در 6 نوامبر 2025، با شلیک پرتابههایی از پاکستان به خاک افغانستان، مرزهای پرتنش بین پاکستان و افغانستان بار دیگر فوران کرد. این حادثه، گزارش شده توسط خبرگزاری فرانسه و شاهدان محلی آن را تأیید کردند، درست زمانی رخ داد که مقامات دو طرف در استانبول گرد هم آمدند تا مذاکرات ظریف صلح را از سر بگیرند. برای بسیاری از ناظران، زمان نمیتوانست بدتر از این باشد: مذاکرات در ترکیه به منظور تقویت آتشبس شکنندهای بود که هفتهها قبل از آن انجام شد، پس از درگیریهای مرگبار در ماه اکتبر که دهها کشته و صدها زخمی برجای گذاشت.
منابع نظامی افغانستان به نقل از خبرگزاری فرانسه، “پاکستان از سلاح های سبک و سنگین استفاده کرد و مناطق غیرنظامی را هدف قرار داد.” شاهدان این گلوله باران را بین 10 تا 15 دقیقه توصیف کردند و باعث ایجاد وحشت در جوامع مرزی شد که از ماه ها خشونت خسته شده بودند. علیرغم این اقدام تحریک آمیز، مقامات افغان با استناد به “احترام به مذاکرات جاری” در استانبول اعلام کردند که تلافی نکرده اند.
اما پاکستان به شدت این اتهامات را رد کرد. در بیانیه ای که در X منتشر شد و توسط خبرگزاری فرانسهوزارت اطلاعات پاکستان تاکید کرد: “ما ادعاهای مطرح شده از سوی طرف افغان در مورد حادثه امروز در مرز پاکستان با افغانستان در چمن را قویا رد می کنیم. تیراندازی از طرف افغانستان آغاز شد که نیروهای امنیتی ما بلافاصله با سنجیده و مسئولانه پاسخ دادند.” روایتهای دوئل نشان میدهند که چقدر بیاعتمادی بین دو همسایه وجود دارد، حتی زمانی که آنها پشت میز مذاکره مینشینند.
خود مذاکرات استانبول سومین دور مذاکرات از زمان تشدید خشونت در ماه اکتبر است. با توجه به AP و رسانه های پاکستانی، این گفتگوها توسط قطر و ترکیه با هدف اطمینان از عدم استفاده از خاک افغانستان به عنوان سکوی پرتاب برای حملات در داخل پاکستان انجام می شود. ریاست هیئت پاکستانی را سپهبد عاصم مالک، رئیس جاسوسی و مشاور امنیت ملی این کشور بر عهده دارد، در حالی که ریاست طرف افغان را عبدالحق واثق، رئیس اطلاعات عمومی بر عهده دارد. حضور چنین مقامات بلندپایهای بر وخامت اوضاع و مخاطراتی که برای هر دو کشور وجود دارد، تأکید میکند.
برای درک چگونگی رسیدن همه چیز به این نقطه جوش، باید به وقایع اکتبر 2025 نگاه کرد. روابط بین اسلام آباد و کابل، که از زمان کنترل طالبان بر افغانستان در سال 2021 تیره شده بود، پس از یک رشته انفجار در کابل در 9 اکتبر به شدت بدتر شد. دولت طالبان پاکستان و پاکستان را مسئول این انفجارها دانست. تنها دو روز بعد، ستیزه جویان یک حمله برون مرزی را از افغانستان به پاکستان آغاز کردند و یک رشته درگیری را از 11 تا 15 اکتبر آغاز کردند که در آن سربازان، غیرنظامیان و شبه نظامیان مظنون از هر دو طرف کشته شدند و صدها نفر دیگر زخمی شدند.
به دنبال این رویاروییهای مرگبار، قطر برای میانجیگری آتشبس در 19 اکتبر وارد عمل شد. سپیده دم و خبرگزاری فرانسه گزارش، آتش بس شکننده است. بیانیه مشترک وزارت خارجه ترکیه که پس از آخرین دور مذاکرات منتشر شد، تأیید کرد که «همه طرفها بر ادامه آتشبس توافق کردهاند» و «مکانیسم نظارتی و راستیآزمایی را ایجاد کنند که حفظ صلح را تضمین میکند و برای طرف متخلف مجازات تعیین میکند». اما همانطور که گلوله باران روز پنجشنبه نشان می دهد، آتش بس در معرض تهدید دائمی سوء ظن هر دو طرف و خطر همیشگی تشدید قرار دارد.
زیربنای خشونت مرزی شبکه پیچیده ای از اتهامات و انکارها است. اسلام آباد به طور مداوم از طالبان خواسته است که از استفاده گروه های شبه نظامی از خاک افغانستان برای حمله به پاکستان جلوگیری کند – اتهامی که طالبان قاطعانه آن را رد می کند. کابل به نوبه خود تاکید می کند که اجازه نمی دهد از خاک افغانستان برای حمله به هیچ کشوری از جمله پاکستان استفاده شود. با این حال، همانطور که خبرگزاری فرانسه و طلوع نیوز گزارش داده است که پاکستان همچنین وجود توافقنامه ای با ایالات متحده برای اجازه استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در قلمرو این کشور را پذیرفته است، اقدامی که تصویر امنیتی منطقه ای را پیچیده تر کرده و باعث ایجاد ابرویی در کابل شده است.
در میان مانورهای دیپلماتیک، هزینه های انسانی همچنان افزایش یافته است. تنها درگیریهای اکتبر دهها کشته و صدها زخمی برجای گذاشت، از جمله غیرنظامیانی که خود را در تیراندازی متقابل گرفتار دیدند. حتی پس از آتش بس، تأثیر آن بر زندگی روزمره عمیق بوده است. به گفته وزارت امور خارجه پاکستان، گذرگاههای اصلی مرزی همچنان برای تجارت و تردد غیرنظامیان بسته هستند. برخی از گذرگاهها تا حدی بازگشایی شدهاند تا به پناهجویان افغان اجازه بازگشت به خانههایشان داده شود، اما تجارت همچنان در انتظار بهبودهای امنیتی است. برای جوامع مرزی که برای امرار معاش خود به تجارت فرامرزی متکی هستند، تعطیلی ها ویرانگر بوده است.
پس مذاکرات استانبول وزن بسیار زیادی دارد. با توجه به AP و رسانه های دولتی پاکستان، تمرکز بر ایجاد مکانیسم هایی برای نظارت و راستی آزمایی رعایت آتش بس، و توافق بر سر مجازات برای تخلفات است. بیانیه مشترک وزارت خارجه ترکیه بر نیاز به یک سیستم نظارتی و راستی آزمایی قوی تاکید کرده است – اذعان به این که، بدون نظارت دقیق، آتشبس با کوچکترین تحریکآمیز ممکن است از بین برود.
با این حال، با وجود تمام رقص های دیپلماتیک، پیشرفت کند بوده است. دو طرف هنوز به توافق نهایی نرسیدهاند و مرز همچنان یک انبار باروت است. دیپلماسی شاتل که طی هفتهها و با دخالت واسطههایی از قطر و ترکیه انجام شد، تاکنون تنها توانسته است شدیدترین خشونتها را متوقف کند، نه حل و فصل اختلافات اساسی. هر یک از طرفین همچنان دیگری را مسئول این خرابیها میداند، پاکستان اصرار دارد که افغانستان باید اقدامات بیشتری را برای مهار فعالیتهای شبهنظامی فرامرزی انجام دهد و طالبان هر گونه مسئولیت حملات در داخل پاکستان را رد میکند.
با ادامه مذاکرات، افغانها و پاکستانیهای عادی که در امتداد مرز زندگی میکنند، به این فکر میافتند که صلح پایدار کی به دست میآید یا خیر. همانطور که گلوله باران روز پنجشنبه به وضوح نشان داده شد، در حال حاضر، آتشبس فقط در نام خود باقی است. مرز فقط یک خط روی نقشه نیست، بلکه نقطهای است که در آن رقابتهای منطقهای، نارضایتیهای تاریخی و جاهطلبیهای گروههای مسلح با هم برخورد میکنند.
آنچه بعدا اتفاق می افتد تا حد زیادی به تمایل هر دو دولت برای سازش و اثربخشی مکانیسم های نظارت و راستی آزمایی جدید بستگی دارد. از آنجایی که هیأتهای بلندپایه همچنان در استانبول صحبت میکنند و میانجیهای بینالمللی از نزدیک آن را تماشا میکنند، امید وجود دارد – اما همچنین احساس عمیق خستگی و احتیاط در هر دو طرف وجود دارد. همانطور که یکی از منابع نظامی افغانستان گفته است خبرگزاری فرانسهتصمیم به عدم تلافی “به دلیل احترام به مذاکرات جاری” گرفته شد. اینکه آیا این محدودیت پابرجا خواهد ماند یا اینکه چرخه اتهام و انتقام یک بار دیگر مارپیچ خواهد شد، باید دید.
در حال حاضر، جهان نظاره گر است که پاکستان و افغانستان بار دیگر تلاش می کنند تا از لبه پرتگاه عقب نشینی کنند و راهی به سوی صلح در امتداد یکی از بی ثبات ترین مرزهای جهان بیابند.