درخواست های مداوم برای مداخله آمریکا در ایران نشان دهنده پیروزی امید بر تاریخ است. طبق گزارشها، با توجه به اینکه دولت ترامپ هنوز حمله به رژیم ایران را بررسی میکند، اکنون زمان آن است که بپرسیم اهداف مداخله چه خواهد بود، آیا قابل دستیابی هستند یا خیر، و چه خطراتی را به همراه دارند.
متأسفانه، نگاهی به مداخلات اخیر ایالات متحده در خاورمیانه، از جمله چندین مورد که من شخصاً به عنوان یک دیپلمات در آن شرکت داشتم، نشان می دهد که پاسخ به این سؤالات دلگرم کننده نیست.
درخواست های مداوم برای مداخله آمریکا در ایران نشان دهنده پیروزی امید بر تاریخ است. طبق گزارشها، با توجه به اینکه دولت ترامپ هنوز حمله به رژیم ایران را بررسی میکند، اکنون زمان آن است که بپرسیم اهداف مداخله چه خواهد بود، آیا قابل دستیابی هستند یا خیر، و چه خطراتی را به همراه دارند.
متأسفانه، نگاهی به مداخلات اخیر ایالات متحده در خاورمیانه، از جمله چندین مورد که من شخصاً به عنوان یک دیپلمات در آن شرکت داشتم، نشان می دهد که پاسخ به این سؤالات دلگرم کننده نیست.
خشم آمریکا از وحشیگری دولت ایران منطقی و بجاست. اما این بدان معنا نیست که ضربه نظامی به ایران یک انتقال سیاسی مسالمت آمیز بدون پیامدهای منفی را تسهیل می کند. علاوه بر این، سیاست های رئیس جمهور دونالد ترامپ در قبال ونزوئلا به ما یادآوری می کند که او علاقه ای به حمایت از دموکراسی در سطح جهانی ندارد. بنابراین انگیزه و تعهد او در ایران قابل اعتماد نیست.
بیایید بیان کنیمواضح است. در دو دهه گذشته، سابقه واشنگتن در ایجاد جنبشهای مخالف موفق یا دولتهای باثبات در خاورمیانه پس از تغییر رژیم بد بوده است. من این را از نزدیک در عراق و سوریه دیدم.
Years earlier than US President George W. Bush invaded Iraq in 2003, the US authorities was attempting to advertise unity amongst disparate parts of the Iraqi opposition in exile. البته تأثیر مخرب افراد بد انتخابی مانند احمد چلبی وجود داشت. مشکل سازتر، اختلافات پایدار بین گروه های سیاسی عراقی بود که منافع و پایگاه های حمایت سیاسی آنها محلی بود، نه ملی. چشم انداز آنها برای آینده عراق بر سودمندی یکی از عناصر جامعه عراق و نه شهروندان گسترده تر آن متمرکز بود.
پس از اینکه واشنگتن صدام حسین را بیرون کرد، دیپلمات های آمریکایی مانند من از عراقی ها خواستند که اشتباهات گذشته را فراموش کنند و اقدامات خود را به خاطر ملت عراق تعدیل کنند. برای عراقی ها، ما متواضعانه یا ساده لوحانه به نظر می رسیدیم. آن اختلافات بین عراقی ها تلاش های ایالات متحده برای ایجاد یک دولت ملی کارآمد پس از تهاجم ایالات متحده را تضعیف کرد.
دولت ایالات متحده حتی پیش از این که به همتایان خاورمیانه و اروپایی خود در جلب توجه به مخالفان دیگر در تبعید، این بار سوریه، بپیوندد، شکست عراق را تمام نکرده بود. اما اپوزیسیون هرگز نتوانست درباره هیچ دیدگاه ملی، چه سکولار و چه اسلامگرا، به اجماع برسد. در کنفرانسی در سال 2012، مجبور شدم درگیری آخر شب بین اعضای مخالف عرب و کرد را از بین ببرم. این طعم اولیه دشمنی قومی بود که باعث ایجاد اختلاف در صفوف مخالفان سوری شد – و برانگیخت مبارزه جدید در شمال و شرق سوریه طی دو هفته گذشته.
همکارانی که در لیبی و افغانستان کار می کردند، مشکلات مشابهی با نیروهای سیاسی داشتند که ایالات متحده از آنها حمایت می کرد. در نهایت، این مبارزان هستند و نه چهره های اپوزیسیون سیاسی که سیاست را پس از سقوط رژیم های خاورمیانه شکل می دهند. When Libya’s Muammar al-Qaddafi was toppled in 2011, the brand new, Western-backed authorities couldn’t assert management over the various militia teams that had introduced the regime down. در نتیجه، انتقال سیاسی لیبی به سرعت به جنگ داخلی در امتداد خطوط قبیله ای و جغرافیایی سقوط کرد. لیبی است هنوز تقسیم شده است امروز
به همین ترتیب، سه دولت ایالات متحده هرگز به یک توافق سیاسی برای پایان دادن به جنگ داخلی در سوریه نزدیک نشدند. در عوض، با تضعیف دولت اسد، شبهنظامیان تکثیر شدند و اپوزیسیون سیاسی مبتنی بر بیرونی که توسط غرب حمایت میشد نامربوط شد. در نهایت، یک گروه شبه نظامی اسلامگرای مسلح در فهرست تروریسم ایالات متحده، شهرهای بزرگ را تصرف کرد و بشار اسد را بیرون کرد. الان هم سوریه تقسیم می شود همراه خطوط فرهنگی و جغرافیایی به سه قسمت
عراق، بین سالهای 2005 تا 2017، تنها به دلیل تلاشهای عظیم ارتش آمریکا و میلیاردها دلار حمایت مادی آمریکا از نیروهای امنیتی عراقی متزلزل بود، زیرا دیپلماتها دیوانهوار تلاش میکردند عراقیهای بیمیل را متقاعد کنند که دولتهای ائتلاف ضعیف را کنار هم بگذارند. وقتی کالین پاول درست می گفت گفت اگر واشنگتن عراق را بشکند، صاحب آن خواهد شد.
البته ایران تاریخ طولانی و پرافتخار، فرهنگ، زبان و ترکیب جمعیتی خود را دارد. تفاوت های زیادی با همسایگان خود در منطقه دارد. No American analyst has but defined, nonetheless, why Iran’s particularities would allow it to flee the political and safety dynamics that sank neighboring states struggling comparable turmoil. برای هر تحلیلگر جدی سیاست باید واضح باشد که واشنگتن باید ارزیابی سنجیده ای داشته باشد – نه امیدی – از اینکه چه کسی یا چه چیزی جانشین جمهوری اسلامی می شود قبل از اینکه جمهوری اسلامی در تلاش برای تضعیف هر چه سریعتر آن باشد.
شاید ایران از پهلوی دیگری پیروی کند. اما به یاد بیاورید که تبعیدیان سیاسی در حال بازگشت به عراق، سوریه، لیبی و افغانستان همه رکوردهای ضعیف موفقیت داشتند.
شاید در ماه های آینده یک رهبر جدید اپوزیسیون ملی ظهور کند. تاکنون چنین اتفاقی نیفتاده است و فقط ایرانیها – نه آمریکاییها – میتوانند آن را محقق کنند. واشنگتن در زمانی که به وجهه ایالات متحده در داخل ایران آسیب می رساند، چندان فکر نمی کرد حمایت کرد یک کودتا به رهبری ایران علیه نخستوزیر پوپولیست ایران در سال 1953. ترامپ نباید دوباره این اشتباه را تکرار کند. با توجه به سرکوب حکومت ایران، ایرانیان برای ایجاد یک اپوزیسیون سیاسی با بینش ملی، برنامه ملی و سازمان ملی به زمان زیادی نیاز دارند.
لازم به ذکر است که در حال حاضر در ایران وجود دارد گزارش می دهد درگیری گروههای مسلح کرد با نیروهای دولتی در شمال غرب ایران و همچنین جنگجویان بلوچ در کمین نیروهای دولتی در شرق. در مواجهه با مخالفان مسلح فزاینده، نیروهای امنیتی ضعیف دولتی ممکن است کنترل برخی از فضاها را در ایران از دست بدهند و عناصر مخالف مسلح را قادر به تکثیر کنند. این همان چیزی است که در لیبی، سوریه و افغانستان اتفاق افتاد.
هیچ تحلیلگر آمریکایی توضیح نداده است که چگونه ایران درگیر یک جنگ داخلی کم درجه یا شدید بر منافع ایالات متحده از مبارزه با تروریسم گرفته تا انرژی و قاچاق مواد مخدر، جریان پناهجویان و ثبات منطقه ای تأثیر می گذارد. هیچ یک از سیاستگذاران دولت جورج دبلیو بوش، از جمله برخی از کهنه سربازان پیچیده سیاست خارجی، پیش بینی نمی کردند که جنگ ایالات متحده که صدام را سرنگون کرد، ایران و نه ایالات متحده را قادر خواهد ساخت تا به تأثیرگذارترین صدا در بغداد تبدیل شود. هیچ یک از ما که در سالهای 2011-2012 روی سوریه کار میکردیم، پیشبینی نمیکردیم که جنگ داخلی سوریه سرانجام به آواره شدن نیمی از جمعیت و تحریک جریان پناهجویان به اروپا منجر شود که به تغییر سیاست داخلی در متحدان کلیدی ناتو کمک کرد.
قبل از اینکه واشنگتن تلاش کند برای سرنگون کردن سریع جمهوری اسلامی، به همان اندازه که منفور است، برنامه ریزان باید پاسخ هایی در مورد اینکه جنگ داخلی طولانی در ایران برای منافع ایالات متحده چه معنایی دارد، در نظر بگیرند. نگرانی ها در این راستا باعث می شود که دولت های منطقه اکنون واشنگتن را احتیاط کنند.
در برابر این شکست های متعدد سیاست ایالات متحده، برخی مفسران خوش بین ذکر کرده اند موفقیت ترامپ در ونزوئلا به عنوان شاهدی بر کتاب بازی جدید. اکنون، آنها بر این باورند که ایالات متحده میتواند از انواع تجهیزات نظامی در عملیاتهای تاکتیکی برای مختل کردن کارزار سرکوب سرویسهای امنیتی ایران، مانند حملات هوایی علیه نیروهای امنیتی ایران و حملات سایبری به عملیاتهای فرماندهی و کنترل ایران، استفاده کند.
یقینا همانطور که در عملیات ونزوئلا دیدیم، توانایی های آمریکا در این حوزه قابل توجه است. اما این بدان معنا نیست که اوضاع در ایران یکسان خواهد بود. فرماندهان ایرانی، که برخی از آنها تجربه عملیاتی عمیقی در نبردهای شهری در عراق و سوریه دارند، میتوانند راهحلهایی برای مدیریت فرماندهی و کنترل کافی در شهرهای بزرگ ایران ابداع کنند. و رهبری کامل ایران، برخلاف رهبری سه هفته پیش ونزوئلا، هرگونه تغییر رژیم را رد می کند.
توجه به این نکته ضروری است که تاکنون نیروهای امنیتی ایران منسجم باقی مانده اند. ایالات متحده ممکن است دست کم گرفته باشد که رهبری سطح بالای و متوسط ایران چقدر احساس می کند که برای زندگی خود و خانواده هایشان می جنگند. در نقش رابرت مک نامارا هشدار داد پس از ویتنام، محدودیت هایی برای آنچه که تسلیحات پیشرفته ایالات متحده می توانند در برابر دشمنان با فناوری پایین اما با انگیزه بالا انجام دهند، وجود دارد.
در نهایت، ذکر این نکته ضروری است که عملیات ترامپ در ونزوئلا در واقع رژیم مادورو را سرنگون نکرد. آن را به سادگی معاون خود را به قدرت رساند. این چیزی نیست که ایرانی ها جان خود را به خاطر آن به خطر بیندازند. مال رئیس جمهور آمریکا تعهد که «کمک در راه است» ممکن است به معترضان ایران امید بدهد. اما آنها باید به یاد داشته باشند که این رئیس جمهور دخالت ایالات متحده در ترویج دموکراسی را تحقیر می کند و نشان داده است علاقه کمی به دموکراسی ونزوئلا پس از دستگیری نیکلاس مادورو
مک نامارا در بازتاب شکست واشنگتن در ویتنام مشکل را دید به عنوان چیزی فراتر از نظامی: “ما متوجه نشدیم که نه مردم ما و نه رهبران ما دانای کل هستند. … ما نتوانستیم تشخیص دهیم که در امور بین المللی … ممکن است مشکلاتی وجود داشته باشد که راه حل های فوری برای آنها وجود نداشته باشد. … گاهی اوقات، ممکن است مجبور شویم با جهانی ناقص و نامرتب زندگی کنیم.”
ایران بدتر از ناقص و نامرتب است. غم انگیز است. اگر مداخله عجولانه و احساسی ایالات متحده اوضاع را بدتر کند، باز هم غم انگیزتر خواهد بود.
