تیاپیزود پایانی کابل به وضوح صحنه ابتدایی خود را با سخنرانی جرج دبلیو بوش در زمان حمله آمریکا به افغانستان در سال 2001 پخش می کند. تله پرومتر بوش به او می گوید که “مردم مظلوم افغانستان سخاوت آمریکا و متحدان ما را خواهند دانست.” ایالات متحده آمریکا دوست مردم افغانستان است.
این هیجان انگیز شش قسمتی، محصول مشترک پاناروپایی، در پایتخت افغانستان در آگوست 2021، در پایان یک مداخله 20 ساله غرب که در نهایت، هدف اعلام شده رهایی مردم کشور از اقتدارگرایی بنیادگرایانه رژیم طالبان را محقق نکرده است. برعکس، طالبان آماده است تا به محض خروج برنامهریزیشده آمریکاییها و متحدان اروپاییشان، نسخه ترسناکتری از دولت قدیمی خود را نصب کنند.
این سریال ترسیم می کند که چگونه، برای اکثریت قریب به اتفاق افغان های عادی، زندگی در زیر ترور سرکوبگر اکنون تنها آینده ممکن آنهاست: خارجی هایی که در پی اعلامیه پرزیدنت بوش وارد شدند، در شرف تبدیل شدن به دوستان غایب هستند، اگر واقعاً دوستانی باشند که همیشه بوده اند. اما برای اهداف درام، ما با عده معدودی خوش شانس هستیم که بلیط خروج دارند. ارتباط آنها با بازدیدکنندگان از ناتو به آنها مدارک لازم را برای تخلیه به زندگی جدید در غرب داده است.
اپیزود اول کابل به وضوح نشان می دهد که در میان شهروندان و چند دیپلمات آخر در سفارت های فرانسه و ایتالیا، که این ویزاها ممکن است تنها آخرین دسته از وعده های شکسته شده باشند، درک کند. طالبان وارد شهر شده اند و به جدول زمانی توافق شده پایبند نیستند: یک تکه کاغذ هیچ محافظتی در برابر زندانی شدن، کشته شدن یا فقط جلوگیری فیزیکی از دسترسی به فرودگاهی که به طور فزاینده محاصره شده است، نخواهد داشت.
این درام از ترفند قدیمی اما قدرتمند تمرکز بر یک خانواده به سرپرستی زهرا (دارینا آل جوندی) استفاده می کند. کار او به عنوان دادستان باعث شده است که او تعداد بیشماری از جنگجویان طالبان را به عنوان تروریست زندانی کند، بنابراین در صورت شناسایی توسط نیروهای هجوم به کابل، او در معرض دید قرار خواهد گرفت. شوهرش باقر (واسیلیس کوکالانی) در میانه تلاش است تا او را متقاعد کند که باید همه چیز را فوراً پشت سر بگذارد، وقتی که با شلیک گلوله در خیابان آنها ثابت شد که حق با اوست. در یک صحنه وحشتناک و وحشتناک، زهرا یک همکار مسن دوست داشتنی را رها می کند که به اندازه کافی برای رفتن به سفارت فرانسه مناسب نیست. در همه جا تصمیمات غیرممکن با عجله گرفته می شود.
همانطور که زهرا و باقر فرار می کنند، آنها برای همیشه با فرزندان بزرگسال خود تماس تلفنی دارند، هیچ کدام از آنها نمی توانند برای اولویت دادن به امنیت خود اعتماد کنند. با فضل (شروین النابی) در حالی که از طرف ارتش افغانستان در یک ایست بازرسی روستایی قرار دارد، ملاقات می کنیم. او که به دلیل تعداد زیاد طالبان مجبور به ترک آن شده است، به جای رفتن به شهر، در جستجوی مأموران قدیمی خود سیا به داخل کشور می رود. به این ترتیب، راه ما برای دیدن وضعیت کشور خارج از کابل و ارزیابی نقش آخرین آمریکاییهای باقیمانده است.
در همین حال، دختر خانواده، آمنه (حنا عبده)، یک پزشک بیمارستان که شروع مجدد در اروپا برای او جذابیتی ندارد، بینشی در مورد چگونگی برخورد با طالبان از نزدیک ارائه می دهد. او برای کمک به بیماران و مجروحان افغان آموزش دیده است و مصمم است به این کار ادامه دهد. اما زمانی که طالبان وارد شفاخانه می شوند، او (و ما) می بینیم که تهاجم روانی و عقاید احمقانه آنها قابل استدلال یا مقاومت نیست. یاد اخطار مارگارت اتوود میافتد مبنی بر اینکه همه چیز در داستان ندیمه قبلاً در جایی اتفاق افتاده است.
طالبان فوراً اقدام به ساختن یک دیوار خاکستری خام کردند تا ساختمان شفاخانه را به دو نیم کند و جداسازی شدید مردان و زنان را بدون توجه به سلامتی بیماران اعمال کنند. در بند، آمنه با دختری در سن دبستان پیوند خورده است که از حواسپرتی آرامبخش آهنگهای آیپادش سود زیادی میبرد – تا زمانی که یک سرباز طالبان وارد آن میشود و دستگاه را از دست دختر جدا میکند، زیرا “موسیقی حرام است”.
آیا خانواده زاهارا دوباره به هم می پیوندند و آیا غربی های خوش قلب – از جمله جووانی (جیانمارکو سائورینو)، مدیر مردد و عصبی که ناگهان کنسول ایتالیا می شود و باید سریعاً خود را به یک دیپلمات پولادین و فعال تبدیل کند – می توانند همه افرادی را که قول محافظت از آنها را داده اند نجات دهند؟ پاسخ به سوال دوم یک نه پر از فنا است، اما از آنجایی که کابل خود را به عنوان یک درام کارآمد و همدلانه تثبیت می کند، با خشم سیاسی بدون اینکه توسط آن کند شود، ما به مبارزه اهمیت می دهیم.
کامل نیست – دارای نقاط ضعفی برای دیالوگهای گفتاری، و سفرهای شخصیتها که به روشهای بعید به هم نزدیک میشوند – اما از جنبههای هیجانانگیز آن، مسابقه با زمان و ریسکهایی که زیر نگاه دشمنی سرسخت انجام میشود، بهطور مؤثری استفاده میشود تا داستان را به همان اندازه جذاب و وحشتناک جلوه دهد. اوت 2021 در کابل یک لحظه هولناک و شرم آور در تاریخ بود. این نمایش به وضوح دوباره آن را زنده می کند.