احمد الشراع، رهبر سوریه، چپ، و بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، در سمت راست. عکس توسط Ronen Zvulun / Pool / AFP / Getty Pictures
اتفاق مهمی بین اسرائیل و سوریه در حال رخ دادن است و بیش از آنکه به آن توجه شود، سزاوار توجه است.
با حمایت از ایالات متحدهمقامات اسرائیلی و سوری توافق کردهاند که در جریان نشستهای پاریس، آنچه را «مکانیسم همجوشی مشترک» مینامند – کانالی دائمی برای هماهنگی در زمینههای اطلاعاتی، کاهش تنش، دیپلماسی و مسائل اقتصادی ایجاد کنند. به نظر می رسد که این آغاز تماس نهادینه شده بین دو کشوری است که از سال 1948 به طور رسمی در جنگ بودند.
اگر این روند ادامه یابد، به عنوان یک موفقیت واقعی در سیاست خارجی برای دولت دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا محسوب می شود.
برای درک اینکه چقدر این تغییر عمیق خواهد بود، ارزش دارد تاریخ مشترک دو کشور را یادآوری کنیم.
اسرائیل و سوریه – که ایالات متحده زده با مجموعه ای از حملات هدفمند به دولت اسلامی در روز شنبه – دهه ها آشکارا یا به صورت نیابتی جنگیده اند. قبل از سال 1967، مواضع توپخانه سوریه در بلندی های جولان به طور منظم جوامع اسرائیلی در دره هولا و اطراف دریای جلیل را گلوله باران می کردند. پس از اینکه اسرائیل آن منطقه را در سال 1967 تصرف کرد، گلوله باران مستقیم متوقف شد، اما درگیری متوقف نشد.
سوریه رسماً متعهد به وضعیت جنگی بود. اسرائیل در بلندیهای جولان مستقر شد. هر دو طرف با مرز به عنوان نقطه اشتعال بالقوه برخورد کردند که باید با دقت مدیریت شود. پس از صلح مصر و اسرائیل در سال 1979، سوریه به خطرناک ترین کشور همسایه اسرائیل تبدیل شد.
توافقنامه جدایی در سال 1974 یک منطقه حائل تحت نظارت سازمان ملل ایجاد کرد که عمدتاً صلح را در امتداد مرز تضمین می کرد، اما هیچ چیز اساسی را حل نکرد. در لبنان، اسرائیل و سوریه برای سالها از نیروهای مخالف حمایت کردند و نیروهای هوایی آنها برای مدت کوتاهی در طول جنگ لبنان در سال 1982 درگیر شدند. بعدها، نقش فزاینده ایران در سوریه و تقویت نظامی حزب الله تهدیدهای جدیدی را به همراه داشت. جنگ داخلی سوریه پس از آن ظرفیت اساسی دولت را از بین برد و دقیقاً همان محیط غنی از شبه نظامیان را ایجاد کرد که اسرائیل از آن در سراسر مرزهای خود می ترسد.
اکنون، با رفتن بشار اسد دیکتاتور و احمد الشرع، رهبر سابق شورشیان، سوریه کشوری درهم شکسته است که سعی در ایجاد ثبات دارد. انجمن های گذشته شرعا، به طرز نگران کننده ای، شامل رهبری گروه های جهادی است که بخشی از چشم انداز زمان جنگ در سوریه بودند. اما امروز او دولتی را اداره می کند که با فروپاشی اقتصادی، خرابی زیرساخت ها و جمعیتی که به شغل و خدمات اولیه نیاز دارد، مواجه است. انگیزه های او ساده و قدرتمند است: تضمین بقای رژیم خود، دعوت از سرمایه گذاری خارجی، و رهایی از انزوا و تحریم ها. این اهداف به سمت ایالات متحده و شرکای آن از جمله اسرائیل است.
دولت ترامپ با این پیشنهاد که پیشرفت با اسرائیل به دروازه ای برای سرمایه گذاری بین المللی تبدیل خواهد شد و تا حدی از پذیرش سیاسی که سوریه سال هاست فاقد آن بوده است، آشکارا اعلام کرده است که می خواهد شاهد همکاری جدید سوریه با اسرائیل باشد. از این رو، تمایل الشرع برای تعامل یک راز نیست.
انگیزه های اسرائیل نیز روشن است. پس از جنگ غزه، اسراییل با مشکل شهرت شدیدی مواجه است. به طور گسترده در خارج از کشور به عنوان بی پروا و بیش از حد نظامی شده تلقی می شود. دولت نه تنها بر سر اجرای جنگ بلکه بر این تصور که هیچ استراتژی سیاسی ندارد و تقریباً منحصراً به زور متکی است، تحت فشار است. مسیر دیپلماتیک با سوریه به اسرائیل اجازه می دهد تصویر بسیار متفاوتی ارائه دهد: تصویر کشوری که قادر به مذاکره با همسایگان مخالف ایدئولوژیک، تنش زدایی و همکاری منطقه ای است.
مشوق های امنیتی قابل توجهی نیز وجود دارد.
اسرائیل می خواهد نفوذ ایران و حزب الله در سوریه را محدود کند. یک مرز شمالی قابل پیش بینی می خواهد. در مورد جمعیت دروزی در جنوب سوریه – برادران دروزی اسرائیلی که به شدت به دولت وفادار هستند و خشمگین شدهاند – تضمین میخواهد. پس از کشتار دروزی های سوریه پس از استقرار رژیم الشرع. این کشور می خواهد اطمینان حاصل کند که هیچ گروه مسلح سوری نزدیک جولان قدم نخواهند گذاشت. یک مکانیسم هماهنگ تحت نظارت ایالات متحده یک راه دیپلماتیک قوی برای رسیدگی به این مسائل ارائه می دهد.
آمریکا نیز سود خواهد برد. تیم ترامپ مشتاق است نشان دهد که می تواند دستاوردهای دیپلماتیک پایداری را در خاورمیانه پس از موفقیت توافق آبراهام در دوره اول ترامپ به ارمغان بیاورد. یک تغییر معنادار در روابط اسرائیل و سوریه میتواند بسیار خوشایند باشد، بهویژه که آتشبس با میانجیگری ایالات متحده در جنگ غزه با آیندهای مبهم مواجه است.
سؤالات اصلی اکنون عملی هستند. آیا “مکانیسم همجوشی مشترک” تحت فشار می تواند کار کند؟ چه اتفاقی میافتد وقتی تقریباً بهطور اجتنابناپذیر حادثهای رخ دهد – یک هواپیمای بدون سرنشین، یک درگیری شبهنظامیان، یک حمله فرامرزی؟ آیا سیستم جدید به طور موثر دما را کاهش می دهد یا در اولین بحران فرو می ریزد؟
آیا ایران – که با بحران عمیق سیاسی داخلی خود مواجه است – سوریه ای را خواهد پذیرفت که تحت نظارت ایالات متحده با اسرائیل هماهنگ باشد یا برای تضعیف الشرع کار خواهد کرد؟ اگر به نظر برسد که دمشق از محور «مقاومت» دور شده و به سمت تفاهم امنیتی با اسرائیل حرکت می کند، حزب الله چه واکنشی نشان خواهد داد؟
توافق اسرائیل و سوریه چه تأثیری بر تلاشهای رو به زوال لبنان برای از بین بردن ظرفیت نظامی حزبالله خواهد داشت؟ الشرع قبلاً با پایان دادن به انتقال سلاح به حزب الله از ایران از طریق خاک خود کمک قابل توجهی کرده است. آیا ممکن است او به طور فعال در خلع سلاح گروه کمک کند؟
هیچ کس نباید انتظار یک پیمان صلح کامل را به زودی داشته باشد. موضوع تملک بلندیهای جولان احتمالاً یک معاملهشکنی است. افکار عمومی در سوریه به دلیل چندین دهه خصومت رسمی با اسرائیل شکل گرفته است و سیاست اسرائیل چندپاره و متزلزل است.
اما پیشرفت های دیپلماتیک می تواند انتظارات را مخدوش کند. آنها معمولاً با مکانیسم هایی مانند این شروع می شوند که شامل همکاری محدود، تماس معمولی و مدیریت بحران است.
اگر این تلاش به انتقال مرز از یک منطقه تنش دائمی به منطقه ای با ثبات مدیریت شده کمک کند، این به تنهایی یک تغییر بزرگ خواهد بود. این همچنین سیگنالی را به فراسوی منطقه ارسال خواهد کرد: تعامل ایالات متحده همچنان مهم است و فشارها و مشوق های آمریکا همچنان می تواند رفتار را تغییر دهد.
