در حالی که اسرائیل و ایالات متحده عملیاتهایی در مقیاس بیسابقهای را علیه ایران انجام میدهند، با جنگ منطقهای که اکنون در جریان است و پیامدهای جهانی در حال افزایش است، بسیاری از منتقدان میپرسند چرا این کار ضروری است.
برخی از صاحب نظران و دانشگاهیان به دنبال کم اهمیت جلوه دادن تهدید ایران هسته ای هستند و ادعا می کنند که منطق بازدارندگی هسته ای در مورد آن نیز مانند دوران جنگ سرد اعمال می شود و علیرغم لفاظی های جنگ طلبانه رژیم در قبال اسرائیل، در عمل با تهدید به نابودی تضمین شده دوجانبه با خویشتنداری عمل خواهد کرد.
با این حال، در واقعیت، حتی حداقل یک زرادخانه هسته ای در دست این رژیم، پیامدهای شدیدی برای اسرائیل، منطقه و جهان خواهد داشت. آنقدر سنگین که بهای جلوگیری از آن با زور – با تمام تشدید منطقهای و اختلال در جریان انرژی که به دنبال دارد – در مقایسه با جایگزین تقریبا ناچیز است: زندگی در سایه ایران هستهای که تا هفته گذشته در مسیری سریع برای تبدیل شدن به واقعیت بود.
تهدید تشدید هسته ای به عنوان ابزاری برای هژمونی منطقه ای ایران
از زمان انقلاب، ایران یک قدرت تجدیدنظرطلب بوده است که با ایجاد حوزه ای از سلطه منطقه ای از کوه های زاگرس تا مدیترانه و دریای سرخ در جناح غربی خود و از طریق پاکستان و افغانستان به شرق خود، به دنبال بازسازی خاورمیانه در تصویر خود بوده است. ایران این چشم انداز را از طریق یک استراتژی سه جانبه ایجاد ظرفیت هسته ای، جمع آوری زرادخانه موشک های بالستیک گسترده و پرورش نیروهای نیابتی ترور دنبال کرده است.
هژمونی ایران بخش بزرگی از منابع انرژی جهان را در کنار آبراه های حیاتی برای کشتیرانی بین المللی تحت نفوذ خود قرار می دهد و آن را به شریک استراتژیک ارزشمندی برای چین و روسیه در تلاش آنها برای برهم زدن نظم جهانی به رهبری ایالات متحده تبدیل می کند.
یک ایران هسته ای مطمئناً از تهدید تشدید تنش هسته ای برای به دست آوردن اهرم فشار در مبارزات منطقه ای خود استفاده می کند و تلاش ها برای اعمال هژمونی بر خاورمیانه گسترده تر را تشدید می کند. این کشور از توانایی هستهای خود برای بازدارندگی اسرائیل از تشدید درگیری متعارف با حزبالله استفاده میکند. می تواند حملات موشکی و پهپادی را به اسرائیل انجام دهد و سپس تهدید کند که هرگونه اقدام تلافی جویانه اسرائیل ممکن است باعث تشدید تنش هسته ای شود.
تهران همچنین احتمالاً موضع تهاجمیتری در خلیج فارس و فراتر از آن اتخاذ خواهد کرد و برای بیثبات کردن رژیمها در سراسر منطقه تلاش میکند. این امر آزادی عمل ایالات متحده در منطقه را به شدت محدود می کند، زیرا هر گونه استفاده از زور باعث افزایش شبح جنگ هسته ای می شود.
این تغییر استراتژیک فشار شدیدی را بر کشورهای منطقه وارد میکند تا با ایران همسو شوند یا حداقل سیاستهای آشتیجویانه در قبال آن اتخاذ کنند. کشورهای حاشیه خلیج فارس ممکن است مقاومت در برابر نفوذ ایران را متوقف کنند و حتی به فکر اخراج پایگاههای نظامی ایالات متحده یا انکار حق پرواز بر روی آنها باشند.
دستیابی به بمب اتمی به طور قابل توجهی بقای درازمدت رژیم ایران را با عمل به عنوان یک بیمه نامه در برابر تلاش ها برای تضعیف یا مداخله نظامی علیه رژیم تقویت می کند.
تضعیف اعتبار ایالات متحده در سراسر جهان
ظهور ایران هسته ای به اعتبار ایالات متحده در سراسر جهان آسیب زیادی وارد می کند، با توجه به اینکه هر دولت ایالات متحده برای دهه ها اعلام کرده است که ایران هسته ای غیرقابل قبول است و همه گزینه ها روی میز است.
در حالی که ممکن است عربستان سعودی و سایر کشورهای خلیج فارس با تقویت روابط امنیتی خود با ایالات متحده برای ایجاد توازن در برابر ایران پاسخ دهند، این احتمال وجود دارد که شکست آمریکا در پایبندی به تعهد دیرینه خود برای جلوگیری از ایران هسته ای اعتماد به چنین تضمین هایی را تضعیف کند و آنها ممکن است ترجیح دهند به پکن برای مهار شریک خود در تهران نگاه کنند.
ایران هسته ای به طور قابل توجهی محور ضد غربی چین- روسیه- کره شمالی- ایران را تقویت می کند و چین و روسیه علاقه مند به تعمیق همکاری با ایران شکست ناپذیر خواهند بود.
بیثباتی ناشی از آن در خاورمیانه احتمالاً قیمتهای انرژی را در سطح جهانی و همچنین قیمت کالاهای عبوری از منطقه را افزایش میدهد، زیرا همگی گروگان ایران و گروههای تروریستی آن خواهند بود.
گسترش منطقه ای و تضعیف NPT
ایران هستهای میتواند انگیزهای قوی برای دیگر قدرتهای منطقهای باشد تا به دنبال سلاحهای هستهای خودشان باشند، از جمله ترکیه، عربستان سعودی و مصر. اسراییل نیز در صورت مواجهه با دشمنی آشکارا دارای سلاح هسته ای، احتمالاً دیگر تمایلی به تکیه بر سیاست ابهام هسته ای نخواهد داشت. هرگونه پیشنهاد آمریکا برای چتر هسته ای به این کشورها رضایت بخش نخواهد بود، با توجه به اینکه واشنگتن اعتبار خود را از دست داده و نتوانسته است برای جلوگیری از ایران هسته ای اقدام کند.
چنین سناریویی به شدت معاهده منع گسترش تسلیحات هسته ای (NPT) را تضعیف می کند و نشان می دهد که با وجود مخالفت طولانی مدت جامعه بین المللی، امکان دستیابی به سلاح هسته ای وجود دارد.
به طور مشابه، این احتمال وجود دارد که یک ایران هسته ای، تخصص هسته ای خود را به کشورهای همفکری که به دنبال توانایی های مشابه هستند، صادر کند.
حتی یک ایران منطقی ممکن است جنگ هسته ای را آغاز کند
علیرغم اصرار دانشگاهیان که جهان را به عنوان یک مدل رایانه مجازی تصور می کنند، بازدارندگی در زندگی واقعی هرگز کامل نیست، و حتی در طول جنگ سرد موارد متعددی وجود داشت که در آن تعادل ظریف تقریباً به جنگ هسته ای سقوط کرد. همیشه خطر اشتباه محاسباتی به دلیل درک نادرست از نیات دشمن وجود دارد – خطایی که می تواند ناشی از بی اعتمادی عمیق متقابل بین دو کشور باشد و منجر به پرتاب هسته ای شود که هیچ یک از طرفین واقعاً قصد آن را نداشتند.
از آنجایی که تواناییهای موشکی بالستیک ایران گسترده است و دائماً در حال بهبود است، یک ایران هستهای میتواند اروپا و در نهایت سرزمین اصلی آمریکا را تهدید کند. اما حتی اگر فقط بر ایران و اسرائیل تمرکز کنیم، موازنه ترور بسیار بی ثبات خواهد بود. فاصله بین ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی باعث شد تا هر دو طرف 30 دقیقه زمان پرواز موشکی داشته باشند تا تأیید کنند که هشدارها زنگ خطر اشتباه نیستند. در مقابل، فاصله ایران و اسرائیل تنها چند دقیقه اجازه می دهد. این به طور تصاعدی با چندین بازیگر هسته ای ناپایدارتر می شود.
این احتمال وجود دارد که رژیم ممکن است یک بمب هستهای عملیاتی را به یک سازمان تروریستی منتقل کند تا از آن علیه اسرائیل استفاده کند و ایران هرگونه ارتباطی را انکار کند. کنترل کلاهکها نیز ممکن است به دست یک گروه تروریستی بیحساب بیفتد.
در نهایت، در سناریویی که رژیم در آستانه فروپاشی است، احتمال حمله هستهای به اسرائیل وجود دارد، زیرا بقای این رژیم دیگر یک محدودیت نیست.
تهدید جنگ هسته ای عمدی
احتمال حمله هسته ای غافلگیرکننده به اسرائیل را نمی توان نادیده گرفت. ایدئولوژی رژیم، بیش از هر چیز، انقلابی اسلامی است و نفرت عمیق از اسرائیل یکی از اصول اصلی آن است. تجلیل از چهره شهید (شهید) عمیقاً در فرهنگ شیعی ایران جا افتاده است و در این مورد نمی توان به همان پیش فرض های عقلانیتی که در دوران جنگ سرد در مورد اتحاد جماهیر شوروی اعمال می شد، استناد کرد. خمینی در سال 1358 گفت: ما ایران را نمیپرستیم، ما خدا را میپرستیم، زیرا میهنپرستی نام دیگر بتپرستی است، من میگویم بگذار این سرزمین بسوزد، میگویم تا زمانی که اسلام در بقیه جهان پیروز ظهور کند، بگذار این سرزمین آتش بگیرد. در سال 2001، رئیس جمهور رفسنجانی اظهار داشت: «استفاده از بمب هستهای علیه اسرائیل، اسرائیل را به کلی نابود میکند، در حالی که استفاده از آن علیه جهان اسلام تنها باعث آسیب میشود… چنین سناریویی غیرقابل تصور نیست».
این اظهارات نشان دهنده پتانسیل رژیم ایران برای عمل به شیوه هایی است که لزوماً به مفاهیم غربی از عقلانیت، از جمله پذیرش تلفات گسترده ایرانیان، محدود نمی شود.
جلوگیری از این پیامدها به همین دلیل است که اسرائیل مجبور شد دست به اقدام بزند – و چرا ایالات متحده در نهایت تصمیم گرفت که اقدام کند. هزینه های مقابله با ایران امروز جدی است. هزینه های زندگی با ایران هسته ای بسیار بدتر خواهد بود.
