( مانیتور خاورمیانه ) – بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، سخنان خود را به پایان رساند بازدید کنید به ایالات متحده، بازگشت به کشور پس از گزارشها دریافت دور دیگری از حمایت سیاسی از دونالد ترامپ. مانند رویارویی های قبلی، این نشست به نتانیاهو پوشش دیپلماتیک و اطمینان راهبردی ارائه کرد و توانایی اسرائیل برای حفظ موقعیت نظامی خود در غزه و در سراسر منطقه با محدودیت های خارجی محدود را تقویت کرد.
گفتگوها، برگزار شد بین 29هفتم 29 و 1 دسامبرخیابان ژانویه، تغییری به سمت تنش زدایی را نشان نداد. در عوض، آنها بر هدف اصلی نتانیاهو تأکید کردند: حفظ وضعیت جنگ طولانی مدت در خاورمیانه.
این لزوماً در مورد حفظ مقیاس کامل نیست نسل کشی در غزه همیشه، اما در مورد محصور نگه داشتن نوار در شرایط بی ثباتی دائمی – شرایطی که به اسرائیل اجازه می دهد تا 10 را نقض کند.هفتم اکتبر آتش بس توافق به میل، تنظیم مجدد خشونت و در عین حال اجتناب از پیامدهای سیاسی مرتبط با کشتار جمعی آشکارا پایدار.
این رویکرد یک تناقض اصلی را در روایت رسمی اسرائیل آشکار می کند. نتانیاهو و چهره های اصلی در ائتلاف افراطی او بارها و بارها ادعا کرد اسرائیل قبلاً در جنگ “پیروز” شده است. اگر چنین است، چرا اصرار بر باز نگه داشتن پرونده غزه؟
پاسخ در همگرایی محاسبات سیاسی، ایدئولوژیک و استراتژیک نهفته است.
اول، نتانیاهو همچنان روی این احتمال که افکار بین المللی و منطقه ای در نهایت پذیرای قومیت ها شود، قمار می کند. پاکسازی فلسطینیان از نوار غزه و متعاقباً از کرانه باختری اشغالی. جنگ مداوم، فروپاشی بشردوستانه، و آوارگی اجباری محصولات جانبی ناگوار درگیری نیستند. آنها مکانیسم های اساسی برای زنده نگه داشتن این گزینه و از نظر سیاسی قابل تصور هستند.
این منطق سیستماتیک اسرائیل را توضیح می دهد دستکاری کمکها، از جمله چانهزنی آن بر سر غذا، دارو، سوخت و سیمان. این موارد ارتباط معنی داری کمی با قدرت مقاومت غزه دارند. محدودیت آنها برای معلق نگه داشتن غزه بین بقا و مرگ طراحی شده است.
همچنین توضیح می دهد که چرا اسرائیل پس از فشارهای مداوم، موافقت کرد گذرگاه مرزی رفح را تنها از یک طرف – خارج از غزه باز کند. این نیز بخشی از یک طرح گستردهتر است که هدف آن بیرون راندن تدریجی فلسطینیها از نوار است، که توسط یک ماشینآلات سیاسی و لجستیکی با بودجه خوب پشتیبانی میشود که برای ماهها کار کرده است.
دوم، جنگ نسل کشی غزه به طور فعال برای تشدید شرایط در کرانه باختری اشغالی مورد بهره برداری قرار می گیرد. نتانیاهو و شرکای ائتلافش تحت پوشش جنگ منطقه ای قرار گرفته اند شتاب گرفت گسترش شهرک سازی، تشدید سرکوب و پیشبرد یک پروژه استعماری بلندمدت الحاق دوفاکتو با حداقل نظارت بین المللی.
در طول نسل کشی، بسیاری از ناظران به درستی نسبت به وخامت آن هشدار دادند وضعیت در کرانه باختری – افزایش خشونت اسرائیل، توده دستگیری ها، و قومی پاکسازی از کل جوامع در حالی که غزه در حال نابودی بود، به نظر می رسید که کرانه باختری از توجه جهانی محو شده است. در واقع، این دو از همان ابتدا به هم مرتبط بودند.
تشدید تنش در کرانه باختری برای دستیابی به نتایج مشابه با غزه -تجزیه، خلع ید و کنترل- البته از طریق تاکتیک های مختلف طراحی شده بود. برخلاف غزه، مقاومت در کرانه باختری تا حد زیادی وجود داشته است رام شده است از طریق «هماهنگی امنیتی» مشترک تشکیلات خودگردان اسرائیل و فلسطین.
سوم، تداوم جنگ یک کارکرد مهم داخلی را ایفا می کند. با حفظ وضعیت اضطراری دائمی، نتانیاهو – و به طور کلی راست افراطی اسرائیل – میتوانند اهمیت سیاسی را حفظ کنند و در عین حال هرگونه حسابرسی جدی را به تعویق بیاندازند. شکست ها از 7هفتم اکتبر و جنگ فاجعه بار پس از آن. جنگ مسئولیتپذیری را به حالت تعلیق در میآورد، اپوزیسیون را در هم میشکند و بقای سیاسی را به عنوان موضوع امنیت ملی بازمیگرداند.
این الگو از اکتبر 2023 تکرار شده است. هر بار که نتانیاهو با فشار داخلی فزاینده برای بررسی وقایع منجر به جنگ مواجه می شد، با تشدید در یکی از چندین جبهه که عمداً فعال نگه داشته بود، جبهه سیاسی داخلی را بی ثبات می کرد.
چهارم، بسته شدن پرونده غزه ناگزیر فشار بر اسرائیل را برای پیگیری سیاسی تشدید می کند. راه حل به اشغال فلسطین – دقیقاً همان چیزی که نتانیاهو به دنبال اجتناب از آن است. هرگونه روند سیاسی معنادار توانایی او را برای حکومت از طریق زور، مدیریت بحران و تشدید دائمی محدود می کند.
این موضوع امتناع نتانیاهو از مشارکت جدی در فشارهای دولت ترامپ برای حل و فصل گستردهتر منطقهای را توضیح میدهد، علیرغم این واقعیت که این ابتکار عمدا توسط واشنگتن طراحی شده بود تا به نفع اسرائیل باشد. برای نتانیاهو، حتی بحث در مورد قطعنامهها متضمن تعهد به یک «فرایند صلح» طولانیتر و پایدارتر است – دقیقاً نقطه مقابل استراتژی حکومتی او از ابتدا. تبدیل شدن نخست وزیر در سال 1996
پنجم، روایت “کار ناتمام” در غزه عمداً برای توجیه یک دستور کار منطقه ای گسترده تر مورد استفاده قرار می گیرد. غزه هم به عنوان بهانه و هم محل آزمایش برای گسترش جاه طلبی های نظامی و سیاسی اسرائیل به لبنان، سوریه و فراتر از آن عمل می کند.
این ارزیابی با زبان خود نتانیاهو، از جمله ارجاعات مکرر به تغییر شکل منطقه به «خاورمیانه جدید» و لفاظی هایی که با مفهوم ایدئولوژیک «اسرائیل بزرگ» همسو می شود – یک آرزوی دیرینه در تخیل سیاسی راست افراطی اسرائیل – تقویت می شود. در واقع، نتانیاهو کاملاً واضح بود که هدف دوم او دقیقاً بوده است. اعلام می کند اوت گذشته که او در یک “مأموریت تاریخی و معنوی” برای دنبال کردن “دیدگاه” اسرائیل بزرگ است.


فایل. بنیامین نتانیاهو. دامنه عمومی. از طریق پیکریل.
در نهایت، هرگونه بازگشت به حالت عادی، نتانیاهو را در مرکز مسائل حقوقی و سیاسی حل نشده اسرائیل قرار می دهد. بحران ها. پایان دادن به جنگ سپر حکومت اضطراری را از بین می برد و بررسی پرونده های فساد و شکست های سازمانی را دوباره باز می کند.
در اینجا تیم حقوقی نتانیاهو بارها نقش تعیین کننده ای داشته است استناد کردن نگرانی های «امنیت ملی» برای به تأخیر انداختن حضور در دادگاه و توقف رسیدگی ها.
از این نظر، جنگ غزه صرفاً یک کارزار نظامی نیست. این محوری است که بقای سیاسی، پروژه ایدئولوژیک و جاه طلبی های منطقه ای نتانیاهو را در کنار هم نگه می دارد – چیزی که به نظر می رسد او مصمم به حفظ آن استوار است.
نظرات بیان شده در این مقاله متعلق به نویسنده است و لزوماً منعکس کننده خط مشی تحریریه میدل ایست مانیتور یا Knowledgeable Remark نیست.

مگر اینکه در مقاله بالا ذکر شده باشد، این کار توسط مانیتور خاورمیانه تحت مجوز است مجوز بین المللی Inventive Commons Attribution-NonCommercial-ShareAlike 4.0
از طریق مانیتور خاورمیانه
