امروز صبح، مثل هر صبح دو هفته گذشته، اولین کاری که از خواب بیدار شدم جستجوی اخبار ایران بود. آیا اعتراضات ادامه دارد؟ آیا آنها کمکی را که به شدت به آن نیاز دارند دریافت خواهند کرد؟
مطمئن بودم که با خبر مداخله آمریکا بیدار می شوم. اکنون مشخص نیست که آیا این اتفاق خواهد افتاد یا خیر.
من از مردان و زنان شجاع ایران که به خیابان ها آمدند و خواستار سرنگونی رژیم اسلامی شدند، الهام گرفته ام. هزاران نفر در خطر مرگ به تظاهرات ادامه می دهند.
اما من همچنین احساس ترس عمیقی دارم. دیدن این همه کشته دردناک است. آیا این همه شجاعت به کشتار بیشتر ختم خواهد شد؟
اگر این جنبش شکست بخورد، نه تنها برای ایرانیان، بلکه برای همه کسانی که نظاره گر هستند تا ببینند آیا آزادی همچنان می تواند بر استبداد پیروز شود، فاجعه بار خواهد بود.
در همان زمان، خانواده و دوستان من در اسرائیل دوباره برای آژیر و پناهگاه آماده می شوند، زیرا استبداد هرگز خشونت خود را به طور منظم در داخل مرزها شامل نمی شود.
ارتباط من با ایران فراتر از ژئوپلیتیک است. من سال های نوجوانی خود را در یک جامعه یهودی ایرانی در گریت نک نیویورک گذراندم و اقوام و خویشاوندانی از مشهد و تهران دارم. من عاشق فرهنگ یهودی ایرانی، موسیقی آن، غذاهای آن، گرمای آن هستم.
درد بر سر ایران با ریاکاری زشت بسیاری از چپ های جهانی که نمی توانند خود را به حمایت از ایرانیان برسانند، تشدید می شود. بدون اعتراض پردیس تقریبا هیچ صدای هالیوودی. نه یهودی، نه خبری.
اما سنت یهودی چنین تجملی را برای دور نگاه کردن ارائه نمی دهد. پاراشا این هفته، Vaera، آنچه را که در خطر است، دوباره قالب بندی می کند. می آموزد که استبداد یک تراژدی خارجی نیست که ما صرفاً شاهد آن باشیم، بلکه یک واقعیت اخلاقی است که بر ما ادعایی می کند.
یهودی بودن به معنای تعلق به سنتی است که مقام الهی را برای نیروی انسانی انکار می کند. یهودی بودن یعنی امتناع از بی تفاوتی نسبت به کسانی که برای آزادی خود می جنگند.
* * *
Vaera شامل رویارویی مرکزی بین خدا – که از طریق موسی عمل می کند – و فرعون است و هفت بلای اول را معرفی می کند. چیزی که به راحتی از دست می رود این است که خود اسرائیلی ها چقدر حاشیه ای هستند.
درام اصلی در Vaera مصر در مقابل اسرائیل نیست، بلکه فرعون در برابر خدا است.
در قلب این تقابل توحید به عنوان حقیقت سیاسی نهفته است. تورات اصرار دارد که یک خدا وجود دارد که در هیچ شکل انسانی مجسم نشده است.
همه انسان ها که به صورت خدا آفریده شده اند، در یک رابطه افقی با یکدیگر قرار دارند. برده داری، نسل کشی و استبداد نمی تواند مشروع باشد اگر به خدای واحد ایمان داشته باشید.
در مقابل، وقتی حاکمی خود را خداگونه نشان میدهد و مدعی کنترل زندگی و مرگ است، جامعهای عمودی ایجاد میکند و امکان مقاومت را از بین میبرد.
اگر فرعون بالاتر از طبیعت ایستاده است، پس مقاومت در برابر او، مقاومت در برابر نظم جهان است.
Midrash این را با کنایه تاریک به تصویر می کشد. در حفتره این هفته، قرائت نبوی، از حزقیال، خداوند قدرت خودخوانده فرعون را توصیف میکند (و به تمسخر میگیرد): «نیل مال من است، من آن را خودم ساختم».
حکیمان توضیح می دهند که فرعون با دقت تصویر خود را به عنوان یک خدا پرورش داد و ادعا کرد که منبع حیات مصر را خلق کرده است.
او آنقدر متعهد به این توهم بود که هر روز صبح زود بیدار میشد و مخفیانه به رود نیل میرفت تا خود را تسکین دهد، تا هیچ کس نبیند که او یک کار اساسی انسانی را انجام میدهد و تظاهر به خداگونه بودنش را حفظ کند.
الوهیت فرعون ساخته شد. و استبداد او در گرو حفظ آن داستان بود.
به گفته میدراش، به موسی دستور داده شده که دقیقاً در همان لحظه، در سپیده دم در کنار رود نیل، با فرعون مقابله کند. اونجا بگیرش دروغ را افشا کن
خاخام سامسون رافائل هیرش، جهان بینی مصری را که از دروغ های فرعون ناشی می شود، با وضوح ناراحت کننده ای توصیف می کند: برخی از انسان ها الهی بودند و برخی دیگر بردگی، یکبار مصرف.
این منطقی است که جباران در طول تاریخ، حتی کسانی که به دروغ ادعای توحید دارند، از آن پیروی کرده اند.
وقتی این منطق را دیدید، تشخیص ندادن آن در جای دیگری غیرممکن می شود. خامنه ای، حاکم عالی ایران، خود را بالاتر از مردمش قرار داده و آنها را به عنوان یک مستبد که زندگی و مرگ را کنترل می کند، حکومت می کند.
به همین دلیل است که خدا در Vaera با چنین درام و نیروی ماوراء طبیعی عمل می کند.
بلاها فقط مجازات نیستند. آنها چارچوب های واقعیت مصر را در هم می شکند. آنها این توهم را از بین می برند که هر انسانی فراتر از طبیعت یا فراتر از مسئولیت پذیری می ایستد.
فقط خداوند به خلقت دستور می دهد. بقیه ما در کرامت مشترک به یکدیگر وابسته هستیم.
خدا مجبور شد فرعون را پایین بیاورد تا یک حقیقت بزرگ را بیاموزد: از زبان بنیانگذاران آمریکایی، مقاومت در برابر ظالمان اطاعت از خداوند است.
* * *
میخواهم با آهنگی پایان دهم که شبیه دعا باشد.
در سپتامبر 2022، یک زن 22 ساله کرد ایرانی به نام مهسا جینا امینی به دلیل عدم رعایت حجاب «درست» توسط پلیس اخلاق ایران دستگیر شد.
در عرض چند ساعت، او در کما بود. او روز بعد درگذشت. قتل او جنبش زنان، زندگی، آزادی را برانگیخت.
از آن لحظه آهنگی آمد که رژیم فوراً آن را خطرناک تشخیص داد.
یک نوازنده 25 ساله ایرانی به نام شروین حاجی پور تصنیفی به نام “برای” – “برای” یا به عبارت دقیق تر “به خاطر” نوشت.
او 29 توییت از مردم عادی ایرانی را انتخاب کرد و دلیل اعتراض آنها را توضیح داد و آنها را به شعر تبدیل کرد. او آن را به تنهایی در اتاقش ضبط کرد و در اینستاگرام آپلود کرد.
در عرض چند روز، ده ها میلیون بازدید داشت. رژیم او را دستگیر کرد و آهنگ را مجبور به حذف کرد.
آنها آنچه را که ظلم ها همیشه می فهمند، فهمیدند: هنر وقتی دروغ ها را فاش می کند، قدرت را تهدید می کند.
«برای» چیزی نیست جز فهرستی از دلایل توضیح دهنده اعتراضات:
برای رقصیدن در خیابان ها
برای ترسی که با یک بوسه می آید.
برای خواهر من، خواهر شما، خواهران ما.
برای شرم که نمی توانم فراهم کنم.
دلایل از سال 2022 چندین برابر شده است. به همین دلیل است که میلیون ها ایرانی امروز حاضرند همه چیز را به خطر بیندازند.
وقتی این کلمات را می نویسم، دعا می کنم که کمک شود. چند ویدئویی که از تهران منتشر می شود، حیرت انگیز است. حتی با قطع اینترنت، حتی پس از دستگیری ها و قتل های دسته جمعی، مردم همچنان راهپیمایی می کنند.
قرار نیست شاهد باریدن طاعون از بهشت باشیم. تاریخ دیگر اینطور کار نمی کند. خروج مفرد بود، اما برای ایجاد یک سابقه نوشته شد.
تورات از ما میخواهد که بفهمیم استبداد با متقاعد کردن مردم به اینکه برخی از انسانها بالاتر از طبیعت، بالاتر از مسئولیتپذیری، بالاتر از مقاومت هستند، زنده میماند. رهایی زمانی آغاز می شود که این توهم از بین برود.
من برای سلامتی معترضان در ایران دعا می کنم. من برای سقوط رژیم اسلامی دعا می کنم. و من دعا می کنم آنچه را که سنت ما همیشه به ما آموخته است را به خاطر بسپاریم:
ایمان به خدا نمی تواند با فرعون وجود داشته باشد. نمی تواند با خمینی همزیستی کند. و به ما اجازه نمی دهد که از آن دور نگاه کنیم.
برای. به خاطر زندگی به خاطر آزادی.
