همانطور که اعتراضات در ایران در هفته سوم خود در روز یکشنبه، سرکوب رژیم به طور قابل توجهی تشدید شده است.
به همراه قطعی سراسری اینترنت در ساعات شبانه، تعداد کشته شدگان در آخر هفته به هزاران نفر پس از تیراندازی بی رویه نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به جمعیت تظاهرکنندگان تخمین زده می شود.
تظاهرات بزرگ در 28 دسامبر آغاز شد، زمانی که کسبه بازار تهران با خشم از مشکلات مالی فزاینده کشور، مغازه های خود را بستند و به خیابان ها ریختند. پیش از آن، تظاهرات پراکنده ضد رژیم در مکان هایی مانند مشهد، در مراسم یادبود خسرو علیکردی، وکیل حقوق بشر، که ساعاتی پس از بازدید نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی در اوایل ماه دسامبر جسدش پیدا شد، دیده شده بود.
با این حال، یکی از عناصر ناآرامی کنونی آن را از امواج قبلی متمایز کرده است. تلاش رهبری برای هدایت معترضان.
طی چند هفته گذشته، ولیعهد ایران رضا پهلوی مجموعهای از گامها در انتقال از حامی اخلاقی اعتراضها به رهبری که تلاش میکند مسیر آنها را هدایت کند، برداشته است. فراخوان های او برای تظاهرات پایدار بین پنجشنبه و جمعه، و به دنبال آن درخواست برای اعتصاب سراسری در آخر هفته، بخشی از تلاش او برای شکل دادن به حرکت است و نه صرفاً اظهار نظر از راه دور.
این تکامل نباید خیلی تعجب آور باشد.
طرح ولیعهد نتیجه اعتراضات است
ولیعهد مدتهاست که دیدگاهی ساختاریافته برای تغییر سیاسی، عمدتاً از طریق چهارچوب پنج ستونی خود که به تشریح وحدت ملی، مقاومت مدنی، فشار بینالمللی، اختلال اقتصادی، و آمادگی برای انتقال دموکراتیک میپردازد – ایدههایی که او در چندین کنفرانس در سال 2025 بیان کرد.
تا به حال، آن طرح تا حد زیادی به عنوان یک نقشه راه در انتظار عمل می کرد. چیزی که لحظه کنونی را متمایز می کند این است که به نظر می رسد شرایط روی زمین به آن رسیده است.
مقیاس و ماندگاری اعتراضاتهمراه با احیای شعارهای «جاوید شاه»، آنچه را که زمانی تئوریک بود به چیزی عملیاتی تبدیل کرده است و به پهلوی هم حوزه و هم صحنه ای برای عمل کردن می دهد.
همچنین چندین هفته است که ازدحام جمعیت شنیده میشود که شعار میدادند: «این آخرین نبرد است! نشانی از حمایت از پهلوی است که از دهه 1970 در خیابان های ایران دیده نشده است.
در چرخههای اعتراضی قبلی، مانند سالهای 2009، 2019 و 2022، چهرههای مخالف اغلب درخواستهای مکرری صادر میکردند که از ظرفیت عمومی برای پاسخگویی پیشی میگرفت. این الگو هر گونه اعتبار را کمرنگ میکرد و شتاب را کاهش میداد. همچنین مسئله عدم وجود یک چهره واحد و منسجم برای مخالفان برای تجمع در اطراف وجود داشت.
زمانی که او خواستار اعتصاب شد، گزارشهایی مبنی بر عدم مراجعه پرسنل امنیتی به وظیفه یا امتناع از اجرای دستورات منتشر شد.
پهلوی ماهها پیش یک خط انتقال مستقیم و امن برای مقامات امنیتی که میخواهند از آن جدا شوند راهاندازی کرد رژیم. در حالی که به دلیل محرمانه بودن و عدم شفافیت از ایران، تأیید این گونه گزارشهای کنونی از اعداد بهطور مستقل دشوار است، اما بخشی از این پیام است که جروزالم پست از زمان شروع تظاهرات از داخل کشور دریافت کرده است. ظرفیت اجرای رژیم تحت فشار است.
تفسیر فارسی زبان در هفته گذشته بر نحوه برخورد پهلوی با ناآرامی ها به عنوان چیزی که باید گام به گام آشکار شود، به جای یک انفجار خشم متمرکز شده است. او در پیامهای اخیر خود از پیشبرد مرحلهای مبارزه صحبت کرده است و از گذشته درس گرفته است که اعتراضها در ایران اغلب با تکیه بر حرکت تنها شکست خوردهاند.
این تفکر در ترتیب تماس های او قابل مشاهده بود. او ابتدا از مردم خواست در خیابان ها بمانند و شماره خود را نشان دهند، سپس خواستار اعتصابات سراسری شد.
پهلوی نیز راهنمایی عملی غیرمعمولی ارائه کرده است. او از معترضان خواست که در کنار هم بمانند، در خیابان های اصلی بمانند، از جاده های فرعی ایزوله خودداری کنند و به عنوان بخشی از جمعیت بزرگ تر حرکت کنند. اینها دستورالعمل های ملموس بود، نه شعار، و نشان دهنده آگاهی از آنچه مردم در خیابان های ایران در حال تجربه هستند.
مهم ترین لحظه در اظهارات اخیر پهلوی با اعلام آمادگی وی برای بازگشت به ایران رقم خورد. وی روز شنبه گفت: من نیز در حال آماده شدن برای بازگشت به وطن هستم تا در زمان پیروزی انقلاب ملی در کنار شما ملت بزرگ ایران باشم، معتقدم آن روز بسیار نزدیک است.
آماده شدن برای بازگشت به کشوری که بیش از چهار دهه است ندیده است خطرات شخصی و سیاسی قابل توجهی را به همراه دارد. برای بسیاری از ایرانیان، این بیانیه به تنش طولانی مدت پیرامون رهبری تبعیدی میپردازد. فراخواندن مردم برای اعتصاب، اعتراض و مقابله با سرکوب در حالی که در خارج از کشور باقی می مانند، اغلب باعث تضعیف اعتماد شده است. نشان دادن تمایل به به اشتراک گذاشتن آن خطر، رابطه را تغییر می دهد.
این موضوع محوری برای مسئله مشروعیت پهلوی است. رهبری از نظر ایرانیان نیازمند فراتر از صدور بخشنامه از آسایش خارج، بلکه پذیرش آشکار مسئولیت و پیامد است.
برای بسیاری از ایرانیان، این اولین بار نیست که در خیابان می آیند. جنبشهای اعتراضی گذشته اغلب بدون تغییر سیاسی واقعی پایان یافتهاند و مردم را خسته و سرخورده کردهاند. به همین دلیل است که این حس که یک نفر فراتر از اعتراضات فکر می کند، به گوش می رسد و شعار «جاوید شاه» اینقدر برجسته شده است.
این ایده که فداکاری در جهت یک هدف روشن، در این مورد، پایان جمهوری اسلامی است، به تداوم حرکت کمک می کند.
این امر اختلافات عمیق درون اپوزیسیون ایران را بر سر این که چه نوع نظام سیاسی باید جایگزین نظام فعلی شود، حل نمی کند.
این بحثها همچنان باز است و نتیجه قطعی نیست. جمهوری اسلامی هنوز ابزارهای قدرتمند سرکوب را در اختیار دارد و معلوم نیست تا کی می توان اعتصابات و اعتراضات را ادامه داد.
اما آنچه می توان گفت این است که پهلوی در یک هفته گذشته چگونه رفتار کرده است. او با وقوع حوادث و افزایش خشونت با دقت حرکت کرده است و او دیگر یک حزب تماشاگر نیست، بلکه به هدایت وقایع در خیابان کمک می کند.