در لبه اروپا، در جزیره آتشفشانی کوچک فلورس، شهری وجود داشت که برای چندین دهه متروکه بود. تا اینکه یک زوج با رویا، چالش بازسازی آن را با چیزی جز عشق و اراده پذیرفتند. اگر سرزمین اصلی اروپا را پشت سر بگذارید و دو هزار کیلومتر به اقیانوس اطلس سفر کنید، یک قطعه کوچک از زمین را خواهید دید. جزیره فلورس، بخشی از مجمع الجزایر آزور پرتغال، شبیه بهشت است. جنگل های سرسبز، دریاچه های آتشفشانی، آبشارها و امواج اقیانوس.
با این حال، زیبایی بهایی دارد. این جزیره کوچک و منزوی است و با طوفان های شدید زمستانی مواجه است. طوفان لورنزو تنها بندر آنها را در سال 2019 به طور کامل ویران کرد و آنها را بیشتر قطع کرد و دریافت تحویل و وارداتی که جزیره به آن متکی است تقریبا غیرممکن کرد. مشکلاتی مانند این چیز جدیدی نیست، به همین دلیل است که بیشتر جمعیت اولیه به ایالات متحده، کانادا یا سرزمین اصلی اروپا نقل مکان کردند و بسیاری از روستاها از جمله روستای کوادا را رها کردند. اینجاست که تئوتونیا و کارلوس سیلوا وارد داستان می شوند. آنها در دهه 80 در آنجا خانه ای برای تعطیلات خریدند و به آرامی اما مطمئناً کل روستا را بازسازی کردند.
تئوتونیا و کارلوس سیلوا کل روستای متروکه آلدیا دا کوادا در آزور پرتغالی را بازسازی کردند.
آلدیا دا کوادا حدود 400 سال سکونت داشت و حداکثر 122 نفر در 20 خانه سنگی سنتی ساکن بودند. دیوارهای این خانهها از چیزی جز سنگهای آتشفشانی شل که روی هم چیده شده بودند ساخته نشده بود. برخی حتی سقف هم نداشتند.
امیلی ماری ویلسون | شاتر استاک
با وجود کار سخت در مزارع و سنگ های گدازه خشن در همه جا، حتی یک نفر کفش نداشت. درست مانند همه جای مجمع الجزایر آزور، مردم به سادگی برای خرید کفش فقیرتر از آن بودند. زندگی سخت بود و در دهه 1960، دهکده کوچک کوادا متروکه شد.
سالها بعد، خانههای قدیمی به ویرانهای تبدیل شده بودند و در بیابان بیش از حد رشد کرده بودند. تا اینکه تئوتونیا و کارلوس سیلوا، زوجی مصمم با رویا، روستای قدیمی و فراموش شده را خریدند. عشق و اراده آنها تحولی باورنکردنی را ممکن کرد.
نزدیک به 40 سال طول کشید، اما سنگ به سنگ و خانه به خانه، کل شهر کوادا را بازسازی کردند و آن را آلدیا دا کوادا ساختند.
امیلی ماری ویلسون | شاتر استاک
وقتی سیلواها شروع به بازسازی کردند، متوجه شدند که فقط نمی خواهند روستا را قابل سکونت کنند. آنها می خواستند آن را به زندگی برگردانند. آنها به جای معماری مدرن و مصالح ساختمانی، به میراث جزیره وفادار ماندند و با زحمت فراوان خانه های سنگ گدازه را بازسازی کرد با دقت و جذابیتی که برای اولین بار آنها را به کوادا کشاند.
همانطور که اینس و کریس وبلاگ نویسان سفر برای RandomTrip نوشتند، “هر سال سعی می کردند با پس انداز خود تعدادی کلبه ویران بخرند، به تدریج خانه های روستا را بازسازی کردند، ویژگی های معماری قدیمی خود را حفظ کردند و آنها را برای استفاده توریستی تطبیق دادند.”
نزدیک به 40 سال طول کشید، اما امروز، Aldeia da Cuada یک مقصد تفریحی نخبه با 21 خانه، از جمله پذیرایی، رستوران، مهمانخانهها و خانههایی برای خدمات خارجی است.
امروزه گردشگران می توانند از آن خانه های تاریخی روستایی بازدید و اجاره کنند و موقعیت عرفانی روستا را تجربه کنند.
JoaLacerda | شاتر استاک
مه در بیشتر روزها بر روی کوه های نزدیک آویزان است و می توانید صدای شکاف اقیانوس را در برابر صخره ها بشنوید. خانه ها هنوز هم جذابیت و سادگی دوران قدیم را حفظ کرده اند و در عین حال امکانات لوکسی مانند آب گرم و برق را ارائه می دهند.
اینترنت اما در هیچ کجا یافت نمی شود و ماشین ها باید بیرون از روستا رها شوند. به این ترتیب، زمان در آلدیا دا کوادا معتبر باقی می ماند و به شما این امکان را می دهد که واقعاً خود را در طبیعت، سکوت و روح این مکان غرق کنید.
این زوج با بازسازی 16 خانه از 20 خانه اصلی و نامگذاری آنها به نام آخرین صاحبانشان، مکانی جادویی ایجاد کرده اند که تاریخ نه تنها این روستای خاص بلکه تمام آزورها را گرامی می دارد. سیلواها که همه این اتفاقات را رقم زدند، هنوز در یکی از خانه های سنگی زندگی می کنند، اما با بازدیدکنندگان ارتباط برقرار نمی کنند. آنها بازنشسته شده اند و نمی خواهند در انظار عمومی حضور داشته باشند. دختر آنها کارلوتا و همسرش سیلویو اکنون مسئولیت را بر عهده گرفته اند و با آغوش باز از شما استقبال خواهند کرد.
تحت هدایت دقیق آنها، Aldeia da Cuada به محبوب ترین اقامتگاه توریستی تبدیل شد جزیره فلورس که اکنون یک رستوران کوچک در ورودی خود نیز ارائه می دهد. همچنین جوایزی را برای خود دریافت کرده است چیدمان منحصر به فرد و عاشقانه و آن پایداری
رویای آنها این است که کار زندگی والدینش را به آینده منتقل کنند و آن را به خانه ای موقت و پناهگاه امن برای مردم از سراسر جهان تبدیل کنند. به عنوان والدین جدید، آنها همچنین منتظر انتقال این میراث باورنکردنی به نسل بعدی هستند که زمان آن فرا رسید.
تاسمین هانسمان داستاننویس، شاعر و نویسنده است. او نویسنده «آناتومی امواج» و «روح عزیز به خانه خوش آمدید» است.
