پس از روزها سفر بین شهرها، گوش دادن به مردم که داستانهایشان را بازگو میکردند، هر کدام تکهای از درگیری را حمل میکردند، به کسی مراجعه کردم که میتواند به من کمک کند این داستانها را در زمینه سیاسی منطقهای و جهانی آنها قرار دهم. کاوا حسن، تحلیلگر سیاست خارجی و کارشناس خاورمیانه از بلژیک از طریق Zoom به من پیوست. حسن که قبلاً مدیر اجرایی، اروپا و مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در مرکز استیمسون در واشنگتن دی سی بود، که اکنون یک مشاور ژئوپلیتیکی است، چندین دهه تجربه در مسیریابی در منطقه سیاسی در حال تغییر منطقه به ارمغان می آورد. او که اصالتاً اهل سلیمانیه کردستان عراق است و اکنون در بروکسل مستقر است، زندگی خود را در میان فرهنگ ها، زبان ها و ایدئولوژی ها سپری کرده است.
من برای اولین بار در اواخر یک شب به طور تصادفی با کار کاوا حسن برخورد کردم و در شبکه ای متراکم از مطالب فکری و گزارش های سیاستی ورق زدم. یک مقاله مرا مجذوب خود کرد، “چگونه 7 اکتبر خاورمیانه را متحول کرد.” در این مقاله، او استدلال میکند که ویرانی گسترده در غزه و شکستهای مکرر در حفاظت از غیرنظامیان، زوال نظم مبتنی بر قوانین لیبرال به رهبری ایالات متحده را تسریع کرده است. با این حال، این تحولات می تواند منجر به اثرات موجی دگرگون کننده بر درگیری های آینده، هنجارهای حقوق بشر، و اجرای دکترین “مسئولیت حفاظت” سازمان ملل متحد در سال 2005 شود.
آنچه بیش از همه مرا شگفت زده کرد این بود که حسن چگونه این تغییرات گسترده ژئوپلیتیکی را به خطرات انسانی ملموس مرتبط کرد و نشان داد که چگونه تصمیمات سیاستی در سراسر جوامع و مرزها بازتاب می یابد. آن موقع می دانستم که باید بیشتر بشنوم. یک ماه بعد، با او تماس گرفتم و از طریق زوم با متن زیر وصل شدیم.
پترا:
از اینکه امروز به من پیوستید بسیار سپاسگزارم. من واقعا مقاله شما را بسیار جذاب یافتم.
کاوا:
من از شنیدن آن خوشحالم. معنی زیادی دارد. می دانید، من با بسیاری از دوستان و همکاران فلسطینی و اسرائیلی روابط دیرینه دارم. و در طول سالها، با دیگران – دوستان و متخصصان – آشنا شدهام که عمیقاً با موضوع فلسطین مرتبط بوده یا روی آن کار میکنند. من شخصا هلندی هستم، اما کرد تبار، اهل کردستان عراق. من از ده سالگی درگیری های اسرائیل و فلسطین را دنبال کرده ام. همیشه نه تنها از نظر احساسی، بلکه از نظر استراتژیک مرا مجذوب خود کرده است. من سعی می کنم از دریچه ای هشیارانه به این مسائل حتی با موضوع کردها بپردازم. اگر از نظر عاطفی بر خودم فشار بیاورم، نمی نویسم. منتظر می مانم تا صدای داخل آرام شود.
پترا:
این یک رویکرد قدرتمند است.
کاوا:
متشکرم. برای من ضروری است. به همین دلیل در قطعه ای که خواندید به یکی از مورد علاقه هایم اشاره کردم
متفکران فلسطینی: مجید الکیالی. آیا در مورد او شنیده اید؟
پترا:
نه، ندارم.
کاوا:
خواندن آثار او را به شدت توصیه می کنم. او یکی از استراتژیکترین و روشنفکرترین نویسندگان در موضوع فلسطین است، منتقد، هوشیار، و از نگاه درونی نترس. این بسیار مهم است. شما می توانید اسرائیل را مورد انتقاد قرار دهید، و باید در زمانی که شایسته آن است، انتقاد کنید، اما به همان اندازه مهم است که طرف خود را با صداقت بررسی کنید. از آنجایی که کرد هستم، درک می کنم که وقتی تحت ظلم و ستم هستید، انتقاد از خود چقدر دشوار است، اما این دقیقاً همان کاری است که یک تحلیلگر خوب باید انجام دهد.
هیچ صدایی برای حمایت از فلسطین، کردها یا هر هدف عادلانه ای وجود ندارد. اما این حمایت نمی تواند تبدیل به کارت سفیدی برای بیعت کورکورانه شود، به ویژه در حال حاضر، با توجه به مقیاس ویرانی در غزه. واژههای من برای بیانسانسازی و گرسنگی که در آنجا شاهد آن هستیم تمام شده است.
اما حتی در میان چنین وحشتی، ما باید سؤالات دشواری بپرسیم: چه تفکر استراتژیک، اگر وجود داشته باشد، پشت تصمیم حماس برای انجام حملات 7 اکتبر بوده است؟ آیا آنها خطرات را برای فلسطینی های غزه که در یکی از پرجمعیت ترین مناطق جهان محصور هستند، سنجیدند؟ این فقط یک عملیات دیگر نبود. این یک دوشاخه در جاده بود. نقطه عطفی با پیامدهایی که ما تازه درک می کنیم.
پترا:
بنابراین، از دیدگاه شما، پیامدهای استراتژیک چه بود؟
کاوا:
از نظر نظامی، کاری که حماس انجام داد بی سابقه بود. از منظر صرفا اطلاعاتی، آنها به گونه ای اسرائیل را شوکه کردند که هیچ کس پیش بینی نمی کرد. از این نظر، آنها نظر خود را بیان کردند. آنها به جهان یادآوری کردند که فلسطینی ها وجود دارند، که مناقشه با توافق ابراهیم حل نشده یا به حاشیه کشیده نشده است. اما – و این بسیار مهم است – آنها نتوانستند درباره آنچه بعداً آمد فکر کنند.
اکنون که به گذشته نگاه میکنم، میفهمم که چگونه تفکر جامعه اسرائیل، که توسط میراث هولوکاست شکل گرفته، روانی را در راست و چپ ایجاد کرد که با ترس وجودی به این حمله هولناک پاسخ داد. به آن حمایت استراتژیک عظیم اسرائیل از سوی قدرت های بین المللی را اضافه کنید، یک کوکتل خطرناک خواهید داشت. و با این حال، اگر حماس در روزهای پس از حمله آنها متفاوت عمل می کرد، مسیر این جنگ می توانست به شدت تغییر کند.
پترا:
منظور شما از “به گونه ای متفاوت عمل کرد” چیست؟
کاوا:
آنها می توانستند یک محور تاریخی ایجاد کنند. در همان هفتههای اول، زمانی که مشخص شد پاسخ نظامی اسرائیل بیسابقه است، حماس باید بیانیهای رسمی صادر میکرد: «ما به این دلیل عمل کردیم که فکر میکردیم توافقنامه ابراهیم علت اصلی درگیری فلسطین و اسرائیل را نادیده میگرفت، رنج مردم ما نادیده گرفته شد و ما این عملیات را برای بازگرداندن فلسطین به نقشه راهاندازی کردیم و ما موفق شدیم.» عربستان سعودی در آستانه رسمی کردن روابط با اسرائیل بود. آنها می توانستند استدلال کنند که این خبر آنها را به چنین تصمیمی تاریخی و سرنوشت سازی سوق داد، تصمیمی که معتقد بودند قبلاً به هدف خود رسیده است.
در آن زمان، حماس میتوانست اعلام کند که رهبران مستقر در غزه به تبعید خواهند رفت و حکومت را به ائتلافی به رهبری عرب/سازمان ملل منتقل خواهند کرد. جزئیات حکومت و امنیت میتوانست بعداً مورد مذاکره قرار گیرد، اما پیام میتوانست تاریخی باشد: حماس خود را کاملاً منحل میکند و همه گروگانها را بدون قید و شرط و بلافاصله تحت نظارت مستقل و بینالمللی آزاد میکند. رهبری غزه را ترک میکند و حکومت به تشکیلات خودگردان فلسطین یا یک نهاد تحت رهبری عربها با حمایت مصر، قطر یا ترکیه واگذار میشود.
از نظر من، ناکامی در انجام این کار فقط یک اشتباه استراتژیک تاریخی نبود، بلکه به صراحت بیانگر فقدان مسئولیت کامل در قبال مردم فلسطینی گرفتار در غزه بود. چنین بیانیه ای اسرائیل را در یک دوراهی اخلاقی و استراتژیک قرار می داد. جهان میدید که یک گروه مقاومت تصمیمی جسورانه، دردناک، اما تاریخی برای صلح و مسئولیت ملی میگرفت. درعوض، کور شده توسط ایدئولوژی و تصویری که از خود متورم شده بود، حماس چنان به فعالیت خود ادامه داد که گویی غافلگیری نظامی اش به تنهایی می تواند نقشه سیاسی و تاریخ را بازنویسی کند.
پترا:
این یک سناریوی فوقالعاده تحریکآمیز است، سناریویی که من نشنیدهام کاملاً چنین بیان شود.
کاوا:
بله، و من پای آن ایستاده ام. شکست آنها در چرخش استراتژیک فقط یک اشتباه محاسباتی سیاسی نیست. این یک نشانه واضح است که آنها فاقد حداقل احساس مسئولیت در قبال غیرنظامیان غزه هستند. دومین خطای مهم در ژانویه و فوریه و در جریان آتش بس رخ داد که حماس آن رژه تحقیرآمیز گروگان ها را برپا کرد. به نظر من، آن اقدام نه تنها آسیب عمیقی به مردم غزه وارد کرد، بلکه مشروعیت حماس را که هنوز داشت، از بین برد. حتی اسرائیلیهای میانهرو را رادیکال کرد و بهانهای عالی برای از سرگیری جنگ به نتانیاهو و وزرای راست افراطی او داد. با این حال، از همان ابتدا مشخص بود که نتانیاهو برای از سرگیری جنگ اصلاً نیازی به توجیه نداشت، اما با این وجود، حماس باید مسئولانه عمل می کرد، اما آنها از انجام این کار خودداری کردند، دوباره کور شده توسط جنگ طلبی، ایدئولوژی و وجهه خود متورم.
پترا:
شما می گویید اقدامات حماس ادامه جنگ اسرائیل را تایید کرد؟
کاوا:
دقیقا. حماس توجیه آنها را در یک بشقاب نقره ای تحویل داد. حالا که غزه به ویرانه بمباران شده است، به اصطلاح مدافعان مردم کجا هستند؟ قهرمانان کجا هستند؟ آنها در زیر زمین ناپدید شده اند در حالی که غیرنظامیان در بالا رنج می برند.
بدتر از آن، اظهارات برخی از رهبران حماس شرم آور است. آنها هیچ احساس مسئولیتی نشان نمی دهند. برای آنها، به نظر می رسد که مردم فلسطین تا زمانی که حماس زنده است، قابل مصرف هستند. این بی وجدان است.
پترا:
آیا منظورتان این است که حماس می توانست شرافتمندانه به مشارکت خود پایان دهد و به طور بالقوه جان هزاران نفر را نجات دهد؟
کاوا:
بله. آنها می توانستند به اهداف تاکتیکی خود برسند و سپس کنار بروند. خود را منحل کردند. اجازه انتقال داده شد. اگر آنها این کار را انجام میدادند – وضوح، فروتنی و آزادی بیقید و شرط گروگانها را ارائه میکردند، تصویر خود و روایت جهانی را تغییر میدادند. درعوض، آنها حفاری کردند و غرور و قدرت را بر رفاه مردم خود انتخاب کردند.
این یک چیز است که غافلگیرانه برنده شوید. این دیگری است که عواقب آن را عاقلانه مرور کنید. مقاومت می تواند نجیب باشد، اما مقاومت بدون مسئولیت بی پروا می شود. این به یک فاجعه سیاسی و انسانی تبدیل شده است که با محاسبه اشتباه و امتناع از سازگاری تشدید شده است.
پترا:
پس از آن، من یک سوال گسترده تر دارم: آیا شما معتقدید که اقدام نظامی هرگز توسط هر یک از طرفین قابل توجیه است؟
کاوا:
این یک سوال پیچیده است. بگذارید اول به عنوان یک تحلیلگر و سپس به عنوان یک کرد صحبت کنم. اما قبل از اینکه پاسخ بدهم، باید به همان چیزی که گفتیم بنشینیم: داستان حماس در این جنگ فقط درباره مقاومت نیست. همچنین درباره ناتوانی در رهبری با بینایی است، شکستی که اکنون با آوار و خون پرداخت شده است.
پس به عنوان یک اصل، وقتی تحت ظلم و ستم هستید، حق مقاومت دارید، از جمله مقاومت مسلحانه. اما باید حساب شده، استراتژیک باشد و از آسیب رساندن به غیرنظامیان جلوگیری شود. آنجاست که خط کشیده شده است. مبارزه مسلحانه مشروع تروریسم یا هدف قرار دادن افراد بی گناه را توجیه نمی کند.
پترا:
به نظر می رسد که شما می گویید در حالی که مقاومت می تواند مشروع باشد، روش ها و اهداف مهم هستند
به شدت
کاوا:
این درست است. اگر علت عادلانه باشد، نباید بهانه ای برای ارتکاب جنایات یا بدتر کردن اوضاع باشد.
رنج مردم خودت متأسفانه، این بخشی از فاجعه غزه و منطقه بوده است.
پترا:
و نقش جامعه بین المللی را در همه اینها چگونه می بینید؟
کاوا:
جامعه بین المللی اغلب نقش متناقضی ایفا می کند، گاهی اوقات از تلاش های صلح حمایت می کند و گاهی اوقات خشونت را به طور غیر مستقیم امکان پذیر می کند. حمایت آنها از اسرائیل، به ویژه از سوی غرب، قوی است، اما اکنون تغییراتی وجود دارد. با این حال، فلسطینی ها اغلب در حاشیه می مانند. این باید تغییر کند.
پترا:
پس امید یا توصیه شما برای حرکت رو به جلو چه خواهد بود؟
کاوا:
امید من به رهبری هوشیار و مسئولانه در هر دو طرف است – رهبرانی که رفاه مردم خود را در اولویت قرار می دهند، از چرخه های خشونت اجتناب می کنند و به دنبال گفتگوی واقعی هستند. برای فلسطینی ها این به معنای رد خشونت و افراط گرایی است. برای اسرائیلی ها، این به معنای پایان دادن به تخریب زندگی و زیرساخت های فلسطینی در غزه و پذیرش حق فلسطینی ها برای داشتن کشور است.
پترا:
ممنون کاوا این گفتگو بسیار روشنگری بود و من از صداقت و عمق شما قدردانی می کنم.
کاوا:
متشکرم، پترا. من از فرصتی برای به اشتراک گذاشتن این دیدگاه ها قدردانی می کنم.
