توافق اخیر اروپایی ائتلاف اراده در مورد اوکراین گامی خوشایند است، اما ماموریت آن باید برای محافظت از کشورهای آسیب پذیرتر مانند مولداوی، کوزوو و گرجستان گسترش یابد.
در نظم جهانی در حال تغییر امروزی، این سه کشور به ویژه در معرض خطر هستند – کوچک، فقیر از منابع، و احاطه شده توسط همسایگان آشکارا متخاصم. واشنگتن به صراحت گفته است که اروپا و به ویژه کشورهای کوچکتر نمی توانند به حمایت ایالات متحده تکیه کنند و توجه اروپا به آنها ضروری است.
در تلگرام به ما بپیوندید
پوشش ما از جنگ را دنبال کنید @Kyivpost_official.
برای دهه ها، سیاست خارجی ایالات متحده از یک منطق ثابت پیروی می کند – ابتدا منافع استراتژیک و بعد اصول. خواه به زبان دموکراسی، امنیت یا مداخله بشردوستانه موجه باشد، نتیجه یکسان بوده است: کشورهای کوچکتر و ضعیف تر هزینه را متحمل می شوند، در حالی که قدرت های بزرگ درباره سرنوشت خود مذاکره می کنند. از بوسنی تا عراق، ونزوئلا تا اوکراین، کارنامه واشنگتن نشان دهنده وضوح اخلاقی نیست، بلکه راحتی استراتژیک است.
اروپای پس از جنگ جهانی دوم، علیرغم لفاظیها و نزدیکی به بسیاری از این بحرانها، در این میراث مشترک است، با شکستهای مکرر در اقدام قاطع، که اجازه میدهد درگیریها تشدید شود و بیعدالتیها سختتر شود.
سیاست ایالات متحده در قبال ونزوئلا و جنگ در اوکراین بر دو درس هشیارکننده تأکید میکند که باید اروپا، بهویژه کشورهای کوچکتری مانند کوزوو، مولداوی و گرجستان را که در سایه همسایگان قدرتمندتر خود نشستهاند، هشدار دهد: واشنگتن هیچ وانمودی ارائه نمیکند که تسلط قدرتهای بزرگ در “حیاط خلوت” منطقه یک هنجار است، با یک سیاست خارجی که قربانی را مجازات میکند در حین برگزاری کنفرانس. جنگ ها

سایر موضوعات مورد علاقه
قرارداد تجاری اتحادیه اروپا و مرکوسور: آنچه باید بدانید
برندگان، بازندگان و موانع پیش روی بزرگترین معامله تجاری اتحادیه اروپا تا کنون
در حالی که پیمان دیتون به رهبری ایالات متحده به جنگ بوسنی در سال 1995 پایان داد، با واگذاری بخشهای وسیعی از خاک بوسنی به کرواسی و صربستان – کشورهایی که از نظر اقتصادی و استراتژیک برای واشنگتن و بروکسل جذابتر بودند- این کار را با هزینههای اخلاقی عمیق انجام دادند. این توافق عملاً به تجاوز و پاکسازی قومی پاداش داد.
این نتیجه غیرقابل پیش بینی نبود. در نامه ای در سال 1994، استروب تالبوت (معاون وزیر امور خارجه وقت) به سفیر کریس هیل (مذاکره کننده اصلی ایالات متحده در مورد بوسنی) هشدار داد که ایالات متحده برای حفظ “پاکیت اخلاقی” خود با “فشار بر مسلمانان (بوسنیایی ها) در پذیرش حل و فصل تحمیلی و مجازات قربانیان مبارزه خواهد کرد.” هشدار نبوی ثابت شد. صلح به دست آمد، اما عدالت به تعویق افتاد، و پیام به کشورهای کوچک و آسیب پذیر غیر قابل انکار بود: بقا ممکن است مستلزم تسلیم باشد.
متأسفانه، این درس اغلب در میان سیگنال های متفاوتی که از طریق برنامه های توسعه دموکراتیک با بودجه ایالات متحده ارسال می شد، از دست می رفت. طی دو دهه کار روی چنین پروژههایی در منطقه، مشاهده کردم که چگونه کشورهای کوچک و آسیبپذیر مانند گرجستان، مولداوی و کوزوو اغلب حمایت آمریکا و اروپا را به عنوان یک تعهد امنیتی اشتباه میخوانند.
امروز بیش از هر زمان دیگری، این فرض که ارزش های مشترک غربی تضمین کننده حمایت آمریکا و اروپا در برابر تجاوز روسیه یا صربستان است، توهم خطرناکی است. حمایت از نهادهای دموکراتیک و همسویی با ارزشهای غربی نباید با ضمانتهای دفاعی اشتباه گرفته شود و همسویی برابر با امنیت نیست.
وضعیت اسفناک کنونی اوکراین نباید کسی را که با سابقه ایالات متحده آشنا است شوکه کند. کمکهای نظامی با محدودیتهای شدیدی برای تشدید تنش همراه بوده است که نشان میدهد امنیت اوکراین قابل مذاکره است. پاسخ اروپا ائتلاف مشتاقان بوده است، ائتلافی متشکل از 35 کشور که تنها پس از آتشبس بین مسکو و کیف وارد عمل خواهند شد. بار دیگر، انتظار میرود قربانی به خاطر «ثبات» و «جلوگیری از یک جنگ گستردهتر» این بار را به دوش بکشد – بازتاب بوسنی و گرجستان در سال 2008.
برای سال ها، رهبران اروپایی تفکر استراتژیک را به واشنگتن برون سپاری کردند. نتیجه این است که وقتی اولویت های ایالات متحده تغییر می کند، قاره ای که بارها و بارها آماده نشده است. سیاست خارجی ایالات متحده بر مبنای مبادله عمل می کند. نادیده گرفتن این واقعیت، احتمال قضاوت نادرست استراتژیک را افزایش می دهد.
کوزوو، گرجستان و مولداوی با یک دوراهی جدی روبرو هستند: پیشبرد اصلاحات دموکراتیک بدون حمایت امنیتی قابل اعتماد از سوی ایالات متحده یا، مانند مورد مولداوی و گرجستان – که در آن جناح های طرفدار روسیه در حال افزایش هستند – این جاه طلبی ها را با تطبیق با همسایگان قدرتمندتر برای جلوگیری از درگیری کاهش دهید.
اگر کوزوو، گرجستان یا مولداوی با تجاوز مواجه شوند، وابستگی به ایالات متحده آرامش چندانی به همراه ندارد. درس هایی از بوسنی تا اوکراین هشیار کننده است. تاریخ نشان می دهد که این قربانیان هستند و نه متجاوزان که تحت فشار قرار می گیرند تا تسلیم شوند، به ویژه زمانی که آن کشورها ارزش اقتصادی یا استراتژیک محدودی برای ایالات متحده ارائه می دهند.
شکست اروپا ناآگاهی نبوده، بلکه از خود راضی بوده است. سوال مبرم این است که آیا می تواند به موقع بیدار شود تا از حل و فصل تحمیلی دیگری در اوکراین جلوگیری کند که پیامدهایی در سراسر منطقه خواهد داشت؟
در حالی که ائتلاف مشتاقان نشان دهنده پیشرفت است، هنوز هم کوتاهی می کند و به نظر می رسد به جای پیشگیری، به سمت مدیریت پس از تسویه حساب گرایش دارد. اروپا باید قاطعانه حرکت کند و یک استراتژی پیشگیرانه نه تنها برای اوکراین، بلکه برای کوزوو، مولداوی و گرجستان توسعه دهد، در غیر این صورت با سال ها بی ثباتی مداوم روبرو خواهد شد.
اصل این مقاله برای Euractiv اثر فرون نهزی قابل مشاهده است اینجا
فرون نهزی نویسنده “گروه های منافع قومی و سیاست خارجی ایالات متحده: جنبش های آلبانیایی-آمریکایی” است و بیش از 25 سال تجربه در رهبری برنامه های توسعه دموکراتیک در سراسر اروپای شرقی و بالکان دارد. نوشته های او در روزنامه های معتبر اروپایی و آمریکایی منتشر شده است.
نظرات بیان شده متعلق به نویسنده است و لزوماً از کیف پست نیست.
