هنگامی که طالبان کابل را در اوت 2021 بازپس گرفتند، پیروزی آنها بسیار فراتر از مرزهای افغانستان جشن گرفته شد. در بنگلادش، بسیاری از مردان جوان در مدارس و خوابگاههای دانشگاه تصاویری از جنگجویان طالبان را به اشتراک گذاشتند. آنلاینو آنها را مسلمانان واقعی اعلام کردند که ابرقدرتی را که برای اسلام خطرناک می دیدند شکست داده بودند. غرفههای چای در شهرهای شهری و روستایی مملو از صحبت درباره اینکه چگونه چندین دهه اشغال را تحمل کردند اما پیروز شدند. در همان سال، یکی از مقامات ارشد پلیس بنگلادش اظهار داشت که برخی از افراد بنگلادش هستند تلاش برای سفر به افغانستان برای پیوستن به طالبان.
این داستان در کشوری طنین انداز شد که در آن 91% جمعیت مسلمان هستند اما جامعه مسلمان نیستند یکپارچه
بسیاری از ریشههای همدردی طالبان در بنگلادش به اواخر دهه 1980 بازمیگردد، زمانی که تعداد انگشت شماری از مردان جوان بنگلادشی به افغانستان سفر کردند تا به مجاهدین در جنگ علیه اتحاد جماهیر شوروی بپیوندند. آنها با دعوت از همبستگی اسلامی، آن را مبارزه ای مقدس برای دفاع از هموطنان مسلمان در برابر اشغال خارجی می دانستند. برخی دیگر هرگز برنگشتند، اما کسانی که نه تنها داستان های مقاومت، بلکه شبکه ها، ایدئولوژی و آموزش هایی را که بعداً به فعالیت های اسلام گرا در بنگلادش دامن زدند را نیز به عقب بردند.
میراث عودتکنندگان افغان هنوز بر چگونگی نگاه بخشی از جوانان بنگلادشی به طالبان تأثیر میگذارد، نه فقط بهعنوان حاکمان دور کابل، بلکه بهعنوان مدلی الهامبخش از سرپیچی مبتنی بر ایمان.
کهنه سربازان بنگلادشی جنگ شوروی و افغانستان (1979-1989)، به ویژه بنیانگذار مشهور مولانا عبدالسلام و رهبر اعدام شده بعداً مفتی عبدالحنان برای تأسیس به خانه بازگشت حرکات الجهادالاسلامی بنگلادش (HuJI-B) در آوریل 1992. سازمان آنها بمب گذاری ها و کشتارهای هدفمند را سازماندهی کرد و ردپای خشونت آمیزی بر سیاست کشور گذاشت. این میراث عودتکنندگان افغان هنوز بر چگونگی نگاه بخشی از جوانان بنگلادشی به طالبان تأثیر میگذارد، نه فقط به عنوان حاکمان دور کابل، بلکه بهعنوان مدلی الهامبخش از سرپیچی مبتنی بر ایمان.
هدف HuJI-B ایجاد حکومات (حکومت) اسلامی در بنگلادش از طریق جنگ و کشتن روشنفکران مترقی است. از اسامه بن لادن و رژیم سابق طالبان در افغانستان الهام گرفته شده است. این گروه در گذشته از شعار امرا سوبای هوبو طالبان، بنگلا هوبه افغانستان (ما همه طالبان می شویم و بنگلادش را به افغانستان تبدیل می کنیم). نیروهای استخدام شده HuJI-B در قالب اسلام رادیکال تلقین شده اند.
در حالی که لباس های ستیزه جو مانند HuJI-B نشان دهنده افراط خشونت آمیز است، نفوذ ایدئولوژیک آنها اغلب به فضاهای ظریف تر، به ویژه در شبکه در حال گسترش آموزش دینی نفوذ می کند. افزایش ثبت نام در مدارس – موسسات آموزشی یا مدارس مذهبی که دروس اسلامی را تدریس می کنند – در 20 سال گذشته نشان دهنده ستیزه جویی نیست، بلکه وزن اجتماعی فزاینده هویت مذهبی محافظه کار در بنگلادش است.
به عنوان مثال، در سال 2022، از ابتدای (سطح ابتدایی) به کمیل (معادل فوق لیسانس)، در مجموع بیش از چهار میلیون دانش آموزان در مدارس عالی کشور ثبت نام کردند که بالاترین میزان در دو دهه گذشته بود. در سال 2019، این رقم به 3.81 میلیون نفر رسید، به این معنی که ثبت نام دانش آموزان در سه سال 5.63 درصد افزایش یافته است.
ثبت نام در مدارس قومی – مدارس خصوصی اسلامی – نیز افزایش یافته است. این مدارس تحت شش هیئت مجزا فعالیت می کنند که هیئت آموزشی مدرسه قومی (بفق) بزرگترین آنهاست. در طول سه سال گذشته، تعداد دانش آموزان تحت بفاق حدود 100000 نفر افزایش یافته است.
اما در کنار تحسین، طالبان ترس و انتقاد را نیز برانگیخته است. بنگلادشی هایی که ارزش قائل هستند حقوق زنانآزادی فرهنگی و کثرت گرایی دموکراتیک به افغانستان به عنوان یک هشدار اشاره می کنند. مال طالبان ممنوع کردن در مورد تحصیل دختران، محدودیتهای سخت برای زنان، و محدودیتهای شدید هنر و فرهنگ، نگرانیهایی را ایجاد میکند که وضعیت مشابهی در بنگلادش رخ دهد.
این تنش از ژوئیه 2024 تشدید شده است قیامهنگامی که اعتراضات دانشجویان بر سر سهمیه های شغلی به یک شورش سراسری تبدیل شد که به حکومت 15 ساله خودکامه شیخ حسینه، نخست وزیر وقت، پایان داد. خروج ناگهانی او خلاء سیاسی ایجاد کرد. با تضعیف رقابت آشنای لیگ عوامی و حزب ملیگرای بنگلادش، طیف وسیعی از نیروهای اسلامگرا پا گذاشت به فضا زبان آنها همیشه منعکس کننده زبان طالبان نیست، اما سقوط کابل به آنها انرژی داد.
فراتر از جماعت اسلامی، که ممنوعیت آن پس از قیام لغو شد، گروههایی که از نظام سیاسی اسلامی دفاع میکنند، مانند حزب اسلامی (HeI)، اسلامی آندولان بنگلادش (IAB) و بنگلادش خلفات مجلس (BKEM) دوباره اعتماد به نفس پیدا میکنند. رهبران آنها ممکن است مستقیماً از طالبان استناد نکنند، اما حامیان و فعالان آنها به رژیم به سبک افغانی علاقه دارند. ائتلافهای جدید روحانیون محافظهکار نیز خود را به عنوان مدافعان ارزشهای اسلامی معرفی میکنند.
هیئت هفت نفره احزاب اسلام گرا به رهبری مامون الحق، رئیس BKEM، در نشانه ای از تقویت روابط بازدید کرد افغانستان در 17 سپتامبر به دعوت دولت طالبان.
این سیاست به طور استراتژیک توسط احزاب اسلام گرا، به ویژه توسط جماعت اسلامی، برای پیشبرد دستور کار قانون اساسی خود به کار گرفته شده است. در حالی که احزاب و گروه هایی مانند HeI، IAB و BKEM در حال شتاب گرفتن هستند، آنها همچنین از تاکتیک های سیاسی سازمان یافته برای تضمین قدرت ساختاری از طریق روند اصلاحات استفاده می کنند.
از نوامبر 2025، آنها یک بلوک متحد و آواز در داخل هستند کمیسیون اجماع ملی، ایجاد تغییر از سیستم فعلی به a نمایندگی متناسب (PR) سیستم انتخاباتی خواسته اصلی آنها. تحت سیستم فعلی، سهم آرای قابل توجه اما پراکنده آنها کرسی های کمی را برای آنها به ارمغان می آورد. با این حال، یک سیستم روابط عمومی احتمالاً یک بلوک قابل توجه برای آنها در پارلمان بعدی تضمین می کند. این گروه ها با درخواست یک همه پرسی فوری و جداگانه مردمی برای اعتبار بخشیدن به منشور ملی جولای، از روند اصلاحات برای نهادینه کردن قدرت خود و تغییر اساسی چارچوب دموکراتیک سکولار بنگلادش به سمت راست استفاده می کنند.
این رشد هشداری برای گروه های حقوق بشر و سازمان های زنان است. بنگلادش مدتهاست که به دستاوردهای برابری جنسیتی افتخار میکند و در فهرست جهانی شکاف جنسیتی مجمع جهانی اقتصاد در سال 2025 در رتبه اول آسیای جنوبی قرار گرفته است. فعالان می ترسند که ظهور احزاب اسلام گرا بتواند این پیشرفت را خنثی کند و به افغانستان به عنوان نقطه پایان منطقی سیاست های مذهبی کنترل نشده اشاره می کنند.
محبوبیت طالبان در بنگلادش کمتر به افغانستان و بیشتر مربوط به خود بنگلادش است: ناامیدی از فساد، نگرانی از هویت، و ناامیدی از نخبگان سکولار.
مقامات امنیتی نیز به همان اندازه ناآرام هستند. بنگلادش قبلاً ستیزه جویان اسلام گرا را تحمل کرده است بمباران رمنا در سال 2001 و 2005 انفجارهای سراسری بمب به حمله به نانوایی هالی آرتیزان 2016 جایی که تروریست ها 22 نفر از جمله خارجی ها را کشتند. اگرچه این شبکه ها مختل شدند، بسیاری از تحلیلگران مبارزه با تروریسم هشدار می دهند که تصاویر طالبان الهام بخش گروه های کوچکی از جوانان رادیکال شده است. خطر در پیوندهای سازمانی مستقیم نیست، بلکه در روایت است: اگر طالبان می توانند ایالات متحده را شکست دهند، چرا جوانان بنگلادشی نمی توانند یک دولت فاسد یا غیراسلامی را شکست دهند؟
پیامدهای بین المللی جدی است. اقتصاد بنگلادش به صادرات پوشاک، حوالهها و سرمایهگذاری خارجی متکی است. هر گونه برداشتی از رانش رادیکال، مشارکت غربی حساس به حقوق بشر را به خطر می اندازد. گاهی اوقات در بنگلادش از توانایی رهبران طالبان برای به رسمیت شناختن قدرتهایی مانند هند، چین و روسیه به عنوان مدرکی برای همزیستی «دولتهای اسلامی» با جهان یاد میشود. اما در شرایطی که بنگلادش عمیقاً به بازارهای جهانی گره خورده است، چنین مسیری بسیار پرخطرتر خواهد بود.
با این حال، خود قیام ژوئیه تحت رهبری اسلام گرایان نبود. این دانشجویان خواستار انصاف و پاسخگویی بودند. جنبش آنها باعث تولد حزب ملی شهروند شد و ثابت کرد که صداهای جایگزین وجود دارد. بسیاری از ساکنان طبقه متوسط شهری بنگلادشی به شدت از زندگی فرهنگی خود – موسیقی، تئاتر، ادبیات – محافظت می کنند و آن را جدایی ناپذیر از هویت ملی می دانند. برای آنها، طالبان یک هشدار است، نه یک الگو.
محبوبیت طالبان در بنگلادش کمتر به افغانستان و بیشتر مربوط به خود بنگلادش است: ناامیدی از فساد، نگرانی از هویت، و ناامیدی از نخبگان سکولار. احزاب اسلام گرا از داستان کابل استفاده می کنند تا برای نظم مذهبی سخت گیرانه تر استدلال کنند، در حالی که مخالفان همان مثال را به عنوان یک سناریوی کابوس می گویند. در حال حاضر، طالبان هم نماد غرور و هم سایه ترس در بنگلادش هستند، زیرا این کشور در جستجوی آینده خود است.
