چرخش نوار غزه به ریویرا? فراموشش کن، این خبر دیروز است.
این یکی را برای اندازه امتحان کنید: چرخاندن کوه هرمون – در دو طرف مرز اسرائیل و سوریه – به آسپن شرق، مجهز به بالابرهای اسکی، ماشینهای برفسازی، و دهها هزار گردشگر زمستانی که از مهمان نوازی دروزیها در جنوب سوریه لذت میبرند.
دیوانهکننده به نظر میرسید، مانند شعری که میتوان آن را در نسخه بهروزرسانیشده آهنگ نمادین جان لنون «Think about» درج کرد؟ مطمئنا، اما این یکی از ایده های شناور در طول است مذاکرات پاریس این هفته بین تیمهای اسرائیلی و سوری، با میانجیگری تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در سوریه، و جرد کوشنر و استیو ویتکاف، که هر دو توسعهدهندگان املاک و مستغلات و نمایندگان ارشد دولت ترامپ هستند.
حل مشکل از طریق املاک و مستغلات
با مشارکت ویتکاف و کوشنر، هیچ مشکلی وجود ندارد که نتوان آن را – حداقل از نظر تئوری – از طریق توسعه املاک و مستغلات حل کرد.
مسئله حل نشدنی غزه؟ آن را به ملک با ارزش ساحلی تبدیل کنید.
آیا باید روس ها و اوکراینی ها را در مورد دونباس به توافق برسانیم؟ ابتدا آن را به یک کریدور اقتصادی مشترک با نیروگاه ها، پارک های صنعتی و بازسازی مسکن تبدیل کنید.
و با توجه به آن موضوع کوچک بین اورشلیم و دمشق – یعنی اشغال سرزمین وسیعی در داخل سوریه توسط ارتش اسرائیل برای حفظ امنیت مرزهای اسرائیل و درخواست سوری ها برای بازگرداندن آن سرزمین – اختلاف را تقسیم کرده و آن را به یک منطقه اقتصادی در حال شکوفایی تبدیل می کند.
همه اینها نشاندهنده الگوی نوظهور دولت ترامپ در درگیریهای مرزی است: توقف درگیریها، خارج کردن مناطق مورد مناقشه از مناقشه نظامی فعال، و استفاده از انگیزههای اقتصادی برای تثبیت وضعیت – با این انتظار که این در نهایت میتواند در را به روی یک توافق صلح گستردهتر باز کند.
آن را صلح از طریق سعادت بنامید – تکرار عنوان کنفرانس ژوئن 2019 دولت ترامپ “صلح تا سعادت” در بحرین، که منطق اول اقتصاد را برای صلح پیش برد که بعداً زیربنای آن شد. پیمان های ابراهیم.
در حالی که در نگاه اول، به نظر می رسد به راحتی می توان ایده تبدیل جنوب سوریه به یک نقطه داغ توریستی را به سخره گرفت، اما در نگاه دوم، منطق پشت آن ارزش یک نگاه دوباره را دارد.
دو هفته پیش، در یک کنفرانس مطبوعاتی در مار-آ-لاگو در کنار بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر، از دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پرسیده شد که آیا دو رهبر در مورد سوریه به تفاهم رسیده اند یا خیر. پاسخ ترامپ، خوب ترامپی بود:
در مورد سوریه، میدانید، رئیسجمهور جدید – من به او احترام میگذارم، او مرد بسیار قویای است، این چیزی است که شما در سوریه نیاز دارید.
ترامپ پس از تمجید از احمد الشرع به دلیل همکاری در واکنش به حمله دسامبر که منجر به کشته شدن دو نظامی آمریکایی در سوریه شد و واشنگتن داعش را مقصر آن دانست، ادامه داد: مطمئن هستم که اسرائیل و او با هم کنار می آیند.
چند روز بعد، پس از دو ماه بن بست در مذاکرات امنیتی که بنا بر گزارش ها به بن بست رسیده بود، دو طرف تحت نظارت ایالات متحده در پاریس ملاقات کردند و در آنجا طرح اسلحه به اسکی مورد بحث قرار گرفت. صرف نظر از اینکه همه چیز حل شود یا نه، این واقعیت که طرفین در مورد مسائل اقتصادی و مدنی بحث می کردند، نه فقط ترتیبات امنیتی، به خودی خود یک پیچ جدید و با طراوت بود.
اسرائیلیها مدتها رویای خوردن هوموس را در دمشق به عنوان بخشی از توافق صلح جامع با سوریه داشتند. این نوع صلح هنوز دور از دسترس به نظر می رسد، اما یک توافق موقت که می تواند روزی نوشیدن شکلات داغ را در اقامتگاهی در پایه تپه خرگوش در نیمه سوریه کوه هرمون ممکن کند چیزی است که ممکن است در دسترس باشد.
ترامپ گفت که “این کار را انجام خواهد داد تا آنها (اسرائیل و سوریه) با هم کنار بیایند” و یکی از راه هایی که او تلاش می کند این کار را انجام دهد، تبدیل منطقه ای است که اسرائیل پس از سقوط اسد به آن وارد شد، از جمله منطقه بخش سوریه از کوه هرمون، به عرصه نه رقابت، بلکه همکاری.
موضوع چیست؟
مسئله فوری منطقه ای است که ارتش اسرائیل پس از سقوط بشار اسد در نوامبر 2024 به آن نقل مکان کرد. نه تنها منطقه غیرنظامی بین دو کشور را تصرف کرد، بلکه فراتر از آن به سمت شرق پیش برد و چندین پاسگاه ارتش اسرائیل را ساخت.
نتانیاهو در کنفرانس مطبوعاتی با ترامپ دلیل این اقدام را روشن کرد. ما میخواهیم مطمئن شویم که منطقه مرزی درست در کنار مرزمان امن است، تروریستها (آنجا) نداریم، حملاتی نداریم، و همچنین میخواهیم امنیت دوستان دروزیمان را تامین کنیم.»
آنچه نتانیاهو در آنجا به طور خلاصه بیان کرد، اساساً یک دکترین امنیتی به روز شده اسرائیل بود. پس از 7 اکتبر دیگر حصار یا دیوار در امتداد مرزها کافی نیست. در عوض، یک منطقه حائل در طرف دیگر ترجیح داده می شود که عاری از تروریست ها باشد.
این دکترین در غزه است، جایی که هر ترتیب نهایی در آنجا شامل یک کمربند به عرض حدود یک کیلومتر در امتداد مرز با اسرائیل خواهد بود که منطقه ای غیر انسانی خواهد بود. چرا؟ برای جلوگیری از استفاده تروریست ها از آن منطقه، همانطور که در 7 اکتبر انجام دادند، برای حمله به آن سوی مرزها و غلبه بر دفاع اسرائیل.
در لبنان نیز، اسرائیل خواهان ایجاد یک منطقه حائل در امتداد مرز، در جنوب لیتانی، بدون حضور حزبالله است.
و هیچ جا به اندازه جولان به این نیاز نیست.
در واقعیت پس از 7 اکتبر، و واقعیت پس از اسد، ترس این است که جهادیها به منطقهای که زمانی یک منطقه غیرنظامی مقدس بود نقل مکان کنند – اسد، با تمام خطاهایشان، این منطقه را پاک نگه داشتند، حداقل تا زمانی که ایرانیها در طول جنگ داخلی به طور دستهجمعی به سوریه نقل مکان کردند.
ترس این است که با سقوط اسد و به قدرت رسیدن شرعا، دمشق دیگر خود را ملزم به توافق سال 1974 احساس نکند که به بازیگران مخالف منافع اسرائیل – ایران، حزبالله، حماس، جهاد اسلامی – اجازه میدهد به منطقه غیرنظامی شده یا نزدیک آن حرکت کنند، جایی که روزی میتوانند حملاتی را علیه گروههای اسرائیلی به سبک گل 7 اکتبر انجام دهند.
برای جلوگیری از آن، اورشلیم معتقد است که به یک منطقه حائل نیاز است. و اینجاست که همه چیز خراب می شود، زیرا در حالی که اسرائیل خواستار ایجاد یک منطقه حائل است، ایالات متحده می گوید تنها چیزی که لازم است یک منطقه غیرنظامی است. چه فرقی دارد؟
اسرائیل می خواهد نیروهای ارتش اسرائیل را در داخل منطقه حائل نگه دارد و آن را به عنوان یک کمربند دفاعی پیشرو با آزادی عمل یکجانبه برای مقابله با تهدیدات بدون نیاز به تایید بین المللی قرار دهد. در عمل، این به معنای نواری به عمق مایل ها از خاک سوریه است که در آن حاکمیت دمشق به شدت محدود شده است و نیروهای سوری به سادگی اجازه ورود ندارند.
واضح است که سوری ها دیوانه این ایده نیستند و موضع آنها به گوش دلسوزانی در واشنگتن افتاده است که می خواهند ببینند شرعا در کشور ثبات دارد. تا به حال، چشم انداز ایالات متحده یک منطقه غیرنظامی کلاسیک تر بوده است – منطقه ای مستقل در سوریه که در آن هر دو طرف با محدودیت های نظامی و تسلیحاتی موافقت می کنند و احتمالاً نظارت شخص ثالث وجود دارد.
برای واشنگتن، کلید یک مرز آرام با نظارت بینالمللی است که به شرعا کمک میکند تا دولت را تحکیم کند. برای اسرائیل، کلید یک بالشتک فیزیکی است که توسط اسرائیل کنترل می شود، به طوری که غافلگیری به سبک 7 اکتبر نمی تواند درست روی حصار ایجاد شود. اولی اولویت بازیابی حاکمیت سوریه به اضافه نظارت است. دومی چکمه های اسرائیلی روی زمین و تفنگ بین هر بازیگر متخاصم و جوامع جولان را در اولویت قرار می دهد.
و در این ترکیب است که کل طرح اقتصادی درج می شود. حائل، که غیرنظامی خواهد شد، با پروژه های اقتصادی تعاونی پر خواهد شد، نه لزوماً سربازان ارتش اسرائیل.
بر اساس گزارش های مختلف در مورد این پیشنهاد، علاوه بر یک پیست اسکی، یک نیروگاه بادی، یک خط لوله نفت خام، مراکز داده و تاسیسات دارویی نیز خواهد بود.
آمیت سگال از کانال 12 گزارش داد که این پیشنهاد به سوریه حدود 4 میلیارد دلار رشد تولید ناخالص داخلی – 20 درصد افزایش نسبت به تولید فعلی – به همراه افزایش 800 مگاواتی ظرفیت برق، 15000 شغل جدید و کاهش 40 درصدی وابستگی دارویی به سوریه می دهد.
باراک این ایده را با این جمله خلاصه کرد که «تحت رهبری و الهام ترامپ، اولویت دادن به فرصتهای اقتصادی، رفاه و گفتوگوی باز به طور مداوم به همکاری معنادار و بلندمدت منجر میشود.»
پس از مذاکرات دو روزه در پاریس، ایالات متحده، اسرائیل و سوریه بیانیه مشترک نادری را منتشر کردند که در آن «مذاکرات سازنده» با هدف پیگیری ترتیبات «امنیت و ثبات پایدار» که به حاکمیت و وحدت سوریه، امنیت اسرائیل و رفاه هر دو کشور احترام میگذارد، توصیف کرد.
این زبان دقیق و مدنظر بود و ارجاعات مکرر به حاکمیت سوریه را با اشاره به امنیت و رفاه متقابل اسرائیل متعادل می کرد، در حالی که از ذکر مرزها، عقب نشینی ها یا جدول زمانی اجتناب می کرد.
این زبان همچنین مبهم بود و در مورد ایجاد یک “مکانیسم همجوشی” تحت نظارت ایالات متحده برای “تسهیل هماهنگی فوری و مداوم در زمینه اشتراک اطلاعات، کاهش تنش نظامی، تعامل دیپلماتیک و فرصت های تجاری” صحبت می کرد.
«مکانیسم همجوشی» اصطلاحات امنیتی برای مکانیزمی شبیه به کنترل ترافیک هوایی برای مرزهای ناپایدار است – سیستمی ایستاده که برای جلوگیری از برخورد، مدیریت حوادث، و جلوگیری از تشدید سوء تفاهم ها به کار می رود. به عبارت دیگر، یک مکانیسم عدم تعارض.
این ابزاری برای کنترل است، نه لزوماً آشتی. اما می تواند منجر به آشتی شود. و منطقه اقتصادی که ترامپ امیدوار است در آنجا بسازد – پیست اسکی و همه – به این منظور به هر دو طرف نشان می دهد که این آشتی چگونه می تواند باشد، چقدر احساس خوبی دارد و چرا ارزش دنبال کردن آن را دارد.