با افزایش ترس از بی ثباتی داخلی و احتمال وقوع جنگ در ایران، بسیاری از جوانان افغانستان می گویند که هنوز احساس می کنند مجبور به مهاجرت به آنجا هستند. آنها توضیح می دهند که این انتخاب نه از امید یا آرزو، بلکه از نیاز به بقا و تامین نیازهای زندگی ناشی می شود. بیکاری، فقر عمیق و نبود آینده روشن، آنها را وادار کرده است که خطراتی را که در ایران در انتظارشان است نادیده بگیرند. علیرغم خطر دستگیری، تبعیض و اخراج اجباری، آنها می گویند که ایران در مقایسه با شرایط فعلی خود در افغانستان، سختی کمتری را احساس می کند. از نظر آنها، عدم حمایت معنادار در داخل کشور و افزایش ناامیدی در میان جوانان، موج جدیدی از مهاجرت را دامن زده است.
این جوانان در گفت وگو با روزنامه هشت صبح، بیکاری، محدودیت های اجتماعی و فشارهای بی امان اقتصادی را از دلایل اصلی تصمیم خود برای ترک عنوان می کنند. آنها هشدار می دهند که در صورت عدم بهبود شرایط زندگی، مهاجرت در ماه های آینده افزایش خواهد یافت. بسیاری می گویند اگر به معنای یافتن کار و کسب درآمد باشد، آماده تحمل سفرهای خطرناک و شرایط سخت زندگی هستند.
جمیله که اخیراً از ایران اخراج شده است، می گوید که بازگشت به افغانستان به جای آسودگی، سختی های جدیدی را به همراه داشت. او توضیح می دهد که بیکاری و فشار مالی بار دیگر خانواده اش را به سمت ایران سوق داده است. آنها با هم، با آگاهی کامل از بی ثباتی ایران و خطرات فزاینده مسیرهای قاچاق، قصد دارند دوباره به طور غیرقانونی وارد کشور شوند. جمیله می گوید که این تصمیم را نه به خاطر دلبستگی به ایران، بلکه برای محافظت از خانواده و تغییر آینده دخترانش گرفته است. از نظر او، زندگی در ایران، با وجود همه سختیهایش، هنوز امید بیشتری نسبت به زندگی تحت حکومت طالبان دارد.
در حالی که چمدان هایش را می بندد، جمیلا با ناراحتی و خستگی صحبت می کند. او می گوید: «اخراج شدن من را شکست. اینجا نه کار است و نه زندگی واقعی. تا کی می توانیم به دیگران وابسته باشیم و در خانه اقوام بی آبرو زندگی کنیم، دو ماه است که اینجا هستیم، خانه به خانه دنبال کار نظافتی می گشتم، اما چیزی پیدا نکردم. شوهرم هر روز صبح می رود و هر عصر بدون کار برمی گردد. حتی دختران نوجوانم را هم به دنبال کار فرستادم، اما هفته بعد تصمیمی غیرقانونی برای بازگشت به ایران نداریم.
حسن، جوان دیگر نیز تصمیم به مهاجرت گرفته است. او می گوید که پس از کشته شدن برادرش در یک حمله انتحاری، مسئولیت حمایت از خانواده به طور کامل بر عهده او بود. او که راهی برای کسب درآمد کافی در افغانستان ندارد، احساس می کند چاره ای جز رفتن به ایران ندارد.
حسن می گوید: من وزن تمام خانواده ام را تحمل می کنم. نه نفر به من وابسته اند، فقر مرا حتی از فکر ازدواج باز داشت، حالا باید به ایران بروم، اگر بمانم چگونه زنده می مانیم؟ حتی اگر در خیابان بنشینم، هیچکس به من پول نمی دهد که می گویند جوان هستم، این وطن دلم را سوخته است، می دانم که ایران هم جای ارزشی واقعی نیست، اما حداقل کار هست، حداقل می توانم نان خانواده ام را دربیاورم.
در کابل، نصرالله و عمر می گویند که مردم افغانستان در شرایط کنونی و حکومت طالبان به مرزهای خود رسیده اند. آنها توضیح می دهند که استیصال مردم را به دنبال فرار به هر وسیله ممکن سوق داده است و خطرات سفر و بی ثباتی در ایران را ناچیز جلوه می دهد.
نصرالله می گوید: «همه این خروج ها ناشی از فقر و بیکاری است. وقتی مردم فقط برای رفتن به بال هواپیما میچسبند، جنگ و اعتراض در ایران معنای خود را از دست میدهد، مردم خسته شدهاند، میگویند باید یک جوری این وطن را ترک کنند و یک لقمه نان پیدا کنند.»
عمر داستان تاریک تری را به اشتراک می گذارد. او میگوید: «یکی از بستگان ما که زندگیاش بسیار سخت بود به ایران رفت و هنوز نمیدانیم زنده است یا مرده است. بسیاری از مردم در این سرما در سرحدات جان باخته اند و طالبان هیچ کاری در این زمینه انجام نمی دهند.»
زبیر می گوید برخی از جوانان مسیر ایران را نه تنها برای کار، بلکه برای رفتن به کشورهای دیگر انتخاب می کنند. او توضیح می دهد: «در زمان بی ثباتی، جوانان بیشتر تلاش می کنند. آنها بر این باورند که مرزها شل میشوند و فرصتهای جدیدی باز میشود. برخی در این مسیر شانس پیدا میکنند و برخی دیگر بدون هیچ ردی ناپدید میشوند.»
حبیب معتقد است الگوی مهاجرت تغییر کرده است. او میگوید اکنون بسیاری از جوانان از طریق پروندههای رسمی مهاجرت به ایران سفر میکنند، در حالی که گذرگاههای غیرقانونی کاهش یافته است. او می گوید: «در مقایسه با گذشته، تعداد مهاجران کاهش یافته است. “بیشتر سفرها به دلایل کاری یا شخصی است. مهاجرت غیرقانونی کاهش یافته است زیرا عبور و مرور محدود است. در غیر این صورت، کسانی که گذرنامه دارند همچنان می روند.”
در عین حال برخی از جوانان نسبت به مهاجرت به ایران هشدار می دهند. آنها از شهروندان کشور می خواهند که در شرایط فعلی از رفتن به آنجا اجتناب کنند.
حسیبا که اخیراً از ایران بازگشته است، می گوید که دیگر برنمی گردد. او معتقد است که ایران فقط به شهروندان خود ثبات ارائه می دهد، نه برای شهروندان افغانستان. او می گوید: «من زندگی ام را به دنبال آینده ای بهتر در ایران نابود کردم. زندگی خوبی داشتم، همه چیز را فروختم و رفتم، اما بعد از چهار سال تبعید شدیم، الان در خانه پدری زندگی میکنیم و دوباره دنبال کار میگردم، ایران برای ایرانیها خوب است، اما جای ما نیست، جوانها نباید بروند، اینجا چیزی به دست نمیآورند و زن و مرد باید در آنجا کار کنند تا زنده بمانند.
این تصمیمات در حالی اتخاذ می شود که ایران روزانه صدها خانواده را از طریق مسیرهای مرزی میلک، ابونصر، فراهی و دوغارون و اسلام قلعه اخراج می کند.
بر اساس آخرین آمار منتشر شده از سوی طالبان، تا کنون 380 خانواده از ایران و پاکستان به افغانستان بازگردانده شده اند.
سرعت اخراج ها از ایران پس از جنگ 12 روزه با اسرائیل افزایش یافته است، در حالی که کشورهای همسایه شرایط اقامت و ترانزیت را تشدید کرده اند و فشار بیشتری را بر مهاجران وارد کرده اند.
پیش از این، سازمان بین المللی مهاجرت (IOM) گزارش داده بود که حدود 2.4 میلیون مهاجر از افغانستان که طی دو سال گذشته از ایران و پاکستان بازگشته اند با چالش های جدی در بازسازی زندگی خود روبرو هستند. تنها حدود 11 درصد شغل دائمی دارند، در حالی که بقیه بیکار هستند. بسیاری نیز برای تامین سرپناه، خدمات اولیه و اشتغال پایدار تلاش می کنند.
نسخه فارسی این گزارش را می توانید در اینجا بخوانید:
در جستوجوی نان در ایران؛ مسیر پرخطر و ناگزیر جوانان افغانستان
