با ظهور جناح راست رادیکال، بحث بر سر قانونی برای حمایت از محققان بیش از حد نظری است
“هنرها و تحقیقات علمی باید عاری از محدودیت باشد. آزادی علمی باید رعایت شود.” این مجموع ماده 13 منشور حقوق اساسی اتحادیه اروپا است که در سال 2000 توسط پارلمان، شورا و کمیسیون اروپا اعلام شد.
اما با توجه به اینکه این منشور از زمان معاهده لیسبون در سال 2009 از نظر قانونی برای اتحادیه اروپا الزام آور بوده است، می توانیم فرض کنیم که همه چیز به اندازه کافی در اینجا پوشش داده شده است، درست است؟
قطعاً خیر، زیرا یکی از فارغالتحصیلان دانشگاه آکسفورد که رهبری یکی از کشورهای اتحادیه اروپا را بر عهده داشت، تصمیم گرفت تا به استقلال دانشگاهها از دولتش از نظر حکمرانی، تدریس و تحقیق پایان دهد، و بهویژه به استقلال آنها از ایدئولوژی استبدادی خود یعنی «دموکراسی غیرلیبرال» پایان دهد.
اگرچه ویکتور اوربان اکنون توسط رای دهندگان مجارستان از سمت خود برکنار شده است، اما شبح او همچنان اروپا را در بر می گیرد. رهبران راست افراطی دیگر، احتمالاً با تمایلات مشابهی برای تغییر شکل دانشگاه ها برای خدمت به اهداف ایدئولوژیک خود، ممکن است از او در سایر کشورهای اروپایی پیروی کنند.
یک درس از اوربان این است که ماده 13 منشور اتحادیه اروپا به سادگی وظیفه حفاظت از آزادی آکادمیک را انجام نمی دهد.
اولگا سران، محقق دانشگاه لیدن، در مقالهای در سال 2025 میگوید: «تاکنون، این تنها بیانیه الزامآور قانونی درباره آزادی علمی و علمی در قوانین اتحادیه اروپا باقی مانده است. توجیه دموکراتیک آزادی تحصیلی در حقوق اتحادیه اروپا. با این حال، او استدلال کرد، آزادی هایی که در نظر گرفته شده است به طور واضح بیان نشده اند و یکی از بحث های دیوان عدالت در مورد مقاله – در موردی در مورد اوربان که دانشگاه اروپای مرکزی را مجبور به خروج از مجارستان کرده است – “بسیاری از سوالات در مورد دامنه آزادی و محدودیت های آن” را باز گذاشته است.
چالش آزادی آکادمیک ناشی از دموکراسی غیرلیبرال، این زمان را به زمان حیاتی تبدیل میکند – زمانی که تلاش برای تقویت حمایتهای قانونی حیاتی است.
زیر پا گذاشتن استقلال دانشگاه
همانطور که ویژگی اصلی ما در این شماره از Research Europe بررسی می کند، این لحظه سیاسی یکی از خطرات حاد آزادی دانشگاهی در اروپا است. فراتر از مجارستان، اقدامات دولتهای صربستان و گرجستان – کشورهای نامزد عضویت در اتحادیه اروپا و اعضای برنامه تحقیقاتی و نوآوری Horizon Europe اتحادیه اروپا – باعث تشدید ترس در مورد نگرشهای سیاسی نسبت به خودمختاری دانشگاهها شده است. ظهور جناح راست رادیکال AfD در آلمان میتواند به حزب کنترل دولتهای ایالتی را که مسئول سیاست آموزشی هستند، و در نتیجه قدرت بر دانشگاهها بدهد.
تنش ها پیرامون آزادی آکادمیک در سراسر اروپا متنوع است، اما با یک رشته مشترک از سیاستمداران متحد شده است که مایل به پایمال کردن اصول خودمختاری دانشگاهی هستند که عناصر سنتی دموکراسی های اروپایی پس از جنگ بوده اند. در حالی که راست میانه اروپا از این اصول حمایت می کند، از سوی یک راست رادیکال که این کار را نمی کند در معرض تهدید است.
مثال اوربان و متحدش دونالد ترامپ در ایالات متحده نشان میدهد که راست رادیکال هم دیدگاه پارانوئیدی نسبت به دانشگاهها دارد – به عنوان نهادهای «غرضدار» که افکار لیبرال چپ را در ذهن جوانان تبلیغ میکنند و آزادی بیان را سرکوب میکنند – و هم تمایل به استفاده از سیاستهای دولتی برای تلاش برای وادار کردن دانشگاهها و تحقیقات به همسویی با ایدئولوژی خود دارند.
از سال گذشته، کمیسیون اروپا شده است آماده شدن برای قانون گذاری برای حفاظت از آزادی علمی در قانون گسترده تر منطقه تحقیقات اروپا. تمایز بین آزادی علمی و آزادی آکادمیک به این دلیل است که اتحادیه اروپا در زمینه تحقیقات در سراسر بلوک قدرت بیشتری نسبت به آموزش دارد.
اما کمیسیون نیز بوده است از سوی نمایندگان پارلمان اروپا خواسته شد تا بیشتر پیش بروند با قوانین مستقل برای حمایت از آزادی علمی.
نمایندگان پارلمان اروپا در کمیته صنعت، تحقیقات و انرژی متعاقبا گفت آنها از کمیسیون خواستند که “پیشنهاد قانون ERA را با یک پیشنهاد قانونی جداگانه و مستقل برای حمایت از آزادی تحقیقات علمی، با شناخت ماهیت اساسی آن و نیاز به مبنای قانونی متمایز، از جمله حداقل استانداردها برای حقوق پژوهشگران، رفتار اخلاقی و استقلال نهادی، که توسط مکانیسم های نظارتی موثر پشتیبانی می شود، همراهی کند.”
درخواست برای قانونگذاری اختصاصی تا حدی بر این باور است که اتحادیه اروپا برای اقدام علیه نقض آزادی علمی در کشورهای عضو به قدرت های بیشتری نیاز دارد.
اتحادیه اروپا دسترسی برخی از مؤسسات مجارستانی به وجوه Horizon Europe و Erasmus+ را در پاسخ به ارائه مدیریت سیاسی دانشگاه توسط اوربان مسدود کرد – اما نتوانست او را از این سیاست منحرف کند.
ارکان لیبرال دموکراسی
البته دانشگاه ها مجبور نیستند با لیبرال دموکراسی همسو شوند. دانشگاههای چین، تحت هدایت نزدیک یک دولت تکحزبی استبدادی که توسط حزب کمونیست چین اداره میشود، در برخی از معیارهای عملکرد تحقیقاتی در جهان پیشرو هستند.
اما دیدگاه گسترده در اروپا از زمان جنگ جهانی دوم، همانطور که در منشور حقوق اساسی اتحادیه اروپا نشان داده شده است، این بوده است که اصل آزادی آکادمیک در دانشگاه ها ستونی از دموکراسی لیبرال است. این دیدگاه معتقد است که دانشگاه ها از جمله نهادهایی هستند، مانند قوه قضاییه یا مطبوعات، که با مستقل ماندن از کنترل ایدئولوژیک هر دولت، چپ یا راست، جوامع آزاد را حفظ می کنند.
اکنون در دوران سیاسی متفاوتی که لیبرال دموکراسی و نهادهای آن در معرض خطر هستند، به حمایتهای بسیار بیشتری از آزادی آکادمیک نسبت به منشور ارائه شده نیاز است – و باید مورد حمایتهای بیشتر از آنچه در قانون ERA ارائه میشود، به دقت بررسی شود.
برای کسانی که معتقدند دانشگاههای مستقل با تدریس و تحقیق بدون کنترل دولت بخشی از چیزی است که لیبرال دموکراسی را زنده نگه میدارد، و برای کسانی که معتقدند دانش زمانی پیشرفت میکند که دانشمندان به جای سیاستمداران درباره آنچه که مطالعه میکنند تصمیم بگیرند، این بحثها حیاتی است.
راست رادیکال دانشگاه ها را جدی می گیرد. حامیان لیبرال دموکراسی نیز باید.
