به مدت 75 سال ، متحدین ناتو در آمریکا به زرادخانه هسته ای ایالات متحده اعتماد کرده اند تا دفاع از اروپا را فراهم کنند. این هرگز یک سیاست بسیار منطقی نبود. همانطور که لارنس فریدمن ، داین مورخان استراتژیک انگلیس ، آن را در این صفحات در سال 1981 قرار داد ، “ایالات متحده خواهد بود غیر منطقی برای خودکشی به نمایندگی از اروپای غربی ، اما ناتو این واقعیت را نقص قاطع آن را استراتژی خود پیدا نکرده است. “
خط مشی این سیاست یک اعتقاد محکم اروپایی در تعهد ثابت واشنگتن به امنیت اروپا بود. امروز ، این دیگر وجود ندارد: همانطور که دو متخصص هسته ای اخیراً در آن نوشتند سیاست خارجی، ” اعتبار چتر هسته ای ایالات متحده اکنون توسط ترامپ خرد شده است. ” آمریکا ابتدا جایی برای همبستگی اتحاد باقی نمی گذارد.
به مدت 75 سال ، متحدین ناتو در آمریکا به زرادخانه هسته ای ایالات متحده اعتماد کرده اند تا دفاع از اروپا را فراهم کنند. این هرگز یک سیاست بسیار منطقی نبود. همانطور که لارنس فریدمن ، داین مورخان استراتژیک انگلیس ، آن را در این صفحات در سال 1981 قرار داد ، “ایالات متحده خواهد بود غیر منطقی برای خودکشی به نمایندگی از اروپای غربی ، اما ناتو این واقعیت را نقص قاطع آن را استراتژی خود پیدا نکرده است. “
خط مشی این سیاست یک اعتقاد محکم اروپایی در تعهد ثابت واشنگتن به امنیت اروپا بود. امروز ، این دیگر وجود ندارد: همانطور که دو متخصص هسته ای اخیراً در آن نوشتند سیاست خارجی، ” اعتبار چتر هسته ای ایالات متحده اکنون توسط ترامپ خرد شده است. ” آمریکا ابتدا جایی برای همبستگی اتحاد باقی نمی گذارد.
اروپا باید مطابق با این واقعیت عمل کند. خوشبختانه ، برنامه هایی برای یک بازدارنده هسته ای اروپا در بایگانی ها وجود دارد ، و اتحادیه اروپا به خوبی انجام می شود تا آنها را از بین ببرد. پیشنهاد دولت کندی برای یک نیروی چند جانبه (MLF) یک طرح کارآمد برای یک بازدارنده هسته ای پان اروپایی ارائه می دهد.
منهای آمریکا ، اروپا خود را در دنیای خطرناک و هسته ای غیر مسلح می داند. رژیم های کنترل اسلحه که در طول جنگ سرد توسعه یافته اند توسط ایالات متحده و روسیه لغو شده است. چین ، هرگز امضا کننده توافق نامه های دو جانبه ایالات متحده و روسیه جنگ سرد ، اکنون به دنبال گسترش و ارتقاء بازدارنده هسته ای خود نیست. دستیابی به یک توافقنامه تسلیحات هسته ای سه جانبه همیشه سخت بود ، اما بدون توافق های جنگ سرد ، این کار تقریباً غیرممکن است. برای بدتر شدن اوضاع ، تکثیر هسته ای به این معنی است که اکنون نه قدرت هسته ای وجود دارد و ایران در آستانه تبدیل شدن به دهمین است.
اینها مشوق های قدرتمندی برای اتحادیه اروپا برای ایجاد یک عامل بازدارنده هسته ای پان اروپایی است. تکیه بر واشنگتن برای تأمین بازدارندگی هسته ای طولانی برای بروکسل یک گزاره به طور فزاینده ای مشکوک است. و در این دنیای هسته ای ، بازیگران دارای کرسی در جدول مذاکره برای جعل توافق های جدید کنترل تسلیحات هسته ای ، خودشان باید خود قدرت هسته ای باشند. اگر اروپا بخواهد کنترل تسلیحات هسته ای را ارتقا بخشد ، به طور متناقض باید ابتدا هسته ای برود.
بازدارنده های هسته ای فرانسوی و انگلیس می توانند توانایی توقف را ارائه دهند ، به ویژه اگر فرانسه به گروه برنامه ریزی هسته ای ناتو بپیوندد ، که باید ، اما در طولانی مدت ، یک راه حل فراملی اروپایی ضروری است زیرا نه پاریس و نه لندن برای تأمین امنیت تمام اروپا و نه توانایی هسته ای تاکتیکی ندارند ، که یک مؤلفه مهم در مدیریت افزایش است. و در حالی که بازدارنده فرانکو-انگلیس ممکن است پوشش کوتاه مدت را فراهم کند ، بر واقعیتی که 75 سال است ناتو را زنده نگه داشته است غلبه نخواهد کرد-این ضمانت امنیتی ایالات متحده بهتر از یک بود فرانسه یا انگلیسبشر
با اعتبار ضمانت ایالات متحده در Tatters ، کشورهای اروپایی ممکن است بخواهند از توانایی هسته ای خود تجدید نظر کنند: به عنوان نخست وزیر لهستان دونالد توسک گفته شده در ماه مارس ، “اگر زرادخانه هسته ای خودمان داشته باشیم ، ایمن تر خواهیم بود.” اما دستیابی به توانایی هسته ای جدید توسط هر کشور در اروپا احتمالاً باعث ایجاد یک معضل امنیتی برای دیگران – اگر آلمان به هسته ای برود ، این کار را می کرد به لهستان اطمینان دهید، یا آیا ورشو را برای توسعه توانایی خود تحریک می کند؟ درست همانطور که ایالات متحده از تقسیم هسته ای برای مدیریت تکثیر در اوایل جنگ سرد اروپا استفاده کرد ، بروکسل به خوبی برای مدیریت این وضعیت از طریق یک پروژه هسته ای مشترک اروپا انجام می داد. علاوه بر این ، توسعه زرادخانه هسته ای بسیار پرهزینه و دشوار است. هماهنگی یک بازدارنده پان اروپایی اقتصادی تر خواهد بود و تلاش های خود را در برابر تهدیدهای خارجی به جای رقابت داخلی متمرکز می کند.
راه حل این چالش های بی شمار ، انگشت جمعی اروپایی بر روی دکمه پرتاب هسته ای اروپا است. بهترین راه برای انجام این کار ، گرد و غبار برنامه های اولیه جنگ سرد برای MLF است.
MLF یک بود پیشنهاد برای ایجاد ناوگان کشتی های سطحی و زیردریایی ها ، توسط متحدین ناتو اروپایی ، با هدف دادن مالکیت و کنترل چند جانبه به آن متفقین در دفاع هسته ای اروپای غربی ، انجام شده است.
1957 گزارش بلژیکی-هلندی نگرانی های ذکر شده در اروپا مبنی بر اینکه “اعضای قاره ناتو از سلاح های هسته ای استراتژیک که برای این اعضای جداگانه یا جامعه ناتو در دسترس نیستند ، به اندازه کافی محافظت نمی کنند.” کاخ سفید کندی به ویژه نگران جاه طلبی های هسته ای آلمان غربی و همکاری های هسته ای بالقوه فرانسوی-آلمان بود. برنامه هسته ای نوپا ایتالیا نیز تحت نظر نزدیک ایالات متحده بود. کارمندان برنامه ریزی سیاست وزارت امور خارجه در نتیجه در سال 1965 که MLF “می توانست کارهای بیشتری برای جلوگیری از گسترش سلاح های هسته ای نسبت به یک توافقنامه منع گسترش سلاح های هسته ای انجام دهد.”
MLF قرار بود اطراف خود را قرار دهد 200 موشک تحت کنترل اروپا ، این نیرو را به نیرو می دهد تا بین 25 تا 100 شهر اتحاد جماهیر شوروی را در اعتصاب های ضد ارزش نابود کند ، که برای جلوگیری از استفاده در ابتدا شوروی طراحی شده است. این پروژه تا آنجا به کار گرفته شده است که یک ناوشکن موشکی هدایت شده ، USS را مستقر می کند Claude V. Ricketts، با 174 افسر و خدمه آمریکایی ، با خدمه از متفقین ناتو ، از جمله آلمان غربی ، ترکیه و ایتالیا ادغام شدند. پل نیتز ، دبیر نیروی دریایی ایالات متحده ، استقرار را به عنوان یک موفقیت تحسین کرد.
اما MLF ناتو از اختلاف نظرهای واشنگتن و متفقین در مورد مبنای و تأمین مالی هزینه برنامه و همچنین سرسخت جلوگیری کرد مخالفت انگلیس با این ایدهبشر در عوض ، لندن ترجیح داد روابط هسته ای ویژه خود را با واشنگتن حفظ کند ، به جای اینکه آن را در برخی از شرکت های پان اروپایی از دست بدهد. در دنیایی که فقط دو دهه از پایان جنگ حذف شده است ، ایده انگشت آلمانی روی دکمه نیز جذب می شود تحریم طنزبشر اما اگرچه MLF هرگز به طور کامل تحقق نیافته است ، ایده در مرکز آن-فرماندهی و کنترل Shared-برای اروپا قرن بیست و یکم مناسب است.
در حالت ایده آل ، یک MLF اروپایی مؤلفه آنگلو-فرانسوی را در هسته خود قرار می دهد ، زیرا هر دو کشور در حال حاضر در بازدارنده های دریایی مبتنی بر فن آوری های کاملاً متفاوت هستند. در حالی که بازدارنده فرانسوی کاملاً مستقل است ، یکی بریتانیا نیست، از آنجا که به فناوری ایالات متحده بسیار متکی است.
اولین قدم به سوی بازدارنده استراتژیک که در یک MLF اروپایی آشکار می شود ، شروع آموزش و ادغام افسران و خدمه اروپایی در سکوهای موجود فرانسوی و انگلیس برای توسعه درک سلاح های هسته ای و زیردریایی های هسته ای است. این مزیت اضافی برای اطمینان بخشیدن به سایر قدرتهای اروپایی در مورد تعهد آنگلو-فرانسوی به بازدارندگی هسته ای اروپا است. در عین حال ، اتحادیه اروپا باید مناقصه های ویژه ای را برای توسعه ناوگان زیر دریایی هسته ای اروپا در نظر بگیرد. فرانسه تجربه گسترده ای با زیردریایی های هسته ای دارد و آلمان و سوئد تولید کنندگان برتر زیردریایی های معمولی هستند. یک کنسرسیوم اروپایی با بودجه جمعی می تواند یک زیر دریایی حمله هسته ای جدید برای اروپا ایجاد کند-یکی که ممکن است در نهایت با کشورهایی مانند به اشتراک گذاشته شود استرالیابشر
گزینه دیگر ، بسیار سریعتر گسترش انگلیسی های فعلی است خندق برنامه زیردریایی به اروپا (و استرالیا). اعتماد به این زیردریایی ها به موشک های Trident ما حداقل در طراحی مجدد طرح فعلی “محفظه موشک مشترک” نیاز دارد تا قایق های اروپایی بتوانند موشک های M51 فرانسوی یا طراحی یک سیستم جدید پان اروپایی را حمل کنند تا سیستم اروپایی باشد کاملاً مستقل از ایالات متحده برای لندن ، یک تهدید واقعی برای بازگشت ایالات متحده علیه همکاری های انگلیس با این قاره وجود دارد – اما شاید این تنها باید انگیزه ای برای انگلیس برای انجام چنین حرکتی داشته باشد.
مرتبه دوم تجارت برای آژانس جدید سلاح های هسته ای اروپا برای ایجاد یک قابلیت هسته ای تاکتیکیبشر ساده ترین راه برای انجام این کار ، تطبیق سایه طوفان/پوست سر به عنوان مثال و Taurus KEPD 350 موشک برای پذیرش یک بار هسته ای است که می تواند توانایی افزایشی و افزایشی لازم را برای یک بازدارنده قانع کننده فراهم کند.
به مدت 75 سال ، تقسیم هسته ای در ناتو توانایی مدیریت تکثیر را به ایالات متحده داده و به عنوان یک خدمت کرده است ابزار قوی مدیریت اتحادبشر اما تنها چیزی که با دولت ترامپ مشخص نیست ، عدم اطمینان است و اروپا باید بر این اساس برنامه ریزی کند. اگرچه بازدارندگی گسترده ایالات متحده از نظر تئوریک هنوز هم متحدین ناتو را در بر می گیرد ، کشورهای اروپایی احمقانه خواهند بود که جایگزین هسته ای پان اروپایی را توسعه ندهند.
با انجام این کار ، معضل امنیتی در اروپا را اداره می کند ، از پرخاشگری جلوگیری می کند و اتحادیه اروپا را در موقعیتی قوی تر قرار می دهد تا به توافق های کنترل تسلیحات هسته ای بپردازد. در یک سناریوی بهترین حالت ، یک عامل بازدارنده هسته ای اروپایی ناتو را تقویت می کند و در بدترین حالت سناریو ، اگر ایالات متحده اروپا را رها کند ، این قاره بی دفاع نخواهد بود.