برای 75 سال، اروپایی دفاع بر یک فرض ساده استوار است: قدرت ایالات متحده تضمین کننده امنیت این قاره است. پدافند هوایی و موشکی آمریکا، اطلاعات، لجستیک، قابلیت های حمله دوربرد و مهمتر از همه، چتر هسته ای آن، ستون فقرات بازدارندگی اروپایی ناتو را تشکیل داده است.
در مواجهه با دونالد ترامپ، که اکنون زیر سوال رفته است. ایالات متحده استراتژی امنیت ملی سال گذشته به صراحت اعلام کرد که کشورهای اروپایی باید “مسئولیت قابل توجهی بیشتری” برای دفاع خود به عهده بگیرند. این فقط لفاظی دیپلماتیک نبود، بلکه نشان دهنده یک تغییر استراتژیک بزرگ است.
چیننه روسیه، اکنون به عنوان رقیب اصلی درازمدت آمریکا تلقی می شود و اروپا باید برای آینده ای آماده شود که در آن حمایت ایالات متحده به طور فزاینده ای کاهش یابد، به تأخیر بیفتد یا از نظر سیاسی مشروط شود. جنگ با ایران تنها خواهد داشت بیشتر حواس ایالات متحده را پرت کرد از نیازهای متحدان اروپایی خود، و محدودیتهای تواناییهای نظامی خود اروپا را آشکار کرد.
اروپا نمی تواند قدرت آمریکا را تکرار کند. با این حال، نیازی به این نیست: وظیفه اصلی بازدارندگی است، نه جایگزینی. در عرض سه تا پنج سال، اروپا باید به یک آستانه معتبر برای متقاعد کردن برسد مسکو که به خاک ناتو حمله می کند فاجعه بار خواهد بود
این هدف محدود و قابل دستیابی است. بعید است که روسیه یک حمله متعارف در مقیاس بزرگ را انجام دهد ناتو در مدت فوری اما به بررسی اروپا از طریق عملیات سایبری، خرابکاری، مداخله سیاسی و فشار نظامی مدرج شده ادامه خواهد داد و احتمالاً انسجام را در امتداد جناح شرقی اتحاد آزمایش خواهد کرد.
از سال 2022، دفاع اروپا اساساً تغییر کرده است. سال گذشته، اتحادیه اروپا به طور کلی به هدف رسید 2 درصد از تولید ناخالص داخلی برای دفاع هزینه می شود. اتحادیه اروپا به همراه بریتانیا و نروژ در حال حاضر حدود 485 میلیارد یورو در سال برای دفاع هزینه می کنند در حالی که این رقم در سال 2022 305 میلیارد یورو بود.
آماده سازی باید بسیار فراتر از تدارکات باشدبا این حال بازدارندگی در این دهه مستلزم انسجام سیاسی و انعطاف پذیری کل جامعه است. فقط بحث سخت افزار نیست. پدافند هواییمهمات و نیروی انسانی لازم است، اما به خودی خود ناکافی است.
ارتش روسیه – که اغلب به عنوان کتک خورده و خسته توصیف می شود – را نمی توان دست کم گرفت. با وجود حدود 1.2 میلیون تلفات از زمان آغاز تهاجم تمام عیار خود به اوکراین در فوریه 2022، مسکو از طریق تداوم استخدام، صفوف خود را دوباره پر کرده است. تولید گلوله های توپخانه روسیه به بیش از 4 میلیون گلوله در سال افزایش یافته است که با واردات زیاد از کره شمالی تکمیل شده است.

روسیه نیز دارد سازگار با جنگ فرسایشی، تولید پهپاد و موشک را تحت تحریم ها افزایش داده و باج خواهی هسته ای را در دکترین خود گنجانده است. این کشور عملیات سایبری، خرابکاری، شبکه های جرایم سازمان یافته و سایر نیروها را به عنوان بخشی از تداوم درگیری یکپارچه کرده است.
جنگ به محوریت تبدیل شده است ولادیمیر پوتینبقای هزینه های دفاعی اکنون تقریباً 7 درصد از تولید ناخالص داخلی روسیه و بیش از یک سوم هزینه های فدرال روسیه را مصرف می کند. اقتصاد این کشور حول محور تولید نظامی پایدار سازماندهی شده است. بسیج و سرکوب کنترل داخلی را تقویت کرده است. تعارض دیگر یک انحراف نیست. ساختاری است.
در همین حال، اروپا همچنان مجبور است به شدت به فناوری و تخصص ایالات متحده وابسته باشد.
پدافند هوایی و موشکی در بسیاری از قاره همچنان ناهموار است. بریتانیا، به طور قابل توجهی، تقریباً هیچ پوشش دفاع هوایی زمینی ندارد. اطلاعات، نظارت و شناسایی نیز تحت تسلط ایالات متحده است. معماری ماهوارههای آمریکایی بیشتر آگاهی ناتو در زمان واقعی میدان جنگ را فراهم میکند. اروپا دارایی های ملی است – فرانسه به ویژه – و آلمان بیشتر سرمایه گذاری می کند، اما ادغام پراکنده است و به مقیاس ایالات متحده نزدیک نیست.
بازدارندگی هسته ای حساس ترین شکاف است. بریتانیا و فرانسه زرادخانه های راهبردی معتبری دارند، اما هیچ دکترین هسته ای اروپا به وضوح تعریف شده ای فراتر از چتر ایالات متحده وجود ندارد. در همین حال، روسیه دارای تسلیحات هستهای تاکتیکی است که دقیقاً برای استفاده در میدان جنگ طراحی شدهاند – لایهای که بریتانیا چندین دهه پیش برای صرفهجویی در هزینهها حذف کرد.

اگر اروپا بخواهد به طور کامل جایگزین ایالات متحده شود، برخی کارشناسان معتقدند که هزینه های دفاعی باید به 8 تا 10 درصد تولید ناخالص داخلی برسد. این از نظر سیاسی غیر واقعی به نظر می رسد. برای دو دهه، نظامیان اروپایی خود را برای مأموریت های اعزامی و فناوری دقیق بهینه کردند. ایده این بود که نیروهای کوچکتر و حرفه ای با سیستم های پیشرفته می توانند مقیاس را جبران کنند.
جنگ اوکراین این فرض را به چالش کشیده است. پهپادها و انطباق با هوش مصنوعی اکنون بسیار مهم هستند و اوکراین در نوآوری در میدان جنگ از اروپا و ایالات متحده جلوتر است. بنابراین ادغام اوکراین با ساختارهای دفاعی اروپا خیریه نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک است.
جنگ در اوکراین نیز نشان داد که توده ها اهمیت دارد. ذخایر مهمات مهم است. ظرفیت صنعتی مهم است. اعداد مهم هستند
را تعداد پرسنل ارتش بریتانیا به زیر 70 هزار نفر رسیده است – کوچکترین از قرن هجدهم، با بازدارندگی هسته ای که تقریباً یک چهارم بودجه دفاعی بریتانیا را جذب می کند. حفظ حتی استقرار محدود برای مدت زمان طولانی ظرفیت چرخش را تحت فشار قرار می دهد.
در سراسر اروپا، نیروی انسانی همچنان یک چالش است. مشکل فقدان توانایی نیست، بلکه کمبود عمق است. توانایی حفظ نبرد در طول زمان.
در نهایت، بزرگترین آسیب پذیری اروپا ممکن است سخت افزاری نباشد بلکه اراده سیاسی باشد. بازدارندگی مستلزم سرمایهگذاری پایدار در طول سالها است که احتمالاً به قیمت سایر اولویتها تمام میشود. ممکن است به مالیات های بالاتر یا هزینه های رفاهی محدود نیاز داشته باشد. تعداد کمی از رهبران اروپایی این موضوع را آشکارا برای عموم مردم توضیح داده اند.

در مناطقی مانند بالتیک، شمال اروپا و لهستان، نزدیکی به روسیه فرهنگ انعطاف پذیری «کل جامعه» را ایجاد کرده است. شهروندان خطر را درک می کنند. در جاهای دیگر، طبقه سیاسی با مذاکره و سازش راحت تر از آماده کردن مردم برای یک درگیری در آینده است.
اگر سرمایه گذاری ادامه یابد و هماهنگی ها عمیق تر شود، اروپا می تواند روسیه را منصرف کند. اما خطرناک ترین دوره قبل از رسیدن به آن آستانه است. روسیه ممکن است به دنبال آزمایش انسجام ناتو از طریق عملیات سایبری یا ارعاب نظامی مدنظر باشد. سیگنالدهی هستهای نیز احتمالاً تشدید خواهد شد.
اروپا باید بر این اساس آماده شود. نیاز به ادامه و افزایش سرمایه گذاری در نیروی انسانی، دفاع هوایی، مهمات و تحرک و همچنین افزایش یکپارچگی اطلاعاتی دارد. باید مردمش را آماده کند.
از نظر اقتصادی این امر قابل دستیابی است. مجموع اقتصاد اعضای اروپایی ناتو از نظر برابری قدرت خرید تقریباً پنج برابر بیشتر از روسیه است و نیروهای آنها چند صد هزار نفر از ارتش روسیه بیشتر است. موضوع هماهنگی، عزم سیاسی و رضایت عمومی است.
ضمانت های امنیتی ایالات متحده هم سپر و هم عصا بوده است. اگر آنها به طور کامل کوچک یا ناپدید شوند، اروپا با دوره سخت و خطرناکی روبرو خواهد شد. مسئله این نیست که آیا اروپا توانایی دارد یا خیر، بلکه این است که آیا آماده است تا قبل از اینکه خطرات تجاوز روسیه بیش از حد بزرگ شود، اقدام کند.
کتیا گلود معاون سیاست خارجی مرکز استراتژیهای جدید اوراسیا است
