زمانی که جمهوری اسلامی در ایران در سال 1979 تأسیس شد، آن دیکتاتوری متزلزل – با پایبندی به اسلامگرایی رادیکال که از آن حمایت می کرد – تصمیم گرفت که زن و عشق از سینمای ایران محو شود. اما در عین حال معتقد بود که فیلم می تواند یک سلاح ایدئولوژیک برای مصرف داخلی ضدغربی و همچنین ابزاری تبلیغاتی در جشنواره های بین المللی باشد.
با این حال، در غیاب مطبوعات آزاد، انفجار خلاق صنعت سینمای ایران باعث شده تا بقیه جهان متوجه این موضوع شوند. فقدان آزادی ها که ایران را خفه می کند. طی سالها، این امر منجر به تبعید فیلمسازان برجسته ایرانی شده است که اکنون در سراسر اروپا زندگی میکنند.
یکی از بافرهنگ ترین کشورهای جهان – با موزه فیلم بسیار معتبر در تهران – بار دیگر موج دیگری از ویرانی را متحمل می شود.
دهههاست که دوستداران فیلم در سراسر جهان با حیرت شاهد انفجار سینمای ایران از خلاقیت و غلبه بر همه موانع هستند. اگر داستانهای مربوط به زنان و عشق ممنوع بود، از کودکان به عنوان قهرمان داستان استفاده میشد و تمثیلی ایجاد میکرد که سانسور را به چالش میکشید. اولین نام شناخته شده – و کسی که ستاره شد – مرحوم عباس کیارستمی (1340-1395) بود. در اوایل دهه 1990، فیلم های او قبلاً در اروپا نمایش داده می شد. او در سال 1997 برنده نخل طلایی شد طعم گیلاس.
او قبل از انقلاب در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کار می کرد و در آنجا دپارتمان فیلم را تأسیس کرد. از این رو، اولین فیلم های او کودکان را به نمایش گذاشت. کیارستمی اغلب در محیطهای روستایی فیلمبرداری میکرد، با مکالمات مکرر در ماشینها، با لحنی افسانهوار که بر ابهام روایت تأکید میکرد. این سبک او بود، مطمئنا… اما همچنین بهترین راه برای دور زدن این بود سایه آیت الله ها

نام معروف بعدی این بود محسن مخملبافکه دخترانش – سمیرا و حنا – نیز کارگردانی کرده اند. او که دوست و همکار کیارستمی است، فیلم هایی مانند گبه (1996). همچنین مجید مجیدی، بهمن قبادی (کارگردان ایرانی کُرد دو بار در جشنواره فیلم سن سباستین اسپانیا برنده جوایز شد و دهه هاست در تبعید بوده است، هرچند در شبکه های اجتماعی بسیار فعال است) و جعفر پناهی که کار خود را به عنوان دستیار کیارستمی آغاز کرد نیز جزو این موج بودند.
از میان فیلمسازان فعال در سراسر جهان، تنها پناهی برنده نخل طلای کن شده است. این فقط یک تصادف بودخرس طلایی در برلین (تاکسیفیلمبرداری مخفیانه در یک تاکسی، با رانندگی او) و شیر طلایی در ونیز (دایره، به ترتیب در سال های 2025، 2015 و 2000. او بارها به زندان افتاده است، زیرا از سال 2010 تقریباً در هر رویداد و تظاهرات ضد دولتی در ایران شرکت کرده است. او حتی در سال ۱۳۹۱ در حالی که در حال جویا شدن از وضعیت دو فیلمساز همکارش بود، در درب زندان اوین دستگیر شد: محمد رسول اف و مصطفی آل احمد.

فیلم های پناهی بهترین راه برای شناخت ایران معاصر را ارائه می دهد. در دایره (2000)، او به تبعیض جنسی در کشورش پرداخت. در آفساید (2006)، او بازگو می کند که چگونه زنان مخفیانه وارد استادیوم های فوتبال می شوند تا به عنوان تماشاگر از این ورزش لذت ببرند. و در این یک فیلم نیست (2011) 3 چهره (2018) و بدون خرس (2022)، او نسخه ای از خودش را بازی کرد تا نشان دهد که فیلمسازی می تواند حتی در شرایط آزار و اذیت ادامه پیدا کند و به طور موثر راه هایی برای کار با وجود ممنوعیت 20 ساله پیدا کند.

پناهی که از ممنوعیت فیلمبرداری سرپیچی کرده بود، در جریان جشنواره فیلم کن 2025 – جایی که او برنده نخل طلا شد – به EL PAÍS گفت: “من به خانه برمی گردم. شاید برای شما عجیب به نظر برسد، اما مردم ایران خیلی بیشتر در خطر هستند. مهم ترین چیز کشور ما و دستیابی به آزادی آن است. بیایید کاری کنیم که آن لحظه به ما بگوییم که چه چیزی باید با هم بپوشیم یا چه چیزی باید بپوشیم. نباید انجام دهد.»
او دههها بود که ایران را ترک نکرده بود (فیلمهایش از طریق درایوهای USB قاچاق میشدند) و بله، سرانجام به عقب بازگشت. او چهار ماه پیش دوباره برای کمپین اسکار رفت و حالا بازگشتش غیرممکن به نظر می رسد: او به دلیل انجام «تبلیغ علیه نظام» محکوم شده است. با این حال، او قول داده است که پس از مراسم اسکار در 15 مارس، جایی که در آن برگزار می شود، برگردد این فقط یک تصادف بود فیلم ارسالی رسمی فرانسه در بخش بهترین فیلم بلند بین المللی است.
در 26 فوریه، پناهی برای اهدای جوایز سزار در پاریس بود و در آنجا با جامعه بزرگ هنری ایرانی تبعیدی از جمله گلشیفته فراهانی بازیگر سینما دیدار کرد. و در 28 فوریه، در بارسلونا – در حین شرکت در مراسم جوایز گویا، جایی که او نیز فینالیست بود – از صحبت با مطبوعات خودداری کرد، اگرچه با برخی از مهمانان در مورد ویرانی های ناشی از آن گپ زد. بمباران تهران.
با این حال، در روز دوشنبه، 2 مارس، او یک قرار ملاقات طولانی مدت داشت: مصاحبه با جان استوارت در نمایش روزانه. پناهی پس از مونولوگ استوارت – که در آن ترامپ را به دلیل حمله به ایران بدون موافقت کنگره مورد انتقاد قرار داد – گفت: اگر (1 درصد) آنچه را که در ایران گفتید بگویید، حکم اعدام خواهد بود.
وی تاکید کرد که رژیم آیتاللهی حتی اجازه «اعتراض مسالمتآمیز» را نمیدهد. در ژانویه گذشته، پس از تظاهراتی که خواستار آزادی بیشتر بودند، مقامات ایرانی بیش از 30000 نفر را کشت. این کارگردان گفت: «اکنون فیلمسازان ایرانی زیادی هستند که در زندان هستند و در دو ماه گذشته که اعتراضات بود، یکی از دوستان فیلمساز ما کشته شد.
اتفاقاً او هرگز خود را قهرمان ندانسته است. او به این روزنامه گفت: قهرمانان همشهریان من هستند، به ویژه زنان.
پناهی اعتراضات سال ۲۰۲۲ علیه قوانین حجاب اجباری را در کنار رسول اف، مبارزترین فیلمساز فارسی، در زندان گذراند. و در آوریل 2024، رسول اف تنها چند ساعت فرصت داشت تا تصمیم بگیرد به زندان بازگردد یا فرار کند. او در نهایت با پای پیاده به ترکیه و از آنجا به هامبورگ، جایی که دخترش زندگی می کرد، فرار کرد. چند روز بعد ارائه کرد بذر انجیر مقدس (2024) در کن، منفورترین فیلمساز جمهوری اسلامی شده است.
رسول اف فیلم ماقبل آخر خود را پشت ریش پرپشت پنهان کرده بود، در حالی که آخرین پروژه او از راه دور و با استفاده از واکی تاکی فیلمبرداری شد. او در روزهای اخیر در شبکه های اجتماعی صحبت کرده است. وی در صفحه اینستاگرام خود در پستی پس از … مرگ علی خامنه ایمقام معظم رهبری: بی شک او منفورترین شخصیت تاریخ معاصر ایران است. وی در پست بعدی خود نسبت به تغییر سیاسی ابراز امیدواری کرد: مردم ایران خواستار حق تعیین سرنوشت خود هستند و این تمایل به تغییر سیاسی دیگر قابل سرکوب نیست.
مهشید زمانی، منتقد سینما و عضو انجمن فیلمسازان مستقل ایرانی مستقر در لس آنجلس، در شبکه های اجتماعی نوشت: «همه از مرگ دیکتاتور بسیار خوشحال هستند. “این همه واکنشهای دیگر را در این مرحله تحت الشعاع قرار میدهد، اگرچه مردم نگران اتفاق بعدی هستند.”
در هالیوود ریپورترزمانی می گوید که دیاسپورای ایرانی از دیرباز خواستار مداخله بین المللی بوده است. به عنوان مثال، او به نامه سرگشاده 10 ژانویه شیرین عبادی – فعال حقوق بشر ایرانی و برنده جایزه صلح نوبل – اشاره می کند که از جمله توسط دیگران امضا شده است. محسن مخملباف کارگردان ایرانی که در آن از پرزیدنت ترامپ خواسته شد که “به کمک مردم ایران بیاید. اکنون زمان آن است که علیه ماشین سرکوب اقدام کنیم و از ادامه کشتار مردمی که به دنبال عزت، عدالت و آزادی هستند جلوگیری کنیم.”

فیلمسازان ایرانی که در ایران مورد آزار و اذیت قرار می گیرند بسیار بیشتر است. به عنوان مثال، در آوریل گذشته، مریم مقدم و بهتاش سناییها – مدیران کیک مورد علاقه من (2024) – به دلیل “تشویش افکار عمومی” (بازیگر اصلی آنها حجاب نداشت) به 14 ماه حبس تعلیقی محکوم شدند. در تابستان منتشر شد، خبری از آنها نیست.
فیلمسازان دیگری مانند زهرا امیرابراهیمی بازیگر و کارگردان در تبعید به سر می برند که در هر دو زمینه درخشان است (او از ایران فرار کرد که یک نوار جنسی از او – که بدون اطلاع او ضبط شده بود – منتشر شد).

در پاریس – محل سکونت بسیاری از ایرانیان تبعیدی از جمله ابراهیمی، کارگردان و نقاش میترا فراهانی، کاریکاتوریست و فیلمساز مرجان ساتراپی (نویسنده پرسپولیس) و ستاره بازیگری گلشیفته فراهانی، برنده دو بار اسکار (برای یک جدایی و فروشنده) — اصغر فرهادی در حال اتمام فیلم جدیدش است. یکی از عزیزان سابق رژیم (سالها رسول اف از فرهادی به خاطر ضعف محسوسش انتقاد می کرد) مورد بی مهری آیت الله ها قرار گرفت. این اختلاف زمانی علنی شد که او در سال 2022 به دلیل سرقت علمی از یک مستند در ساخت فیلمش محاکمه شد. یک قهرمان (2021).
فرهادی احتمالا اولین نمایش را خواهد داشت قصه های موازی (2026) در کن، با یک بازیگر فرانسوی شامل ایزابل هوپر، ویرجینی افیرا، ونسان کسل و کاترین دونو. او تاکنون علناً علیه حکومت صحبت نکرده است، اما حتی فرهادی در نهایت هزاران مایل از تهران در حسرت کشورش بوده است.
سه سال پیش، او به EL PAÍS گفت: “ما علیه محدودیت ها جنگیدیم؛ ما با وجود مشکلات و موانع (هنر) را خلق کردیم. و هر چه این فشار بیشتر می شد، سخت تر می جنگیدیم. به هر طریقی برای ساختن فیلم جنگیدیم.” ببینیم بعد از جنگ چه سینمای باقی می ماند.
برای ما ثبت نام کنید خبرنامه هفتگی برای دریافت پوشش خبری بیشتر به زبان انگلیسی از EL PAÍS USA Version
