برای درک بهتر این موضوع برای ایالات متحده و ایران، آلفونسو سرانو، سردبیر سیاسی ایالات متحده در گفتگو، با دونالد هفلین، یک دیپلمات کهنه کار که اکنون در مدرسه فلچر دانشگاه تافتس تدریس می کند، مصاحبه کرد.
حملات گسترده ای در سراسر ایران گزارش شده است، پس از هفته ها افزایش نیروهای نظامی آمریکا در منطقه. مقیاس حملات به شما چه می گوید؟
من فکر می کنم که ترامپ و دولتش با این حملات گسترده و با همه کشتی ها و برخی نیروها در منطقه به دنبال تغییر رژیم هستند. فکر میکنم احتمالاً چند روز دیگر اعتصابها وجود خواهد داشت. آنها با استراتژی قدیمی حمله به آنچه به عنوان فرماندهی و کنترل شناخته می شود، یعنی مراکز عصبی برای کنترل ارتش ایران، شروع خواهند کرد. از گزارش رسانه ها، ما قبلاً می دانیم که اقامتگاه خامنه ای مورد حمله قرار گرفت.
پایان بازی استراتژیک ایالات متحده در اینجا چیست؟
تغییر رژیم سخت خواهد بود. شنیدیم که ترامپ امروز خواستار آن شد مردم ایران حکومت را سرنگون کنند. در وهله اول، این سخت است. برای افرادی که هیچ بازویی در دست ندارند، سخت است که یک رژیم بسیار کنترل شده را که بازوهای زیادی دارد، سرنگون کنند.
نکته دوم این است که تاریخ آمریکا در آن منطقه از جهان خوب نیست. ممکن است به یاد بیاورید که در طول جنگ خلیج فارس 1990-1991، ایالات متحده اساسا مردم عراق را تشویق به قیام کردو سپس تصمیم خود را گرفت که به بغداد حمله نکند. و این در عراق یا کشورهای اطراف آن فراموش نشده است. اگر شاهد یک خیزش مردمی در ایران باشیم که واقعاً فرصتی برای سرنگونی رژیم داشته باشد، تعجب خواهم کرد.

آیا امکان حضور نیروهای آمریکایی در میدان برای تغییر رژیم را می بینید؟
گردنم را از اینجا بیرون می کشم و می گویم این اتفاق نمی افتد. منظورم این است که ممکن است نیروهای ویژه کوچکی اعزام شوند. مدتی ساکت خواهند ماند. اما در مورد تعداد زیادی از نیروهای آمریکایی، نه، من فکر نمی کنم که این اتفاق بیفتد.
دو دلیل اول از همه، هر رئیسجمهوری احساس میکند که این کار بسیار خطرناک است. ایران کشوری بزرگ با ارتش بزرگ است. خطراتی که ممکن است متحمل شوید، تعداد زیادی تلفات است و ممکن است در کاری که میخواهید انجام دهید موفق نشوید.
اما به ویژه ترامپ با وجود حمله نظامی به ایران و مقابل ونزوئلا، طرفدار مداخلات بزرگ نظامی و جنگ نیست. او فردی است که هواپیماهای جنگنده و واحدهای کوچک نیروهای ویژه را می فرستد، اما نه 10000 یا 20000 نیرو.
و دلیل آن این است که او در طول زندگی حرفه ای خود با کمی هرج و مرج خوب عمل می کند. او بدش نمی آید خلق کند کمی هرج و مرج و پیدا کردن راهی برای کسب سود از طرف دیگر. جنگ هرج و مرج بیش از حد است. واقعاً سخت است که پیش بینی کنیم که نتیجه چه خواهد بود، چه پیامدهایی در پی خواهد داشت. در طول دوره اول و سال اول دوره دوم ریاست جمهوری خود، هیچ تمایلی برای اعزام نیروی زمینی به جایی نشان نداده است.
صحبت از پرزیدنت ترامپ، چه خطراتی است؟
یک ریسک در حال حاضر وجود دارد و آن اینکه ممکن است ایرانی ها خوش شانس یا باهوش شوند و موفق شوند به یک هدف واقعا خوب حمله کنید و افراد زیادی را بکشند، مانند چیزی در اورشلیم یا تل آویو یا یک پایگاه نظامی ایالات متحده.
خطر دوم این است که حملات نتیجه ندهد، ولی فقیه و هر کس دیگری که رهبری سیاسی ایران تلقی می شود زنده بماند و آمریکا تخم مرغی بر صورتش ببندد. https://www.youtube.com/embed/62y4C_VX15s?wmode=clear&begin=0
خطر سوم این است که تا حدی کار می کند. شما افراد برتر را بیرون می آورید، اما پس از آن چه کسی به جای آنها قدم می گذارد؟ یعنی برگرد و به ونزوئلا نگاه کن. اکثر مردم فکر می کردند که در پایان آن چه کسی برنده خواهد شد، رئیس اپوزیسیون است. اما به وجود آمد معاون رئیس جمهور رژیم قدیم، دلسی رودریگز.
من می توانم سناریوی مشابهی را در ایران ببینم. رژیم عمق کافی برای بقا دارد مرگ چند تن از رهبران آن. چیزی که باید تماشا کرد این است که چه کسی در مشاغل برتر قرار می گیرد، تندروها یا واقع گرایان. اما تنها نهادی که در ایران به اندازه کافی قوی است که بتواند جانشین آنها شود ارتش است. سپاه پاسداران به طور خاص. آیا این یک پیشرفت برای ایالات متحده خواهد بود؟ بستگی داره نگرششون چی بوده همان نگرش که معاون رئیس جمهور ونزوئلا گرفته استاین یک واقعیت زندگی است.
اما این افراد انقلابی های بسیار سخت گیر هستند. منظورم این است که ایران تحت فشار بوده است رهبری انقلابی به مدت 47 سال. همه این افراد مؤمن واقعی هستند. نمی دانم بتوانیم با آنها کار کنیم یا نه.
آخرین فکر؟ فکر کنم زمانش جالبه اگر به سال گذشته برگردید، ترامپ پس از کمی روی کار آمدن و مشاهده اوضاع بین اسرائیل و غزه، زمانی که نخست وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو به قطر حمله کرد. خیلی محافظه کار رژیم های خاورمیانهاو که مشکل بزرگی با اسرائیل نداشت، اساساً گفت: “این خیلی دور می شود.” و ترامپ توانست از آن به عنوان بهانه استفاده کند. او اساساً میتوانست بگوید: “باشه، تو خیلی زیاده روی کردی. تو واقعاً با صلح جهانی خطر میکنی. همه پشت میز خواهند نشست.” من فکر می کنم همین اتفاق در اینجا رخ می دهد. من معتقدم بسیاری از کشورها دوست دارند رژیم ایران را تغییر دهند. اما شما نمی توانید به کشور بروید و بگویید: “ما دوست نداریم رهبری سیاسی انتخاب شود. ما آنها را برای شما خلاص می کنیم.” آنچه اغلب در آن موقعیت اتفاق می افتد این است که مردم شروع به تجمع در اطراف پرچم می کنند. هنگامی که بمب ها شروع به باریدن می کنند، آنها شروع به تجمع در اطراف دولت می کنند. اما در چند ماه گذشته شاهد یک اتفاق بزرگ بوده ایم سرکوب حقوق بشر در ایران. شاید هیچوقت نفهمیم تعداد افرادی که رژیم ایران کشته است در چند ماه گذشته، اما 10000 تا 15000 معترض حداقل به نظر می رسد. این بهانه ای است که ترامپ می تواند استفاده کند. شما می توانید آن را به مردم ایران بفروشید و بگویید: “ببین، دارند تو را در خیابان می کشند. مشکلاتت با اسرائیل و آمریکا و همه چیز را فراموش کن. آنها واقعی هستند، اما شما در خیابان ها کشته می شوید و به همین دلیل است که ما دخالت می کنیم.” کمی برگ انجیر است. اکنون، همانطور که قبلاً گفتم، مشکل این است که خط بعدی شما این است که «میدانید، ما واقعاً این رژیم را با بمبها نرم میکنیم؛ حالا وقت شماست که در خیابانها بروید و رژیم را سرنگون کنید». من ممکن است این کلمات را بخورم، اما فکر نمی کنم این اتفاق بیفتد. رژیم آنقدر قوی است که نمیتوان آن را با دستان خالی سرنگون کرد. دونالد هفلین، مدیر اجرایی مرکز ادوارد آر. مارو و عضو ارشد دیپلماتیک، مدرسه فلچر، دانشگاه تافتس این مقاله بازنشر شده است از گفتگو تحت مجوز Inventive Commons. را بخوانید مقاله اصلی.
![]()
