خوراکی های کلیدی
-
ایران حضور خود را در آمریکای جنوبی از طریق دسترسی دولتی و نه مخفیانه ایجاد کرد. سفارتخانهها، قراردادهای انرژی، موافقتنامههای مالی و پوشش دیپلماتیک – بهویژه در ونزوئلا- امکان ورود بادوام و حفاظتشده ایران به منطقه را فراهم کردند.
-
این دسترسی حزب الله را قادر ساخت تا به عنوان یک شبکه جنایتکار-تروریسم جاسازی شود. حزب الله با استفاده از قاچاق مواد مخدر، پولشویی، کلاهبرداری اسناد و مسیرهای مرتبط با کارتل، در سراسر آمریکای لاتین فعالیت می کند و در عین حال فعالیت های تروریستی را در خارج از کشور تامین مالی می کند.
-
این شبکه اثبات شده، عملیاتی و حل نشده است. ایران در دهه 1990 تمایل خود را برای انجام رویدادهای تلفات جمعی ثابت کرد زیرساخت هنوز وجود دارد و همچنان اهمیت دارد.
وقتی مردم می گویند ایران «پرچم خود را در آمریکای جنوبی برافراشته است»، اغلب به عنوان لفاظی رد می شود.
این نیست.
آنچه امروز وجود دارد، عمداً در طی چندین دهه، از طریق روابط رسمی دولتی، معماری مالی و تدارکات محافظت شده ساخته شده است. ایران مخفیانه وارد نیمکره غربی نشد. این شرکت وارد شد – توسط دولتهایی که مایل به ارائه پوشش، دسترسی و حفاظت بودند دعوت شد.
در مرکز این استراتژی، ونزوئلا قرار دارد.
دسترسی به حالت، نه نفوذ
ونزوئلا تصادفی به سمت ایران حرکت نکرد. نخبگان سیاسی، دیپلماتیک و تجاری به طور فعال ورود تهران را تسهیل کردند و چیزی را ارائه کردند که ایران در هیچ جای دیگر قاره آمریکا نمی توانست به دست آورد: حمایت دولتی.
دسترسی ایران از طریق وزارتخانهها، سفارتخانهها، مبادلات نفت در برابر طلا، مکانیسمهای بانکی طراحیشده برای دور زدن تحریمها، و پروازهای غیرشفاف «تجاری» بین تهران و کاراکاس بدون مانیفست محموله یا مسافری شفاف صورت میگیرد. این حرکات نمادین نبود. آنها سیستمهای کاربردی بودند – برای جابهجایی پول، افراد و منابع با حداقل بررسی طراحی شده بودند.
این ایدئولوژی نبود زیرساخت بود.
هویت، پول و حرکت
پس از تعبیه شدن، این زیرساخت فراتر از دیپلماسی گسترش یافت.
صدها گذرنامه و مدارک شهروندی ونزوئلا برای اتباع خارجی مرتبط با شبکههای افراطی صادر شد و به آنها امکان تحرک قانونی در سراسر آمریکای لاتین و فراتر از آن اعطا شد. ایران نیازی به قاچاق افراد عملیاتی از طریق مرزها نداشت، در حالی که به سادگی می توانست اسناد را به آنها تحویل دهد.
در همان زمان، شرکتهای پوسته، تجارت نفت، مبادلات طلا و راههای شویی کاراکاس، بیروت و تهران را به هم متصل کردند و به وجوه تحریمشده اجازه گردش آزادانه دادند. آژانسهای مسافرتی، شرکتهای صادرات و واردات و پستهای دیپلماتیک پوشش لجستیکی را فراهم میکردند. آنچه شبیه تجارت به نظر می رسید به عنوان ترانزیت عمل می کرد.
به همین دلیل ونزوئلا اهمیت دارد. فقط با ایران همکاری نکرد، بلکه از آن محافظت کرد.
مدل جنایتکارانه-ترور حزب الله
این حفاظت دولتی فضایی را برای حزبالله ایجاد کرد تا آشکارا بهعنوان یک سازمان ترکیبی – بخشی از گروه تروریستی، بخشی دیگر از شرکتهای جنایتکار فراملی – عمل کند.
در سراسر آمریکای لاتین، به ویژه در منطقه سه مرزی آرژانتین، برزیل و پاراگوئه، شبکه های مرتبط با حزب الله در قاچاق کوکائین، پولشویی، کالاهای تقلبی، قاچاق اسلحه و استخراج غیرقانونی طلا مشارکت دارند. درآمدها محلی نمی ماند. آنها به لبنان و سپس به ایران سرازیر می شوند و از فعالیت های تروریستی در خارج از کشور حمایت مالی می کنند.
به همین دلیل است که آژانسهای آمریکایی و بینالمللی حزبالله را نه تنها در زمره یک سازمان تروریستی، بلکه در زمره یک شبکه جنایتکار جهانی قرار میدهند.
ونزوئلا به عنوان دروازه عمل می کند – ارائه اسناد هویتی، مسیرهای هوایی، و عایق بندی سیاسی که نیاز به گذرگاه های مرزی مخفی را از بین می برد.
تاریخچه اثبات شده خشونت
این شبکه تئوری نیست. قبلاً حملاتی با تلفات جمعی انجام داده است.
در سال 1994، یک بمب گذاری حزب الله مرکز جامعه یهودیان آمیا را در بوئنوس آیرس ویران کرد و 85 نفر را کشت و بیش از 300 نفر را زخمی کرد که مرگبارترین حمله تروریستی در تاریخ آرژانتین بود. دادستان های آرژانتینی بعداً به این نتیجه رسیدند که این حمله توسط دولت ایران سازماندهی، برنامه ریزی، تامین مالی و هدایت شده و توسط حزب الله اجرا شده است.
برای چندین دهه، پاسخگویی متوقف شد – نه به دلیل کمبود شواهد، بلکه به دلیل وجود اراده سیاسی. این در زمان رئیس جمهور خاویر مایلی تغییر کرد. در سال 2024، دادگاه فدرال آرژانتین رسماً حکم داد که بمب گذاری آمیا یک اقدام تروریستی دولتی ایران است و اعلامیه های قرمز اینترپل را دوباره فعال کرد و در بالاترین سطوح پاسخگویی را پیگیری کرد.
آنچه مهم است نه تنها آنچه در سال 1994 رخ داد، بلکه آنچه پس از آن هرگز ناپدید نشد است.
همان زیرساختی که آن بمباران را قادر ساخت، سازگار، جاسازی و گسترش یافت.
همگرایی با کارتل ها – و ایالات متحده
مجری قانون ایالات متحده بارها شبکه های مرتبط با حزب الله را مستند کرده است که پول، مواد مخدر و مردم را از طریق مسیرهای تحت کنترل کارتل در آمریکای لاتین جابجا می کنند. تحقیقاتی مانند پروژه کاساندرا متعلق به DEA، خطوط لوله کوکائین و شویی را که از آمریکای جنوبی تا آمریکای مرکزی و به مؤسسات مالی ایالات متحده کشیده شده بود، افشا کرد.
در سال 2011، مقامات ایالات متحده نقشهای را کشف کردند که در آن عوامل حزبالله با واسطههای کارتل مکزیکی کار میکردند، که نشان میداد چگونه لجستیک جنایی میتواند برای تروریسم تغییر کاربری دهد.
افبیآی همچنین حامیان حزبالله را در داخل ایالات متحده برای نظارت، جمعآوری کمک مالی، تدارکات و تدارکات دستگیر کرده است – نه حملات، بلکه آمادگی قبل از حمله.
شبکه های تروریستی مدرن اینگونه عمل می کنند. بی سر و صدا جاسازی می کنند. صبر می کنند.
ایران یک چیز اساسی را درک می کند: چرا وقتی می توان در داخل نیمکره، با استفاده از شبکه هایی که هر روز از مرزها عبور می کنند، فشار وارد کرد، مستقیماً ایالات متحده را تهدید کرد؟
سوال اجتناب ناپذیر
حضور ایران در آمریکای لاتین استنباط نمی شود – مستند است. تحریمها، احکام دادگاهها، ارزیابیهای اطلاعاتی و پروندههای اجرای قانون همگی به یک نتیجه اشاره میکنند: ایران خود را در داخل یک کشور مستقل جای داد و از آن موقعیت برای نمایش قدرت در سراسر منطقه استفاده کرد.
زمانی که این زیرساخت وجود داشته باشد، نیازی به بازسازی ندارد. فقط فعال شده
این مقاله را دوست داشتید؟ HonestReporting را دنبال کنید توییتر، فیس بوک، اینستاگرام و TikTok برای دیدن پستها و ویدیوهای بیشتر که سوگیریها و افشاگریهای خبری را از بین میبرند، و همچنین محتوای دیگری که توضیح میدهد واقعاً در اسرائیل و منطقه چه میگذرد. بهروزرسانیها را مستقیماً در تلفن خود دریافت کنید. به ما بپیوندید واتس اپ و تلگرام کانال ها!
