آتش عشق است کاندر نی فتاد
جوشش عشق است کاندر می فتاد
عشق از عَشْق (=چسبیدن و التصاق) گرفته شده است. بدین جهت به گیاه پیچک نیز عَشَقه میگویند چراکه بر تنۀ درخت میپیچد و میچسبد و بالا میرود. اینک خلاصهای از رسالۀ ششم اخوان الصفا در باب عشق را به قلم استاد کریم زمانی میخوانیم:
باید دید حکما و فلاسفه در ماهیت عشق چه گفتهاند. بعضی آنرا نکوهیدهاند و پلید دانستهاند. بعضی از آنان نیز عشق را فضیلتی نفسانی شمردهاند و تحسینش کردهاند و برخی آن را جنون الهی دانسته اند و برخی آنرا بیماری نامیدهاند. اما اینان هیچکدام به حقیقت امر واقف نشدهاند. بعضی از حکما نیز پنداشتهاند که عشق، افراط در محبت و شدت میل به کسی یا چیزی است. با این ملاحظه هیچکس از عشق خالی نیست؛ زیرا بالاخره هرکس به چیزی عشق میورزد. و بسیاری دیگر عشق را مالیخولیا دانستهاند و بعضی نیز عشق را شدت شوق به اتحاد قلمداد کردهاند.
اما مولانا معتقد است عشق قابل بیان نیست:
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
بیت 112 دفتر اول
یعنی هرقدر عشق را توصیف میکنم، وقتی به حالت عاشقی میرسم و ذات آن را میبینم، از گفتههای خود شرمنده میشوم.
در نگنجد عشق در گفت و شنید
عشق دریایی است قعرش ناپدید
بیت 2731 دفتر پنجم
یا بیت»
شرح عشق ار من بگویم بر دوام
صد قیامت بگذرد وآن ناتمام
برای تماشای سایر اشعار مولانا، شما را به مجموعه اشعار ایشان دعوت میکنیم:
https://www.youtube.com/playlist?listing=PLBf86s_LSmwEcuPg0CZKqUQVFFppkxhAk
source
