در هفتههای پس از 7 اکتبر 2023، بسیاری از ناظران غربی تصور میکردند که جهان عرب به ریتم قدیمیتری بازمیگردد: بسیج تودهای حول مسئله فلسطین، تنبیه دیپلماتیک هماهنگ اسرائیل، و توقف عادیسازی. درعوض، آنچه در پی آمد، لفاظی های تند در اجلاس سران بود، اما تشدید عملی محدود توسط دولت هایی که دارای اهرم فشار هستند.
این شکاف بین زبان و عمل تصادفی نیست. این نشان دهنده خستگی در میان کشورهای کلیدی عربی با فلسطین است علت به عنوان یک اولویت حاکم
حتی در بحبوحه جنگی که خشم عمومی را برانگیخت، دولت های عربی بزرگ همچنان از جذب تعداد زیادی از غیرنظامیان غزه به عنوان پناهنده خودداری کردند.
با ساده ترین و قابل مشاهده ترین نقطه داده شروع کنید: حتی در بحبوحه جنگی که خشم عمومی را برانگیخت، دولت های بزرگ عربی همچنان از جذب تعداد زیادی از غیرنظامیان غزه به عنوان پناهنده خودداری کردند. این موضوع مربوط به توانایی نبود – کشورهای ثروتمند خلیج فارس، مصر و اردن در صورت تمایل می توانستند سرپناه موقت و ترتیبات اسکان مجدد ایجاد کنند. به دلایل معمول مقامات عرب اراده سیاسی وجود نداشت سیگنال: آنها از واردات بی ثباتی، ستیزه جویی و بارهای دائمی جمعیتی می ترسند. آنها نگران هستند که “موقت” غیرقابل برگشت شود. حتی موقت پذیرش حداقل در برخی از نظرسنجی ها، از جمله در عربستان سعودی، عموماً محبوبیتی ندارد. به عبارت دیگر، همدردی به پذیرش ترجمه نمی شود – و رهبران آن را می دانند.
دوم، در پشت صحنه، منطقی که اسرائیل و چندین کشور عربی را به هم نزدیک کرد، با جنگ غزه از بین نرفت. باقی ماند، زیرا ایران و نیابت هایش باقی مانده اند. اسناد فاش شده توسط کنسرسیوم بین المللی روزنامه نگاران تحقیقی گزارش شده است توصیف کنید هماهنگی نظامی مستمر توسط ایالات متحده میان اسرائیل و چندین کشور عربی در سالهای اخیر، همکاری در چارچوب تهدیدات مشترک، از جمله ایران و جنگ تونلهای زیرزمینی. همان دولت هایی که اسرائیل را علناً محکوم کردند کار کرد با دولت یهود از طریق چارچوب استراتژیک ایالات متحده. کشورهای عربی صرفاً منافعی فوریتر از مسئله فلسطین دارند.
سوم، افکار عمومی به خودی خود پیچیده تر از آن چیزی است که فعالان غربی اغلب پیشنهاد می کنند. فشارسنج عرب بارها و بارها داشته است نشان داده شده است حمایت مردمی از عادی سازی با اسرائیل در بیشتر منطقه کم است، اما یکپارچه نیست و بر اساس کشور و زمینه متفاوت است. از همه مهمتر برای سیاستگذاران، کار فشارسنج عرب است تاکید می کند یک واقعیت گسترده تر: افکار عمومی در سراسر منطقه در کنار سیاست های هویتی، درگیر شکست های حکومتی – فساد، رکود اقتصادی، خدمات ضعیف، بی ثباتی سیاسی هستند. مسئله فلسطین همچنان پررنگ است، اما با بقای روزانه و اختلال در عملکرد دولت رقابت می کند. این ترکیب یک الگوی قابل پیشبینی ایجاد میکند: دولتها میتوانند خشم خود را به صورت لفاظی بیرون بیاورند در حالی که در عمل ثبات رژیم و استراتژی اقتصادی را در اولویت قرار میدهند.
به عبارت دیگر، برای بسیاری از رهبران عرب، “فلسطین” اکنون ابزاری است که آنها مدیریت می کنند، نه ماموریتی که با آن زندگی می کنند. آنها استناد کردن هنگامی که مفید باشد – در برابر مخالفان داخلی، علیه رقبا، یا در برابر فشار غرب – سپس بی سر و صدا به آنچه که نخبگان امنیتی آنها وجودی می دانند باز می گردند.
خاطرات سیاسی قدیمی تری نیز وجود دارد که هرگز ناپدید نشدند. بسیاری از رژیم های عربی هنوز جنبش های سیاسی فلسطین را به عنوان مخل-بازیگرانی که درگیریهای جناحی را صادر میکنند، دولتهای میزبان را به چالش میکشند، یا دولتها را درگیر جنگهای پرهزینه میکنند بدون اینکه پیروزی به ارمغان بیاورند. این تاریخ به توضیح اینکه چرا وقتی غزه به زخمی باز تبدیل شد، دولت های همسایه را توضیح می دهد انتخاب کرد فاصله
بسیاری از رژیمهای عربی هنوز جنبشهای سیاسی فلسطین را اخلالگر میدانند – بازیگرانی که درگیریهای جناحی را صادر میکنند، دولتهای میزبان را به چالش میکشند، یا دولتها را درگیر جنگهای پرهزینه میکنند.
حتی در محافل بحث سیاست، اصطلاح «خستگی» جدید نیست. انجمن بروکینگز مرکز دوحه مربوط به سال ها پیش توصیف کرد کاهش تدریجی مسئله فلسطین به عنوان اولویت اصلی مردم عرب پس از قیام ها و فوران دولت در سراسر منطقه. هر چه که در مورد این چارچوب فکر کنیم، با آنچه اکنون میبینیم همسو میشود: در منطقهای که با جنگهای داخلی، بحرانهای اقتصادی، مسائل جانشینی، گسترش ایران و شورشهای اسلامگرا سروکار دارد، آرمان فلسطین دیگر اصل سازماندهی واحدی نیست که قبلاً بود.
بنابراین، «خستگی دولت عربی» از نظر استراتژیک پس از 7 اکتبر 2023 به چه معناست؟ مخالفان اسرائیل نمی توانند به سادگی اراده ائتلاف عربی را در نظر بگیرند تحقق یابد در صورت تقاضا کارزارهای دیپلماتیک اغلب بیشتر بر فشار نهادی غرب متکی است تا قدرت یکپارچه کشورهای عربی. خشم عمومی مظاهر عادی سازی مانند تجارت، اشتراک اطلاعات و هماهنگی پدافند هوایی را محدود کرد، اما آن را مدفون نکرد.
سیاستگذاران غربی باید مراقب مفروضات خود باشند. اگر دولت های عربی محدودیت هایی را توسط امتناع می کند پناهندگان، آنها نباید با مسئله فلسطین به عنوان “کلید” منحصر به فردی که همسویی خاورمیانه را باز می کند، برخورد کنند. مسئله این نیست که آیا رهبران عرب اسرائیل را محکوم می کنند یا خیر. آنها می توانند و خواهند بود. سوال این است که آنها چه هستند مایل انجام دهند و چه هزینه هایی را که حاضرند بپردازند. به ویژه پس از 7 اکتبر 2023، پاسخ کمتر از آن چیزی است که شعارها نشان می دهد.
