این قبلاً به یک فیلمنامه از پیش نوشته شده تبدیل شده است: هر بار که ایالات متحده برای ضربه زدن به یک دیکتاتوری خاورمیانه حرکت می کند، پیش از آن یک انتظار اعصاب خردکن، و به دنبال آن تماس های دیپلماتیک تب دار رخ می دهد – و مهمتر از همه، دیکتاتور محلی تا زمانی که خیلی دیر نشده است از درک شدت وضعیت خود امتناع می کند.
عباس عراقچی اولین وزیر خارجه ای نخواهد بود که برای جلوگیری از جنگ با آمریکایی ها دیدار می کند. قبل از او طارق عزیز وزیر امور خارجه عراق در دیداری بیهوده با همتای خود جیمز بیکر حضور داشت. صدام حسین هم به پرزیدنت جورج اچ دبلیو بوش و هم به پرزیدنت جورج دبلیو بوش قول داد که ایالات متحده جهنم را در عراق کشف خواهد کرد، نیروهایش دسته دسته در آنجا خواهند مرد و کشورش استوار خواهد ماند. عزیز در زندان بغداد به زندگی خود پایان داد. صدام رفت پای چوبه دار.
ایرانیها انعطافپذیرتر نیستند، کمتر متعصب نیستند، و مشکلات مشابه پیشینیان منفور عراقی خود را به دوش میکشند. تقریباً آخرین امید آنها برای جلوگیری از اقدام به کشورهای سنی خاورمیانه است. قطر، ترکیه، مصر و عربستان سعودی علناً هشدار می دهند که حمله آمریکا می تواند به یک جنگ منطقه ای تبدیل شود. در عمل، یک کارشناس خاورمیانه در این هفته به من گفت، آنچه واقعاً آنها را نگران می کند، نتیجه تقریباً اجتناب ناپذیر از بین بردن رژیم آیت الله ها است: هژمونی اسرائیل در خاورمیانه.

برای درک این فشار، نیازی نیست خیالپردازیهای رجب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه در مورد تلاشهای اسرائیل برای فتح کوه آرارات را باور کنیم، یا نظریههای توطئه یهودیستیزانه درباره برنامه مخفی دولت نتانیاهو برای بازگرداندن دوران پادشاهی داوود را بپذیریم. ندیم کوتیچ، روزنامهنگار برجسته جهان عرب و منتقد سرسخت ایران، هفته گذشته نوشت: «صرف نظر از دیدگاههای سیاسی شما، واقعیت زیر را نمیتوان انکار کرد: اسرائیل از دوران پس از 7 اکتبر با تسلط نظامی و اطلاعاتی بیسابقهای بیرون میآید. عملیاتهای آن بهطور سیستماتیک، نیروهای نیابتی ایران را برچیده، معماریها و ساختارهای امنیتی ایران را از بین برد، ارتش سوریه را بازسازی کرد، ارتش سوریه را بازسازی کرد. به رسمیت شناختن سومالی لند و گسترش آن در دریای سرخ، نشان دهنده جاه طلبی های سنتی آن است که برای عربستان سعودی که نمی تواند روابط خود را با اسرائیل بدون توافق اسرائیل و فلسطین عادی کند، واقعیتی ناخوشایند ایجاد می کند.
سالها، تهدید ایران خاورمیانه را دچار مشکل کرد، اما اسرائیل و بیشتر منابع آن را به مبارزه علیه تهران و دستیارانش محدود کرد. حالا لاشه ایرانی وسط اتاق خوابیده است. برای اکثر مناطق خاورمیانه، ماندن در آنجا راحت است – بدون گواهی فوت و بدون یک خاورمیانه جدید، به مراتب بیشتر اسرائیلی.
بین اومان و بنت
تاریخ انتخابی ترجیحی بنیامین نتانیاهو تاکنون 8 سپتامبر بوده است. این تنها سه شنبه ماه است که به تعطیلات نمی رسد (و برگزاری انتخابات در 1 سپتامبر، روز افتتاحیه سال تحصیلی، قابل بحث نیست). این تا زمانی بود که احزاب اولترا ارتدوکس متوجه شدند که این به معنای رای دادن چهار روز قبل از روش هاشانه است. حداقل نیمی از ماموریت در اومان، اوکراین برای زیارت خواهد بود. انتظار نمی رود اکثر آنها به یایر جولان رای دهند.
پس چرا اکتبر نه؟ عقل متعارف بر این باور است که نتانیاهو هیچ علاقه ای به برگزاری انتخابات در مدت کوتاهی پس از مراسم سومین سالگرد قتل عام ندارد، با یادآوری بزرگ ترین شکست درست قبل از رفتن رای دهندگان به پای صندوق های رای. اما تاریخ اصلی انتخابات 27 اکتبر است – سه هفته طولانی بعد. افراطی ارتدوکس نشان داد که در صورت تصویب پیش نویس قانون، هیچ مشکلی برای برگزاری انتخابات در زمان بندی وجود ندارد. در غیر این صورت، آنها احتمالاً با وجود تهدیدهای خود همچنان به بودجه رای خواهند داد، اما باید دولت را با پیشبرد انحلال کنست، حتی به صورت نمادین، “مجازات” کنند. به آنها قول داده شد که این پیش نویس قانون اولین تصویب در این دوره خواهد بود. اکنون، در بهترین حالت، آخرین خواهد بود.
جدای از عمان و روش هشانه، انتخابات توسط گروهی متشکل از 300000 تا 400000 نفر تعیین خواهد شد—رای دهندگان لیکود از سال 2022 که بر اساس برخی نظرسنجی ها به بنت و لیبرمن رفته اند، اما اکثر آنها هنوز از تصمیم گیری در مورد نحوه رای دادن دور هستند. همه آنها بدون استثنا چهار موضع را قبول دارند: اول اینکه نتانیاهو مسئولیت اصلی 7 اکتبر را بر عهده دارد و طفره رفتن او از این موضوع مضحک است. دوم، اینکه نتانیاهو مسئولیت اصلی دستاوردهای علیه ایران، حزبالله و سوریه را بر عهده دارد که پس از آن به دست آمده است، و تردید وجود دارد که هر کس دیگری بتواند آنها را محقق کند. سوم اینکه اولترا ارتدوکس ها باید به سمت مخالفان و جوانان آنها به ارتش و بازار کار فرستاده شوند. چهارم، اینکه یک شریک ائتلافی بدتر از سایرین وجود دارد – احزاب عربی.
حتی یک سیاستمدار که برای کسب آرای خود رقابت می کند، همه این اصول را قبول نمی کند، از این رو مانورهای ناخوشایند و پیچیده همه. بنت این هفته مسیری را که سعی خواهد کرد از این چشم سوزن عبور دهد، نشان داد: او قول داد که با منصور عباس، رهبر حزب عرب ننشیند، سعی کرد یایر جولان را به عنوان “وزیر انرژی بعدی – از روده حرف میزند اما یک قهرمان 7 اکتبر، بدتر از دری” کمرنگ کند، و با این قول به پایان رسید: “من هدایت خواهم کرد.” وظیفه بنت پیچیده است، نه حداقل به این دلیل که او قبلاً گفته بود که پس از شکستن کامل وعده ها در سال 2021، دیگر هیچ قولی نمی دهد – حتی به فرزندانش. اما عمدتاً به این دلیل که طبق نظرسنجیها، ائتلاف آینده او بسیار کمتر از خودش محبوبیت دارد. نتانیاهو می تواند به شرکای خود و اعضای جناح خود قول سکوت را تحمیل کند. چه کسی می تواند یایر جولان را ببندد؟
“امنیت غذایی”
آنکارا و مسقط تنها مکانهایی در خاورمیانه نیستند که میزبان مذاکرات محرمانه هستند. هفته گذشته رؤسای شورای لبنیات برای دیدار با وزیر دارایی بی سر و صدا وارد دفاتر سازمان امور مالیاتی شدند. بزالل اسموتریچ فنجان شیر آنها نیست و ملاقات عمومی با او در بحبوحه جاهطلبانهترین اصلاحاتی که تاکنون انجام شده است غیرممکن بود. آنها یک ساعت بدون دقیقه صحبت کردند و نتیجه ای نداشت. گفته می شود که جلسات با جنبش های شهرک سازی نیز به دلیل تهدید لغو شده است.
هدف اصلاحات لبنیات رسیدن به وضعیت 80 درصدی تولید داخلی و 20 درصدی واردات است. بدین ترتیب اسرائیل در زمان جنگ به حسن نیت ترک ها و لهستانی ها وابسته نخواهد بود و در صورت ابتلا به بیماری گاو، قفسه های خالی باقی نمی ماند. اعتصاب این هفته هدیه بزرگی از سوی شورای لبنیات به اسموتریچ بود: معنای انحصار را بهتر از هزار ارائه برای عموم نشان داد.

البته شیر تنها نیست. کاهش قیمت میوه و سبزی – حرکتی که اولین جوانه های خوشایند آن را همه ما وقتی احساس کردیم که آناناس از یک محصول لوکس به یک جزء ارزان و پیش پا افتاده در هر بشقاب میوه تبدیل شد – در دولت فعلی متوقف شده است. چیزی از اصلاحاتی که توسط وزیر کشاورزی قبلی، اودد فورر از اسرائیل بیتینو رهبری شد، باقی نمانده است. اولین بازنده، در سلامت و جیب، از حفظ وضعیت موجود، در درجه اول رای دهندگان ائتلاف فعلی هستند. اما منافع غالب شد و قیمت فقط به افزایش ادامه داد. شهروندان اسرائیلی اکنون در سوپرمارکتها میوهها و سبزیجاتی با کیفیتی دریافت میکنند که زمانی که من زمانی مشغول چیدن شلیل بودم، در جایی بین «رد» و «گرید B» طبقهبندی میشد، اما با قیمتهایی که در بوتیکفروشیها در کیکار حمدینه است. کرایه تاکسی همچنان افزایش می یابد زیرا ورود اوبر به اسرائیل به دلیل گروه های فشار فعالان حزبی به تعویق افتاده است.
دلایل این امر را می توان در نمایش ترسناک Likud MK David Bitan مشاهده کرد. هیچ بی عدالتی حقوقی یا دیپلماتیکی باعث حمله خشمی نشد که تلاش برای کاهش اندکی هزینه های زندگی بر او تحمیل شد. او در مقابل دوربین، همکاران حزبی خود را “دخترهای نتانیاهو” خواند و یکی دیگر از اعضای لابی هزینه زندگی در اسرائیل به نام نعمه لازیمی را همراهی کرد.
چه پوچ است که یک دولت با احزاب چپ سوسیالیست، در کنست قبلی، یک قانون ترتیبات را تصویب کرد که حاوی مجموعه ای از اقدامات برای تشویق رقابت است – در حالی که یک دولت ظاهراً از نظر اقتصادی دست راستی به زور هر حرکتی را که قصد دارد زندگی در اینجا را حتی اندکی ارزان تر کند، مسدود می کند. و این کار را با استدلال های عجیب و غریبی که مستقیماً از روزهای شاد تعاون اتحاد جماهیر شوروی برداشته شده است، انجام می دهد: کمبود، نظارت و یارانه های سنگین دولتی در واقع چیز خوبی است – وقتی همه چیز در بسته بندی مقدس «امنیت غذایی» پیچیده شده است.
