خاورمیانه به ندرت آرام است، اما فقط برخی رویدادها امواجی را ایجاد می کنند که در سراسر منطقه طنین انداز می شود. سرنگونی رژیم سلطنتی مصر توسط جمال عبدالناصر در سال 1952 خشونت و انقلاب های ملی گرای عرب را در سراسر منطقه به راه انداخت. در سال 1358 نوبت به آیت الله خمینی رسید. سپس بهار عربی آمد.
با نگاهی به گذشته، بهار عربی به سرعت بیشتر به یک تعطیلات بهاری با برقع به جای بیکینی تبدیل شد. با این حال، آنچه با خودسوزی یک میوهفروش تونسی در اعتراض به سرکوب پلیس آغاز شد، مانند آتشسوزی گسترش یافت و منجر به سرنگونی نه تنها زین العابدین بن علی، دیکتاتور تونس، که نزدیک به ربع قرن با مشت آهنین بر کشورش حکومت میکرد، تا حسنی مبارک، رئیسجمهور مصر، که 30 سال حکومت کرده بود، انجامید. خشونت مسری بود و به زودی لیبی، یمن و سوریه را فرا گرفت. جنگهای داخلی در هر کشور به رژیمهای حاکم پایان داد، اما هرج و مرج را به دنبال خود بهجا گذاشت.
در حالی که معذرت خواهان جمهوری اسلامی این ادعا را تکرار می کنند که ایران در تاریخ مدرن خود جنگی را آغاز نکرده است، اما این ادعا کاملاً نادرست است.
سقوط جمهوری اسلامی به همان اندازه مهم خواهد بود. یکی از ارکان اصلی قانون اساسی جمهوری اسلامی و اساسنامه تأسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی صدور انقلاب بود. در حالی که معذرت خواهان جمهوری اسلامی این ادعا را تکرار می کنند که ایران در تاریخ معاصر خود جنگی را آغاز نکرده است، این کاملا محسوس است. نادرست. جنگ های قفقاز را کنار بگذارید، تصرف جزایر اماراتییا تلاش برای براندازی بحرین: حمایت جمهوری اسلامی از حزبالله لبنان و همدستی حوثیها نشاندهنده تجاوز و سرمایهگذاری نظامی در حد هرگونه تهاجم است.
در حالی که دیپلمات های ایرانی ممکن است در مورد حملات هوایی و ترورهای اسرائیل غر بزنند، جمهوری اسلامی خود جنگ را با میل غول آسا آغاز کرد. اسرائیل را پاک کن از نقشه.
فروپاشی جمهوری اسلامی بلافاصله به معنای پایان دادن به کمک و تسلیحات به گروه هایی مانند حماس در غزه و کرانه باختری، حزب الله لبنان، حشد الشعبی در عراق و حوثی ها در یمن خواهد بود، حداقل اگر ترکیه و قطر این شکاف را پر کنند.
یک حرکت موفق ایرانیان برای برکناری یک دیکتاتور منفور می تواند به طرق دیگری نیز بازتاب پیدا کند. رئیس جمهور رجب طیب اردوغان مانند خامنه ای، مخالفان را زندانی می کند و به دنبال تحمیل یک دستور کار مذهبی محافظه کارانه به کشوری است که به طور سنتی میانه روتر است. قیام ایرانیها با سقوط پولشان و خارج شدن تورم از کنترل، در میان ترکهایی که شاهد سوءمدیریت اقتصاد اردوغان در کاهش پساندازشان بودهاند نیز طنینانداز خواهد شد. زمانی که پیراهنهای قهوهای اردوغان، صلاحالدین دمیرتاش، سیاستمدار کرد و اکرم امام اوغلو، شهردار استانبول را دستگیر کردند، تعداد کمی از ترکها به خیابانها آمدند. گرچه ترک ها افتخار می کنند. اگر ایرانیان بتوانند جان خود را برای کشورشان در جهت مقابله با فساد و دیکتاتوری قرار دهند، ترک ها نیز ممکن است. اردوغان به راحتی می تواند خود را به دنبال رئیس جمهور سوریه بشار اسد و شاید خامنه ای نیز در تبعید روسیه بیابد.
آذربایجان نیز تحت یک دیکتاتوری استخوان بندی شده رنج می برد. در حالی که آذربایجان میلیاردها دلار گاز و نفت از میادین نفتی خود در دریای خزر استخراج می کند، اختلاس و فساد رئیس جمهور الهام علی اف کشورش را به حدی فقیر کرده است که درآمد سرانه در ارمنستان محصور در خشکی، که فاقد نفت است و تحت محاصره دوگانه آذربایجان و ترکیه است، بالاتر است.
این ایده که آذریهای ایران از یک دیکتاتوری رهایی پیدا میکنند و خود را تابع دیگری میکنند، مضحک است.
در حالی که انحراف طلبان آذربایجانی در باکو و دانشمندان اتاق فکری که آنها در واشنگتن پرورش می دهند، تجزیه طلبی قومی را در ایران ترویج می کنند و رویای جدا کردن “آذربایجان جنوبی” برای تشکیل آذربایجان بزرگ را در سر می پرورانند، وزن فکری آذربایجان ایران را نادیده می گیرند. شهر آذرینشین تبریز، مرکز انقلاب مشروطیت 1905-1909 بود. آذری ها سردبیری نخستین روزنامه های ایران بودند. جامعه مدنی در آذربایجان ایران بسیار عمیق تر از مرزهای جمهوری شوروی سابق است. اگر جمهوری اسلامی سقوط کند، این تصور که آذریهای ایران از یک دیکتاتوری رهایی پیدا میکنند و خود را تابع دیگری میکنند، مضحک است. این احتمال بسیار بیشتر است که آذری های ایران هسته مرکزی یا میزبان جامعه مدنی برای تحریک برای سقوط علی اف باشند.
بازگشت ولیعهد سابق ایران، رضا پهلوی و احیای احتمالی سلطنت در ایران، عنصر دیگری بر تأثیر تغییر رژیم می افزاید. سرنگونی سلطنت مصر توسط ناصر یک اثر دومینویی ایجاد کرد که پادشاهی ها را در عراق، لیبی، یمن و در نهایت ایران از بین برد. بازگرداندن حکومت سلطنتی ایران، الهامبخش فراخوانهای مشابهی در کشورهای عربی خواهد بود که در آن افکار عمومی وضعیت کنونی خود را با دیدگاهی رمانتیک از گذشته در کنار هم قرار میدهند.
حتی اگر فردا خامنه ای سقوط کند، انتقال در ایران نه سریع خواهد بود و نه روان. با این حال، پیامدهای پایان جمهوری اسلامی به اندازه ظهور ناصر، انقلاب خمینی و بهار عربی برای منطقه تأثیرگذار خواهد بود. آنچه در ایران اتفاق می افتد در ایران نمی ماند.
