوان اثبات توطئه برای سرکوب و تخریب اسلام استفاده می کنند. کشورهای مدرن خاورمیانه – به ویژه اسرائیل – به عنوان خلاقیت های نامشروع امپریالیسم غربی به تصویر کشیده شده اند که باید با خشونت سرنگون شوند و توسط یک امپراتوری اسلامی ترمیم شده جایگزین شوند. بنابراین ، در هسته اصلی آنها ، جهادی ها بقایای گروهی از امپریالیست های شکست خورده هستند که ناامید به بازپرداخت یک امپراتوری گمشده ، کامل با برتری بر اقلیت های مذهبی – هم یهودیان و سایر جوامع مذهبی در خاورمیانه هستند.
اما در غرب ، بسیاری از مردم گروه های جهادی مانند حماس ، HTS و اخوان المسلمین را سوء تفاهم می کنند ، و آنها را به جای قربانیان مظلوم می دانند و در تلاشند تا خود را از مرگ امپریالیسم غربی آزاد کنند. این به طرز عجیبی تاریخی است. این هزاران سال درگیری را نادیده می گیرد.
حمایت از وتو جهادی
بنابراین تصمیم دادگاه برای اجماع در حال ظهور خطرناک و فعلی ایجاد می کند که قوانین کفر با قوانین بین المللی حقوق بشر ناسازگار است.

البته درست است که فروپاشی امپراتوری اسلامی یک خلاء قدرت در منطقه ایجاد کرده است. دولت های سکولار ناسیونالیستی در کشورهایی مانند مصر ، سوریه و عراق سعی در پر کردن این باطل داشتند ، اما به دلیل فساد ، جرم و جنایت و عدم توسعه اقتصادی نتوانستند این کار را انجام دهند ، بنابراین زمینه حاصلخیز برای ظهور اسلام گرایان ایجاد می کنند. بدون شک ، جابجایی حل نشده فلسطینی ها در سال 1948 نیز به ظهور اسلامگرایان و ضعف اقتصادی عمومی در منطقه کمک کرد.
در این خلاء های قدرت ، جنبش های جهادی ، حاشیه های اخوان المسلمین را قدم برداشت و ادعا کرد که ثبات ، توسعه ، وحدت و ترمیم افتخارات گذشته را در زیر پرچم اسلام ارائه می دهد. اما به جای وحدت یا پیشرفت ، آنچه ظهور کرده است هرج و مرج گسترده ، فرقه گرایی و خونریزی است. ایدئولوژی جهادی به دور از آزادسازی مردم از ظلم یا سلطه خارجی ، اختلافات منطقه ای را عمیق تر کرد و درگیری های داخلی را تشدید کرد ، در حالی که طرفداران آن نه تنها قربانی اقلیت های مذهبی بودند ، بلکه حتی مسلمانان همکار را نیز هدف قرار دادند که تفسیرهای افراطی خود را رد کردند.
جهادی یک تلاش محکوم است. هیچ مشروعیتی اخلاقی ندارد. هیچ کس حق داشتن یک امپراتوری یا تسلط بر گروه های اقلیت را ندارد. هیچ کس حق ندارد ایدئولوژی یا دین را به افرادی که آن را نمی خواهند تحمیل کند. انجام جنگ برای ایجاد خلافت جدید ، به همان اندازه حس می کند که اگر فرزندان چنگیز خان سوار بر اسب سوار شوند تا سعی کنند یک خناته جدید را در آسیای میانه پیدا کنند یا اگر یک باند از بریتانیایی های جوان به هندوستان سوار شده و خواستار حق احیای راج انگلیس و حکم بیش از یک میلیارد میلیارد شد. مغول ها ، بریتانیایی ها و مسلمانان حق دارند خود را اداره کنند. اما به همین ترتیب یهودیان ، یزیدی ، دروزی ، علویان ، هندوها ، قزاقستان ، آذرها ، اوکراینی ها ، گرجی ها و هر گروه دیگری که در غیر این صورت ممکن است در صورت فرصت برای حاکمیت بر آنها ، مواجه شوند. حقوق و آزادی های من نباید به هزینه حقوق و آزادی های شما باشد – یا برعکس.
تسلط پان اسلامی یا پان عرب در دوران مدرن برای خاورمیانه-یا هر جای دیگر-کار نمی کند. اسلام تنها دین در منطقه نیست و اعراب تنها مردم محلی نیستند که سزاوار آزادی و خودمختاری هستند. در واقع ، تفسیرهای متفاوتی از خود اسلام وجود دارد ، و بسیاری از مسلمانان که نمی خواهند تحت یک دینداری زندگی کنند. احترام به خودمختاری اقلیت ها مسیر واقعی پیشرفت است. ما نمی توانیم با مجبور کردن حکومت خود بر افرادی که نمی خواهند تحت تعقیب قرار بگیرند ، وحدت ایجاد کنیم. این امر بارها و بارها ثابت شده است که راهی برای جهنم برای کل منطقه ، هم برای فلسطینی ها و چه برای دیگران است.
من از دیدن فلسطینی ها در غزه بسیار خوشحال هستم که در مورد احتمال آینده بدون حماس صحبت می کنند. اما مسیر صلح باید فراتر از رد حماس یا هر گروه خاص باشد. ما باید راه هایی برای جمع آوری به عنوان برابر ، برای ایجاد روابط سودمند و سودمند که شامل تجارت ، همکاری ، اشتراک گذاری و همزیستی است ، پیدا کنیم. چارچوبی از احترام و رضایت متقابل ، طرح آینده ای روشن تر است. رد ایدئولوژی های جهادی و دینداری بهترین راه پیش رو است.